تحلیل و بررسی تابلوی » فراخواندن سنت متی » اثر کاراواجیو

27 دیدگاه


در هر شغل، موقعیت اجتماعی و درجه فهمی از دنیای اطرافمان که باشیم، گاهی اوقات دچار حالات روخی غریبی می شویم که درک آنها برای خودمان هم آسان نیست. این حالات روحی، از عشق گرفته تا افسردگی و خلا روحی ، گاهی باعث می شود که انچه در درونمان می گذرد را به گونه ای تخلیه کنیم که سر درونمان آشکار نشود. مخصوصا اگر انسانی درونگرا باشیم. این موضوع در انسانهای حساس تر به خصوص هنرمندان بیشتر است. همانطور که همه شما می دانید در این سایت ما به دنبال این نیستیم  که حرفی که هنرمند می زند  » درست » است یا  » نادرست » امابه دنبال آن هستیم که بفهمیم چه می گوید. هر چند که در » خاصیت » داشتن این فهم هم محل مناقشه است. در هر صورت غرض از این مقدمه این بود که بگویم به نظر حقیر تابلوی امروز کاراواجیو حاصل یکی از این لحظات غریبی است که او ناچار شده است حرفش را در قالب یک پروژه کاری بیان کند.

این تابلو که در سال 1600 میلادی به سفارش یک کلیسای فرانسوی ترسیم شده است داستان انتخاب شدن » متی قدیس » به عوان یکی از 12 حواری عیسی است. داستان به این صورت است که عیسی در مسیری در حال عبور بود که ناگهان متی را می بینید که در آن زمان به عنوان مامور مالیات مشغول به کار بود و ناگهان به او می گوید » با من بیا » و او بدون هیچ حرفی دستور عیسی را اطاعت می کند.

Caravaggio - Vocazione di S. Matteo

 

در این تابلو شغل متی به عنوان مامور مالیات توسط چند سکه روی میز مشخص شده است.

نوری که از منبعی ناشناس می آید صورت عیسی را روشن کرده و جهت مسیر  مورد نظر او به سمت متی را روشن می کند.

حالت اشاره عیسی به سمت متی احتمالا ایده گرفته شده از کار میکل آنژ است.

و اما نکته جالب اینکه در این میان مشخص نیست که متی کدوم یک از دو شخصیت زیر می باشند.

در حالی که به نظر می آید که جهت نور و اشاره عیسی به سمت مرد نشسته با سر افکنده باشد در این میان مرد ریشو یه حالتی غریب هم به خود و هم به مرد نشسته اشاره می کند و حالتی تردید آمیز به وجود می آورد که با حالت دست های آنها بیننده را بیشتر سردرگم میکند.

این حرکت بیسیار هوشمندانه کاواجیو کل تابلو را به دو قسمت تقسیم میکند. می توان این دو قسمت را دنیوی و اخروی، یا شیطانی و روحانی و یا هر چه با روحیات شما سازگارتر است نامگذاری کنید. در بخش منفی این تابلو مامور مالیات سری افکنده و نا امید داره که غم دنیا را بر دوش دارد و به جای عیسی مرد ژنده پوش عمل می کند که فرسوده و پلاسیده از گذر عمر است و جای عیسی را می گیرد. در قسمت مثبت داستان عیسی با ابهت و اطمینان اشاره به مرد ریشو می کند که در چشمانش برق امید را میتوان دید و گویی راه نجات را یافته است. در این میان حالت غریب نورپردازی که به جای اینکه از پنجره باشد از نوری ناشناس می باشد به این وضعیت دامن می زند.

این تابلو جای بحث زیاد دارد. از حالت سه  فرد دیگر تابلو گرفته تا حالت پاها… اما از حوصله ی این مقاله خارج است و بهتر است در بهش نظرات با هم صحبت کنیم.

راستی شما هم قبول دارید که این هم از آن حالات غریب نقاش بوده است؟  چالش بین خوب و بد…

رئیس موزه بریتانیا : استوانه کوروش مهمترین سند آرمانی دنیای امروز است

5 دیدگاه


» نیل مک گرگور » که رئییس موزه بریتانیا می باشد در فوریه سال 2012 یا همان اواخر زمستان سال 90 سخنرانی جالبی درباره استوانه هخامنشی معروف داشت که بسیار جالب و شنیدنی است. در این یادداشت می خواهم گزیده ی این سخنرانی را برایتان بنویسم و سپس در این باره با هم به بحث می نشینیم.

نیل مک گرگور در  ابتداس سخنرانی خود پس از توضیح کوتاهی که در باره مشخصات استوانه می دهد می گوید :  << معتقدم که امروزه این استوانه نقشی اساسی در سیاست خاورمیانه بازی می کند >> او ادامه می دهد که میخواهم قبل از هر چیز درباره جنگ ایران و  » عراق » در سال 539 قبل از میلاد صحبت کنم.  » جنگ بلشازار» . و << تشابه حوادث با سال 2003 میلادی بین آمریکا و عراق که تکان دهنده است…!>>

Belshazzar’s Feast A painting by Rembrandt (c. 1635) National Gallery, London (picture taken from http://www.flickr.com)

نقاشی بالا اثر رامبراند است که متنی عبری را از کتب مقدس یهودیان نشان می دهد. بلشازار پسر نبوکدنصر بود که یهودیان را از بیت المقدس به بابل کوچ داد. همچنین نبوکدنصر اشیای گراتقمیت معبد را هم برداشته و به بابل آورد. این تابلو روایت کننده ی داستانی است که در آن بلشازار جشنی گرفته بود که در آن با همین اشیای مقدس جشنی گرفته بود و به مقدسات یهودیان توهین میکرده است. دانیال نبی روایت می کند که ناگهان دستی بیرون آمده و بر روی دیوار این خطوط نورانی را مینویسد که  » پادشاهی به مادها وپارس ها خواهد رسید «.

البته همانطور که قبلا هم در تابلوهای رامبرانت دیده بودیم دانیال نبی و پادشاهان ایران همواره  نقشی مقدس و مثبت داشته اند و دانیال نبی چندین سال در دربار شاهان ایران خدمت کرده است.
پس از این اتفاق، همان شب کوروش که بابل را محاصره کرده بود و در واقع بلشازار با اطمینان از قلعه های مستحکم شهرش جشن گرفته بود،  از طریق کانال آب وارد بابل می شود و آنجا را فتح می کند. پس از اینکه کوروش بدون خونریزی شهر را فتح کیند ، اعلامیه ای صادر می کند که بر روی این لوح گلی نوشته شده است:

اطلاعیه ای از طرف مردی که برای مردم عراق آزادی آورده است، و به زبان بابلی نوشته نوشته است:

<< من کوروش، پادشاه جهانیان، پادشاه بزرگ، پادشاه بابل،پادشاه قدرتمند و پادشاه چهارگوشه جهان هستم >>   نیل مک گرگور ادامه می دهد همانطور که میبینید آنها چندان از مبالغه کردن خجالت نمی کشیده اند. ( خنده حضار و سخنران). احتمالا این اولین بیانیه آزادی و اولین بیانیه مطبوعاتی نوشته شده در تاریخ است. و بعدا خواهید دید که توسط مشاوران روابط عمومی در دربار نوشته شده است، پس استفاده از مبالغه چندان تعجب آور نیست. حالا این پادشاه فاتح چه می خواهد بکند؟ او به یکباره تمام مردمی که کوچانده و اسیر شده اند (یهودیان) را آزاد می کند.  و به آنها مجسمه ها و اشیای قیمتی شان را پس می دهد. ( همانطور که قبلا دیدیم در تابلویی که در آن میترادات تصویر شده است اشیا را به یهودیان پس می دهند)

در واقع این شی همان  فرمان آزادی یهودیان است. اما به جز آن این پیروزی موجب شد حدود 9 سال بعد اولین امپراطوری بزرگ دنیا در سراسر خارمیانه شکل بگیرد و منطقه ای که به عنوان خاورمیانه می شناسیم در واقع یک کشور بود. دولتی  چند فرهنگی  و چند مذهبی.  در واقع  کوروش مدلی را بنیاد نهاد که یک کشور چند ملیتی و چند مذهبی را بتوان با آن اداره کرد. و این سرزمین به مدت 200 سال باقی ماند تا توسط اسکند شکسته شد و تا به امروز رویای  » خاورمیانه واحد » را همانند یک آرزو نگه داشت. کشوری واحد که مردم با ادیان مختلف بتوانند در آن زندگی کنند. در سراسر فرهنگ اروپایی مدل کوروش سرمشق باقی ماند.

در ادامه نیل مک گرگور می گوید که این داستان که در کتب مقدس آمده است و توسط این استوانه تایید شده سندی است برای یهودیان، اما تفاوتی کلیدی در این میان وجود دارد، چرا که در کتب یهودیان » یهوه » بود که به عنوان خدا کوروش را راهنمایی می کند اما در استوانه از مردوک خدای بابلیان نام برده می شود! تمام داستان مشابه است اما ایراد کار بسیار بزرگ است…!

او ادامه میدهد: << در سال 1917 میلادی اعلامیه » بالفور » توسط پادشاه بریتانیای کبیر جرج پادشاه انگلستان اعلام شد و در آن خاورمیانه خانه یهودیان شناخته شد و بدینوسیله به یهودیان اجازه بازگشت داده شد.>> در آن زمان یهودیان تصاویر کوروش و جورج پادشاه  را به عنوان ناجیان خود نگه می داشتند.

در آن زمان دولت اسرائیل بنیان نهاده شد البته 50 سال بعد قدرت بریتانیا رو به افول نهاد. پس از آن امریکا و انگلیس تصمیم گرفتند که منطقه اسرائیل و خاورمیانه را از تحت نفوذ کمونیستم دور نگه دارند و ابر قدرتی که باید این مهم را انجام دهد شاه ایران بود. به همین دلیل شاه سکه ای با طرح کوروش و فرمان او ضرب می کند.

10 سال بعد از آن انقلاب ایران رخ می دهد که درآن علاقه ای به کوروش وجود ندارد. پس عراق  که تصمیم بر این بود که ابرقدرت جدید منطقه باشد به ایران حمله می کند. دوباره جنگ بین ایران و عراق  وبرای ایرانیان  این بحران سنگینی بود که گذشته پرشکوهشان را به یاد بیاورند. گذشته ای که همه با هم متحد شدند و عراق را شکست دادند. پس آنها دوباره متحد شدند و عراق را شکست دادند. مسلمان و غیر مسلمان، زرتشتی ، مسیحی و غیره. مومن غیرمومن در ایرن زندگی می کنند و این نشان کوروش است.

سال گذشته لوح کوروش برای دومین مرتبه به ایران رفت . در تهران در چند ماه توسط دو میلیون نفر دیده شد که رقمی بیشتر از مهمترین نمایشگاههای غربی است. و این موضوع بحث بزرگی است که لوح کوروش چه معنایی  میدهد و معنای آن چیست؟  او قهرمان و مدافع وطن است که تحمل همه ی ادیان را دارد. و این موضوع بحثی شده است که آیا ایران هنوز مدافع مظلومان است؟

به هر حال این شی هنوز یکی از بزرگترین اعلامیه های آرمان انسانی است. این با قانون اساسی امریکا هم راستاست. و بدون قطع بیشتر از  » ماگنا کارتا » (ترجمه انگلیسی لوح در سال 1215 میلادی ) برای آزادی حرف برای گفتن دارد. . این مدرکیست که چیزهای زیادی برای مردم ایران و مردم منطقه می گوید. این حق مردم برای زندگی در یک دولت با ادیان متفاوت و آزادانه است. یک خاورمیانه و یک جهان که در آن ادیان موضوع جدایی نیستند.

این بود خلاصه ای از سخنرانی رییس موزه بریتانیا درباره لوح کوروش. همانطور که دیدید به نوعی برای ما بیان کرد که چطور یک اسطوره ملی یا فراملی می تواند بر روابط جوامع بدون اینکه آگاه باشند یا نباشند تاثیر بگذارد. برای دوستان که مایل هستند منبع ویدئو را در پایین گذاشته ام.

منبع : http://www.ted.com/talks/neil_macgregor_2600_years_of_history_in_one_object.html

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: