بررسی گرانقیمت ترین تابلوهای نقاشی تاریخ

77 دیدگاه


مدتی قبل بر اساس آماری که حراجی های رسمی دنیا اعلام کردند لیستی از گرانقیمت ترین تابلوهای دنیا  اعلام شد که احتمالا خیلی از شماها آن لیست را دیده اید. هدف من از آوردن این لیست ایجاد فضایی برای بحث و گفتگو درباره این تابلوها است و اینکه سلیقه جامعه ایرانی در قبال این تابلوها چیست.

همانطور که می دانید آثار هنری عرف خاصی برای قیمت گذاری ندارند و قیمت آنها بر اساس علاقه خریدار مشخص می شود. بالطبع آثار کشورهایی که چنین خریدارانی مجال حضور در کشور آنها را پیدا نمی کنند مانند ایران, مورد غفلت واقع می شود و از طرفی انگیزه هنرمندان داخلی نیز پایین می آید.بگذریم… سوای این موضوع همیشه در خیلی از گفتگوها چه در دنیای مجازی و چه حقیقی انتقادهایی نسبت به قیمت های نجومی این تابلوها وارد بوده , برای همین این پست را می نویسم تا مجالی باشد برای ابراز عقیده ایرانیان درباره تابلوهای معروف و گرانقیمت دنیا:
مطلب زیر از این سایت برداشته شده:

1) تابلوی اول متعلق به نقاش آمریکایی به نام جکسون پالاک است  که تابلوی او را 140 میلیون دلار یا 140 میلیارد تومان خریداری کرده اند.

احیانا اگر احساس می کنید که توانایی کشیدن چنین اثری را ندارید سخت در اشتباه هستید چون می توانید با مراجعه به پیوند زیر و تکان دادن موس خود تابلویی شبیه به این خلق کنید.
برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر به این پیوند بروید.

2)تابلوی 135 میلیارد تومانی دوم متعلق به پرتره خانوم آدل بلوچ Adele Bloch-Bauer اثر Gustave klimt است.
این  نقاش اتریشی در دسته نقاش های نمادگرا قرار می گیرد.

این تابلو مدتی در دست نازی ها (در جنگ جهانی دوم ) بود و به تازگی به صاحبان اصلی آن بازگشته است.

برای دیدن این تابلو در اندازه اصلی به این پیوند بروید.

گفتنی است تاریخ تولد این نقاش July 14, 1862 و سبک کاری او  مدرن و تحت  عنوان New Art می باشد که در بخش نظرات بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد.

3)تابلوی شماره 3 مربوط به پیکاسو و با عنوان پسرکی با پیپ می باشد که 104 میلیارد تومان خریداری  شده است .

این تابلو مربوط به دوران «رز» یا دوران صورتی پیکاسو می باشد. توضیح اینکه نقاشی های پیکاسو را به چندین دوره از جمله آبی و خاکستری و صورتی تقسیم بندی کرده اند که هر دوره نقاش یک حالت روحی غالب داشته و از رنگ های خاصی استفاده می کرده است.

گفتنی است این تصویر که اندازه کامل آن را می توانید در اینجا ببینید تصویر فرزند پیکاسو است.

ضمن اینکه در اینجا و اینجا دو تابلو از پیکاسو را بررسی کرده بودیم.

4) تابلوی چهارم هم متعلق به پیکاسو است و با قیمت 95میلیارد تومان خریداری شده است.

این تابلو در سال 1941 کشیده شده است و مربوط به معشوقه پیکاسو است. که هنرمند و عکاس هم بودند.

البته من شخصا اعتقاد دارم تابلوی گرنیکا شایستگی بیشتری برای این جایگاه داشت ولی به هر حال می توانید این تابلو را در اینجا با اندازه بزرگتر ببینید و تصور کنید که 10 سال اخر زندگی پیکاسو چقدر در کنار این خانم زیبا جذاب بوده است…!

5) تابلوی پنجم متعلق به ونگوگ و با قیمت 82 میلیارد تومان می باشد. و مربوط به پرتره دکتر گجت  است.

این اثر نقاش امپرسیونیست هلندی  توسط یک فرد ژاپنی خریدرای شد که می توانید در این پیوند آن را ببینید.

البته از این نقاشی دو ویرایش وجود دارد. در این وبلاگ قبلا درباره تابلوی شب پرستاره اثر همین هنرمند صحبت کرده بودیم.

ونگوگ هنرمندی به شدت افسرده بوده که این افسردگی را در تابلوهای خود نشان داده است.بعید نیست این پرتره افسرده قبل از آنکه به دلیل غم خود فرد باشد بیشتر به دلیل غم نقاش اینچنین ترسیم شده باشد.

6) تابلوی 80 میلیارد تومانی در جایگاه ششم متعلق به کلود مونه نقاش امپرسیونیست معاصر است.

Claude Monet نقاش فرانسوی متولد سال 1840 میباشد. این تابلو جزو معدود تابلوهایی با عنوان طبیعت است که چنین گرانقیمت می باشد.

اندازه بزرگتر

7)   Pierre-Auguste Renoir, Le Moulin de la Galette عنوان تابلوی 78 میلیاردی اثر پیر اگوست رنوار است.

سایز بزرگتر


8 ) و اما کشتار بیگناهان اثر پل ربنس اولین و تنها تابلوی کلاسیک (کلاسیک به منظور قبل از قرن 18 نه سبک هنری)در این لیست می باشد!(78 میلیارد تومان)

سایز بزرگتر

درباره کشتار بی گناهان یک تابلو تفسیر کرده بودیم که البته متعلق به این هنرمند نیست و می توانید در اینجا ببینید.

درباره ربنس هم چندین مطلب داشتیم که می توانید در بخش مربوط به او ببینید.

9) دوباره در جایگاه نهم تابلویی از ون گوگ  داریم که پرتره ای است که خوش از خودش کشیده است. (71 میلیارد تومان)

10) Rideau, Cruchon et Compotier by Paul Cézanne

نقاشی دهم اثر پل سزان نقاش فرانسوی به قیمت 60 میلیارد تومان است.(پرده سبو و ظرف میوه خوری)

11) و در نهایت اثر آخری باز هم از پیکاسو است به قیمت 55 میلیارد تومان و همانطور که رنگ آن مشخص است مربوط به دوره آبی پیکاسو می باشد.(زنی با بازوان گره کرده)

با کلیک روی عکس می توانید آن را در اندازه اصلی ببینید.

از نکات جالب این لیست که در نگاه اول به چشم می آید این است که اولا ونگوگ و پیکاسو جزو گرانقیمت ترین نقاش ها است.

نکته بعدی اینکه هیچ نقاش زنی در این لیست نیست.

نکته دیگر اینکه تمام آثار به جز یکی مربوط به بعد از سال 1850 میلادی است و همچنین برتری نقاشان فرانسوی محرز است.

به راستی این تابلوها به مزاق شما هم خوشایند است یا ذائقه ایرانی با ذائقه اروپایی و غربی کلا متفاوت است؟ آیا حس زیبایی شناختی ما با دیگران متفاوت است یا این موضوع ناشی از عوامل دیگری است؟

البته از شوخی گذشته  سعی خواهم کرد که به مرور زمان ویژگی های خاص هر تابلو را به مرور زمان در بخش نظرات اضافه کنم و امیدوارم که شما هم من رو کمک کنید.

پ.ن: از خانوم بهاره به خاطر کمک در ویرایش مطلب تشکر می کنم.

پ.ن2: امیدوارم بالاخره بتونم یاد بگیرم درست بنویسم…از وضعیت بد ویرایش جدا عذر خواهی می کنم. ولی هر کاری کردم درست نشد.


Advertisements

بررسی اشکال باستانی عجیب و مفهوم آنها(بخش پایانی)

14 دیدگاه


مطلب تا بدانجا رسیده بود که  شباهتهایی بین وحوش موجود در خواب و نمادهای زودیاک پیدا کردیم. حالا به بررسی اینکه زمان مورد نظر ما مربوط به کدام دوره می باشد می پردازیم:

پیوند بخش اول و پیوند بخش دوم

در کتاب پیامبر آریایی نوشته امید عطایی اینگونه نوشته شده: <<هزاره دهم یا بز:پادشاهی گشتاسب , بهمن پسر اسفندیار , همای دختر بهمن , دارای چهر آزادگان , دارای داریان , اسکندر رومی , اشکانیان و ساسانیان>>

همانطور که می بینید تاریخ مورد نظر ما در این دوره واقع شده است و در دوره ساسانیان پایان می یابد. برای خاتمه مطلب دوره های قوچ و بز را معرفی می کنم و نتیجه گیری را به عهده اهل فن می گذارم:

برگرفته از وبلاگ نسیم:

1)برج فلکی Aries(حمل،قوچ) اولین بخش از زودیاک می باشد و سمبل یا نشانه آن را گوسفند نر (Ram) تشکیل می دهد که منتسب به عنصر آتش است

10) برج فلکی capricorn(جدی ، بزغاله) دهمین نشانه از بروج فلکی است که با علامت بز کوهی (mountain goat) شناخته می شود و از عنصر زمینی نشئات می گیرد.

در ادامه مطلب وحش دوم و سوم را که قرار بود در پایان بگویم را می آورم:

<<وحش دوم مانند خرس بود و بر یک طرف خود بلند شد . در میان دندان هایش سه دنده بود و وی را چنین گفتند: برخیز و گوشت بسیار بخور!

وحش سوم مانند پلنگ بود  که بر پشتش چهار بال پرنده داشت. این وحش  چهار سر بود و سلطنت به او داده شد >>


COINS OF THE MEDO-PERSIAN AND GRECIAN EMPIRES The ram, symbol of Persia; and the goat, symbol of Grecia.



تصویر بالا نقشی از سکه های دوران باستان است که مربوط به پست قبلی است.


وحش دوم



خوب تفسیری دیگر از این تصاویر وجود دارد که می گوید وحش اول همان پادشاهی بابل و دومی پادشاهی ایران و سومی پادشاهی یونان و چهارمی پادشاهی روم است.


1. Babylonian Kingdom 2. Medo-Persian Kingdom 3. Grecian Kingdom 4. Roman Empire



می بینید چه تفاسیر آشفته ای از این خواب وجود دارد؟

شاید شما بتوانید از این مقاله نتیجه ای بگیرید.

راستی به نظر شما منشا نقش زیر می تواند از تعابیر باستانی بالا باشد؟


مربوط به دوره هخامنشیان



تصاویری از سورنا اسپهبد ایرانی و جنگ بین ایران و روم به فرماندهی او

28 دیدگاه


مطلبی که در پی می آید به دنبال معرفی اسپهبد ایرانی «سورنا» در سایت اعتماد نوشته شده است و تصاویر این سردار بزرگ ایرانی در دوره اشکانیان خواهد بود و نیز اطلاعات تکمیلی آن که در بخش نظرات اضافه خواهد شد.

ابتدا  تصویری ازمجسمه  این سردار را می آورم. منبع:

تندیس سورنا

و این هم تصویری  از جنگ «حران» که در آن رومیان از ایرانیان شکست می خورند:

جنگ حران بین پارتیان و رومیان

سپاه ایران در این جنگ 9000 اسب و 1000 ارابه جنگی داشت.گفتنی است این جنگ, دهمین جنگ سرونوشت ساز تاریخ باستان به حساب می آید.

مطالب مربوط به تاریخ را در همان سایت اعتماد می توانید بخوانید اما بحث های مربوط به نماد ها را در بخش نظرات اضافه خواهم کرد.

داوینچی «صورت خدا» را در نقاشی های خود مخفی کرده بود؟

110 دیدگاه


همانطور که می دانید یادداشت قبلی  هنوز ناتمام مانده است اما به دلیل اینکه نیاز به پژوهشی بیشتر دارد فعلا به بررسی تابلوهایی از داوینچی می پردازیم که به تازگی شوخی های ما درباره او جدی شده و قبرش را برای یافتن رازهای تابلوی مونالیزا نبش کرده اند!

بدون شک آثار داوینچی به قدری جالب است ونیز تحقیقات درباره این آثار به قدری زیاد است که اگر کل مطالب وبلاگ را به این موضوع اختصاص دهیم سوژه کم نخواهد آمد.
امروز تابلویی از داوینچی را مورد بحث قرار می دهیم که عنوان مشابه دو تابلوی او یعنی تابلوهای  مریم عذرا و کودک و قدیسه حنا(st.anne) است.
تابلوی اول با حضور یحیی تعمید دهنده کشیده شده و به سفارش راهبان کلیسای سرویتservitte است در حالی که تابلوی دوم بدون حضور یحیی است و احتمالا در آینده آن را مورد بررسی قرار می دهم.گویا هدف اصلی تابلو نشان دادن تقدس مریم می باشد و از طرفی باید توجه داشت که یحیی تعمید دهنده قدیس حامی فلورانس به حساب می آید و نیز حنا مادر مریم نیز در بین مردم فلورانس شخصیتی محبوب بوده است پس این نقاشی یک نقاشی ملی نیز به حساب می آمده است.
همانطور که می بینید حنا و مریم همانند دو خواهر تصویر شده اند در حالی که تفاوت سنی آن دو بسیار زیاد بوده است.


از طرفی مریم با حالتی سبک و متعادل بر روی پای مادرخود نشسته است. اصولا طریقه نشستن مریم در هر تابلویی جایگاهی نمادین دارد مثلا در همین تابلو بیشتر به جنبه انسانی و مادرانه مریم توجه شده است در حالی که در نوشت های قبلی مثلا در اینجا که اثری از ربنس است به صورت یک ملکه و در یادداشتی دیگر از همین وبلاگ در اینجا که تابلویی اثر  داوینچی است حالتی متواضعانه و البته مقتدر و در این تابلو اثر میکل آنژ او را به صورت ملکه آسمان ها و فردی مقدس تصویر کرده است.
به هرحال آنچه در این تابلو به چشم می آید این است که نشان می دهد که مریم از حنا است و مسیح تقدس خود را نه از مادرش بلکه از آسمان (اشاره دست حنا را ببینید) گرفته است.نکات دیگری که فهرست وار به آنها اشاره می کنم حالت اشاره دو انگشت کودک است که نماد مسیحیت است و نیز کامل نبودن نقاشی دستهای مریم است و نیزپاهای آنها و همچنین گویا بدن مریم و حنا با هم یکی شده اند که می تواند اشاره به یگانگی خانواده آنها داشته است. و همچنین طبق معمول یحیی تعمید دهنده همانند یک کودک تصویر شده است.

حالا به بخش جالب این تابلو می رسیم. اگر یادتان باشد قبلا درباره  اهمیت آیینه کردن در اثار داوینچی صحبت کرده بودیم که پیوند آن در اینجاست.

حالا در این تابلو محققی به نام Aislinn Simpson به کمک همین ترفند به نکاتی جالب دست پیدا کرده است.

او تصویری مشترک در این تابلو و تابلوی مونالیزا یافته است که آن را  «چهره خدا » نامیده است.

"صورت خدا " در تابلوی مریم و قدیس حنا

همچنین در پیوندی که از سایت تلگراف برای شما می گذارم مشابه همین تصویر توسط همین محقق در نقاشی مونالیزا پیدا شده است. ببینید:

چهره خدا در نقاشی مونالیزا




اشکال باستانی عجیب و مفهوم آنها از جمله شکلی که به عنوان نماد “کوروش بزرگ”به حساب می آید(بخش دوم)

30 دیدگاه


خوب در یادداشت قبلی صحبت هایی درباره بعضی از اشکال کردیم. برای این پست پیشاپیش باید یک عذرخواهی به خواننده محترم بکنم چون احتمالا این یادداشت تنها ساختار قبلی ذهن شما را به هم خواهد ریخت بدون اینکه نتیجه خاصی به شما بدهم. احتمالا بعضی از شما تصور کرده بودید که در یادداشت قبلی نتیجه ای که خواهم گرفت این است که کوروش همان ذوالقرنین می باشد. اما خواهیم دید که چنین نخواهد بود .

به آنجا رسیده بودیم که فرزندان کوروش  با نماد قوچ از بز که نماد یونان باشد شکست می خورند . در این رابطه شما می توانید شواهد زیادی پیدا کنید. من تصاویری که احتمالا می تواند به خواننده کمک کند را اضافه می کنم. از  جمله ی تصاویر تصویری است که به کوروش نسبت می دهند.

تصویر منسوب به کوروش که در دشت مرغاب کشف شده است

همانطور که در این تصویر می بینید کلاهی که کوروش بر سر گذاشته است دارای دو شاخ قوچ و مشابه همان حالتی است که در پست قبلی گفتیم یعنی یک شاخ رو به جلو و دیگری رو به عقب است .

و دیگری سکه ای است که اسکندر برای خود زده است و در آن کلاهی با شاخ قوچ بر سر نهاده است که به معنی شکست ایران است؟! . (این مورد نیاز به تحقیق بیشتر دارد و در واقع مطمئن نیستم…این به معنی این نیست که قوچ نماد اسکندر است بلکه فقط نشان دهنده غلبه اسکندر بر قوچ که نماد هخامنشیان می باشد است )

اسکندر با کلاه شاخ قوچ

و در کنار اینها ظرفی  از مصر که مربوط به دوره نفوذ ایران در مصر است.

مربوط به افریقا متاثر از ایران

خوب حتما مقالات و یا کتابهایی مثل کتاب ترجمه شده توسط باستانی پاریزی را خوانده اید که اشاره به این داشته اند که کوروش همان ذوالقرنین یا دارای دو شاخ است که می توانید به راحتی با جستجوی ساده به تعداد زیادی از این مقالات دست پیدا کنید. اما به نظر من نمی توان به سادگی در این مورد قضاوت کرد. بد نیست  به دو مقاله دیگر اشاره شود . یکی در وبلاگ ترمینوس که با وجود اینکه با تمام مطالب آن موافق نیستم اما به نکات خوبی اشاره شده و در نهایت با نتیجه ای  که گرفته می شود تا حدود زیادی می توان موافق بود :

«این مجسمه (منظور تصویر منسوب به کوروش)به احتمال بسیار زیاد نشانگر یک نماد است نه یک فرد مشخص!»

و در کنار آن مقاله ای که در یکی از فوروم های نامعتبر که معمولا مطالب را کپی می کنند پیدا کردم اما چون نتوانستم منبع اصلی را پیدا کنم ناچارا به همین فروم پیوند می دهم .نویسنده می گوید:

<< اما من چیز دیگری نیز به ذهنم می‌رسد و بعنوان پیشنهاد عرض می‌كنم:هخامنشیان دو تیره یا دو گروه از یك پدر بوده‌اند كه یكی كورش و كمبوجیه (می‌توان گفت كورشیان) و دیگر، داریوش و فرزندانش(می‌توان گفت داریوشیان) است. در كتیبه‌های هخامنشی نیز به این دو تیره اشاره رفته است و شگفت آنكه در منابع تاریخی ایران همچون شاهنامه دوران هخامنشی به دو نفز نامزد می‌شود: داراب(كورشیان) و دارا(داریوشیان) . بنابراین شاید منظور از ذوالقرین دو تیرهء هخامنشیان باشد.

اگر معنی واژه را همان «دارای دو قرن» در نظر بگیریم، سخن برخي از پژوهشگران نيز شایسته می‌نماید كه دو سده پادشاهی هخامنشی را نمایان می‌سازد.>>

خوب می بینید که موضوع به این سادگی هم نیست . نظر شخصی من این است (بدون اینکه بخواهم نتیجه مشخصی بگیرم ) قوچ باید جزو علائم مربوط به زودیاک باشد به این معنی که اشاره به دوره خاصی داشته باشد برای این منظور هم  تصویر زیر را که مربوط به نمادهای میتراییسم می باشد را نشان می دهم. این به این معنی است که دوره هخامنشیان بایستی با عصر قوچ یکی باشد و البته این موضوع نیازمند پژوهشی بیشتر است.

همانطور که می بینید این تصویر مشخصات وحش اول را هم دارا می باشد.

نکته دیگر: به نظر شما تصویری که در این بشقاب ساسانی دیده می شود فقط بیان کننده یک  داستان مشابه داستان بهرام گور است یا نمادی بر پایان دوره هخامشن و شروع دوره ساسانی؟گر این قوچ فقط به عنوان یک حیوان ساده منظور باشه که هیچ…اگر نماد هخامنشیان باشد که خوب باید بررسی شود و یا شاید در شروع دوره ساسانی عصر قوچ به پایان رسیده(طبق تذکری که دوستمان در نظرات دادند به منظور این نیست که دوره ساسانی بلافاصله بعد از دوران هخامنشیان شروع شده است.)

Sasanian_silver_plate

هنوز درباره وحش دوم و سوم صحبت نکردیم. با توجه به طولانی شدن مطلب ناچارا به پست بعدی ارجاع می دهیم شما را.

اشکال باستانی عجیب و مفهوم آنها از جمله شکلی که به عنوان نماد «کوروش بزرگ»به حساب می آید

30 دیدگاه


یادداشتی که در پی می آید حاصل حدود دو ماه تحقیق بر روی کتاب ها و صفحات مختلف اینترنتی است. با توجه به مبهم بودن مطلب و عدم اطمینان شخصی از نتیجه گیری مشخص خودداری کردم و فقط مطالب را به صورت خام می نویسم و نتیجه را به عهده خواننده می گذارم.
اگر خاطرتان باشد قبلا در اینجا درباره یونگ صحبت کرده بودیم . یونگ کسی بود که بر اساس رویاهای هر فرد و زندگی او می توانست مشکلات روانی او را شناسایی کند.گذشته از این یونگ به روان جمعی اعتقاد داشت و نیز معتقد بود که گاهی اوقات تعداد زیادی از افراد در مقاطعی از تاریخ خواب های مشابه می بینند که مربوط به همان روان جمعی است که گفته شد. هدف از این چند خطی که درباره یونگ گفتم این بود که  بگویم خواب هایی نیز در دوره هخامنشیان دیده شده که مشابه هم هستند و ثبت شده اند و بر اساس آن خواب ها مجسمه هایی ساخته شده است. این نشان دهنده همه گیر بودن آن رویاها بوده است.
درباره دانیال نبی در یادداشت مربوط به یکی از نقاشی های رامبرانت صحبت کرده بودم و می دانیم که معاصر کوروش بزرگ و در مقطعی از مقربان درگاه او بود.
مدتها بود که معنی مجسمه هایی که در جاهای مختلف می دیدم برایم نامفهموم بود. به هر حال پس از جستجوی زیاد خواب های دانیال نبی را پیدا کردم که با شکل این مجسمه ها هماهنگ است.
خوابی که دانیال نبی دیده و به صورت زیر ثبت شده است را می خوانیم و من عکس مجسمه هایی که بر اساس این خواب ها یافته ام را در کنار آن می گذارم:

نخستین خفتار:
شبگاهان در عالم رویا شده دیدم که ناگاه چهار باد آسمان بر روی دریای عظیم تاختند و چهار وحش بزرگ که با یکدیگر مخالف بودند از دریا بیرون آمدند.

اولین آنها مانند شیر بود و بالهای عقاب داشت و من نظر کردم تا بالهایش کنده شد; اون از زمین برداشته شده بر پاهای خود مثل انسان ایستاد و دل انسان به او داده شد.

فانس( یکی از اشکالی که مصریان از میتراییسم تاثیر گرفته اند)

زروان خدای زمان

وحش دوم و سوم  را موقتا حذف می کنم و به وحش چهارم میرسم:

وحش چهارم هولناک و مهیب و زورآور بود و دندانهای بزرگ آهنین داشت و باقیمانده را می خورد و پاره پاره می کرد و به پاهای خویش پایمال می نمود. او ده شاخ داشت که از میان آنها شاخ کوچکتر دیگری بر آمد و پیش رویش سه شاخ از آن شاخهای اول از ریشه کنده شد. این شاخ چشمانی مانند انسان و دهانی داشت که سحنان تکبر آمیز می گفت.

وحش چهارم

وحش چهارم

اببببببببببببببببب

همانطور که می بینید در یکی از عکس ها وحش چهارم را نماد امپراتوری روم معرفی کرده اما تعبیر دیگری نیز وجود دارد.

قبلا در یکی از پست هایم به نام بانوی پیشگوی ایرانی درباره سیبولا ها توضیح داده بودم. در یکی از این پیشگویی ها اشاره شده که مردی وحشی و خودکام و آتشگون سرزمین آسیا را به خاک و خون می کشدو درختی با ده شاخه بر جای خواهد گذاشت. این ده تن را از اسکندر تا آنتیوخوس چهارم می دانند.

در توضیحات آمده است که: وحش چهارم سلطنت چهارمین بر زمین و مخالف همه سلطنت ها خواهد بود و ده شاخ  ده پادشاه می باشند که خواهند برخاست و …

در بخش دیگری می خوانیم :

قوچی را دیدم که به سمت مغرب و شمال و جنوب( مشرق ذکر نشده) حرکت  میکرد و هیچ موجودی با او مقاومت نتوانست کرد و کسی نبود که از دستش رهایی یابد(…) اینک بزنری از طرف مغرب بر روی تمام زمین می آمد و زمین را لمس نمی کرد و در میان چشمان بز شاخی معتبر بود…

بز نماد یونان و قوچ نماد کوروش

ابولکلام آزاد در این مورد می گوید : در رویای دانیال کوروش به صورت قوچ در می آید ولی شاخ آن مثل سایر قوچها نیست بلکه یکی به جلو و دیگری رو به عقب است و عین این تصور را در پیکره کوروش می بینیم.

در جایی دیگر میخوانیم :

آن قوچ صاحب دو شاخ پادشاهان مادیان و پارسیان باشند. آن بز ستبر پادشاه یونان می باشد . وآن شاخ بزرگی که در میان دوچشمش بود پادشاه اول است…

همچنین در نوشتارهای یهودی – مسیحی قوچ و گوسپند نماد نیک و بز نماد شر است.

این مطلب ادامه دارد…

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: