چگونگی ظاهر شدن مرد ویترووین بر روی تابلوی سنت جان

34 دیدگاه



در پست قبلی خیلی از خواننده ها ایراد گرفته بودند که نقاطی که اعلام کردید در تابلو ها مشخص نیست و بیشتر بر روی تابلوی سنت جان تاکید کردند…به هیچ وجه موضوع پست من قرار نبود امروز این باشد اما به هر جهت لازم دیدم جهت روشن شدن افکار کسانی که به هر دلیل فکرشان مشعول شده و یا دچار تردید شده اند پاسخ دهم…پیشاپیش خواهم گفت این معما را برای شما حل خواهم کرد اما بدون تردید این باعث روشن شدن فکرهای عمیق نخواهد شد…چرا که این نقاط و این مفاهیم نیاز به مقدمه مفصلی دارد اما به هر حال در روشن شدن بخش هندسی آن کافی به نظر میرسد.
به ترتیب مراحل گفته شده را دنبال کنید.
1)شما 6 نقطه و یک راستا در تابلو دارید: 2 تا از نقاط آهو های تابلو هستند…یکی از نقاط نوک عصا و دیگری محل تلاقی نوک عصا با کف دست چپ مرد است.نقطه دیگر نوک انگشت پای راست مرد استو نقطه اخر نوک درخت است که تمام این نقاط در شکل مشخص است و یک راستا هم که با فلش مشخص شده دست راست مرد است که به سمتی خاص اشاره میکند.
stj
حالا جهت اشاره شده توسط انگشت را هم به ادامه میدهیم و نقطه ای که بر روی عصا قطع میکند را علامت میگذاریم.
حال راستاهای اصلی دیگری را نشان میدهم که باید آنها را ببینید.
3 نقطه ی نوک درخت و آهوی سمت راست و نوک انگشت تشکیل یک خط میدهند.
3 نقطه پایین عصا و نقطه تقاطع حاصل از اشاره مرد و عصا و نوک عصا تشکیل یک خط میدهند.

2 نقطه پایین عصا و آهوی سمت چپ یم خط تشمیل میدهند.

توجه شود که راستای اشاره شده توسط دست راست از سر آهوی سمت راست میگذرد.
حال از نوک بالای عصا خطی به موازات خط تشکیل شده از آهوی سمت چپ و پایین عصا رسم کنید.
همچنین نوک درخت را به نقطه تلاقی جدید نیز متصل کنید.
همانند شکل زیر

stj2
حالا هماند تصویر زیر از نقطه یک که حاصل تلاقی های قبلی است عمودی بر خط رسم میکنیم…خط به وجود امده خود به خود خط گذرنده از آهوی چپ و دست راست را که اریب است نصف میکند و به پشت پای مرد میرسد.
stj3

حالا نقطه 2 را به نوک بینی مرد متصل کنید و ادامه دهید تا خطوط بعدی را قطع کند.همچنین میبینید که به طور واضح نقطه 3 هم که مرکز 5 پر میباشد بدست امده است.
stj4
حالا معما حل شد؟
stj6

Advertisements

رازی که در بیشتر آثار داوینچی وجود دارد از جمله «شام آخر»..»بانوی صخره ها»..»مونالیزا»و…

127 دیدگاه



قرار بر این بود که پستی دیگر در بیان ویژگیهای «مرد ویتروین» بنویسم و بعد این پست را بیاورم…اما از آنجایی که تا حدود زیادی ریزه کاریهای اثر را دیدیم و برای جلوگیری از خسته کننده شدن مطلب تصمیم گرفتم تا پست آخر مربوط به این بحث را زودتر بنویسم و پست مربوط به ارتباط این اثر با نمادهای بافومه و پنتاگرام را بعدا توضیح دهم.
در بخش یک درباره نمادهای و مفاهیم کلی صحبت کردیم و در بخش دو درباره جزییات و ریاضیات به کار رفته در این اثر صحبت کردیم.
حال در این بخش خواهیم دید که چطور این اثر در بیشتر کارهای داوینچی خود را نشان میدهد.قبل از آن لازم است درباره مرد ستاره ای صحبت کنیم.
خیلی از شما میدانید که ستاره نماد کمال و تکامل است ..تقریبا هم مفهوم همین نماد مرد ویترووین..اما چطور این اتفاق میافتد؟به دلیل اینکه ستاره 5پر هم در از یکی از حالتهای مرد ویتروین تشکیل میشود به این صورت که اگر مرد درون دایره دستهای خود را به سمت بالا در حالت کشیده نگه دارد همانند آنچه در تصویر زیر خواهید دید ستاره 5 پر تشکیل خواهد شد.
Capture
ابتدا لیستی از آثاری که تا به حال توانسته اند مرد ویترووین را در آن کشف کنند را فهرست وار میاورم…
1.شام آخر
2.مونالیزا
3.بانوی صخره ها4.
ستایش مغان
5.سنت جان در بیابان یا «بکاس»
6.در «کلیسای رز»
7.سالیمبنی
و نقاشیهای دیگری که احتمالا از قلم بنده جا افتاده است
خوب است بدانیم که زاویه 23.5 درجه نیز در بعضی از آثار دیگر داوینچی هم کشف شده است.
برای اینکه تصاویر زیر را به خوبی متوجه بشوید لازم است کمی با حوصله به آنها نگاه کنید…عکسی که در مرحله اول قرار میدهم عکسی است که باید خطوط آن را دنبال کنید و در عکس دوم خواهید دیدکه چطور مرد ویترووین ظاهر خواهد شد.
ابتدا تصویر شام آخر را با هم بررسی میکنیم
sham akhar 1
در تصویر بالا همانطور که خطوط زرد رنگ را میبینید انها از محل های مشخصی همچون نوک انگشتان یا لبه تاق ها کشیده میشوند که به پیشانی حضرت مسیح میرسند و از آنجا به دستها وصل میشوند..حال ما 3 نقطه خاص داریم که با 3 ستاره مشخص شده اند و همچنین محلهای تقاطع را با خطوط قرمز رنگ به هم وصل میکنیم.نتیجه اینکه مرد ویترووین همانند تصویر زیر در کادر قرمز رنگ ما ظاهر خواهد شد.
sham 2
در تصویر بالا انچه را که باید بیشتر دقت کنید مثلثی است که پاهای مرد تشکیل میدهد و قبلا گفتیم که متساوی الاضلاع است و نشان دهنده حالت خاص دستان مسیح نیز میباشد.دقت کنید که تابلوی بالا به طور کامل نیست و کمی از طرفین کوچک شده است.
حال که تصویر بالا را دیدی به چند تابلوی معروف دیگر میرسیم که «بانوی صخره ها» در زیر مشخص است.نکته ای که باید آن را گوشزد کنم این است که ممکن است کمی بعضی از نقاط برای شما گنگ باشد ..در حقیقت برای توضیحات دقیق هر کدام از تابلوها یک پست اختصاصی نیاز دارد اما به هر حال با کمی دقت میتوانیم معمای مرد ویتروین را در هر اثر حل کنیم.
virgin1
همانطور که میبینید این تابلوی دوم بانوی صخره هاست…دوستانی که متوجه منظور من از اول و دم بودن این تابلو نشدند باید پست بانوی صخره ها را بخوانند.در اینجا مرکز توجه زهدان مریم مقدس بود در حالی که در شام آخر پیشانی مسیح بود.
virgin2
تابلوی بعدی ستایش مغان است که باز هم توضیحاتی درباره اش داده ام.
mogh1
اینبار نشانه ها گیج کننده تر بود؟ پس باید صبر کنید تا توضیحات خاص آن را در پستی جداگانه بدهم
mogh2
و احتمالا سختترین معما مربوط به سنت جان خواهد شد
st1

st2
نگران نباشید..به زودی ابهام هایی که در نقطه یابی داشته اید را بر طرف خواهم کرد اما فکر میکنم شما هم تا الان به این نتیجه رسیده باشید که نگرانی من از وارد شدن به این بحث بی مورد نبوده است..چون هر گام که به جلو میرویم رازهای بیشتری پیدا میشود که باید گشوده شود و هر راز یعنی یک پست!!! و گذشته از آن میبینیم که این داوینچی است که ما را به دنبال خود میکشاند.
در پستهای بعدی تابلوهای دیگر همچون مونالیزا را میبینیم و باز هم درباره مرد ویتروین توضیح میدهیم.

«مرد ویترووین» و بررسی ویژگیهای آن (بخش دو) مقدمه آثار دیگر داوینچی

33 دیدگاه


توجه:توضیحات مربوط به این اثر و بیان نکات آن برای این است که ببینید که چنین اثری با همچنین دقتی چطور در تابلوهای داوینچی متجلی میشود و این نمیتواند نکته تصادفی باشد.
——————————
این اثر داوینچی که در دفتر یادداشت او کشیده شده است بدون اغراق یکی از بحث برانگیزترین آثار دنیا به حساب میاید به همین دلیل برای تفسیر کامل آن نیاز به حجم مطالبی معادل یک کتاب متوسط نیاز میباشد.بدون شک بعد پایان این پست ها احتمالا سوالات دیگری هم به ذهنتان خواهدرسید که بی پاسخ میماند.در پست قبلی توضیحاتی کلی دایدم که دوستانی که نخوانده اند میتوانند دراینجا مطلب را بخوانند.
این اثر در سال 1490 به پایان رسید(البته در این سال اختلاف نظر هست) و اکنون در یکی از گالریهای خصوصی ونیز در ایتالیا به صورت محدود به نمایش گذاشته شده.نکته ای که همه دوستان باید دقت کنند این است که این تصویر دارای 2 بخش است.بخش اول همان حل معمای ویتروویس است که بدن در حالت صلیب قرار دارد و بخش دیگر حالت دستها و بازها به صورت باز است که مخصوص خود داوینچی است.و همچنین بد نیست بدانیم که نکاتی که خود داوینچی بر روی کاغذ بر بالا و پایین اثر نوشته است به صورت آینه ای میباشد یعنی برای خواندن آن باید آن را روبروی یک آینه قرار دهیم.بخشی از دست نوشته داوینچی را با هم میخوانیم:
«از ریشه های موهایش تا زیر چانه اش یک دهم بلندی مرد است، از زیر چانه اش تا بالای سرش یک هشتم قد اوست، از بالای سینه اش تا ریشه های موهایش یک هفتم قد اوست.»
vitruvian_man_sm
حالا به بخش دوم تابلو یعنی ایده شخصی داوینچی میرسیم:اگر پاهای مرد را به اندازه ای باز کنیم که به مقدار یک چهاردهم از قد او کاسته شود و دستهای او را به قدری بالا ببرید که نوک انگشت وسط او خط فرضی گذرنده از بالای سرتان را قطع کند آنگاه مربعی که در تصویر میبینید تشکیل میشود.در حالت طبیعی مرکز بدن ناف است و وقتی که قطرهای مربع تشکیل شده را وصل میکنیم میبینیم که در این حالت مرکزیت به آلت مرد میرسد ودر این حالت فضای بین پاها تشکیل یک مثلث متساوی الاضلاع را میدهد. مرکز بدن (center of body) به طور عادی ناف میباشد و در حالت پاباز مرکز وقار بدن (center of gravity) نقطه پایین ناف میباشد.
اشتباهی که در پست قبل داشتم این است که گفتم مرکز دایره و مربع هر دو ناف است در صورتیکه همانطور که شکل های بعدی خواهید دید مرکز دایره ناف و مرکز مربع آلت مرد میباشد.نظر شخصی من این است که با توجه به مفهوم نمادهای دایره و مربع اینطور نشان داده میشود که مرکز مادیات یعنی مربع همان لذت های جسمانی است و مرکز دایره که ناف و استعاره ای از دل میباشد محل حالات روحانی است البته این نظر چندان نمیتواند درست باشد به دلیل اینکه نمیدانم در زمان داوینچی مرکز روح بدن را مانند امروز قلب میدانستند یا نه!
به نظر میاید داونیچی در اثر خود سعی کرده است تا از نسبت طلایی فی که در پست قبلی توضیحات آن را نوشتم استفاده کند اما دچار اشتباهاتی شده است که در زیر به آن میپردازیم.
Vitruvian_vs_Golden
در تصویر بالا همانطور که میبینیداندازه صیحیح عدد فی 1.618 میباشد که داوینچی از عدد 1.656 استفاده کرده که نتیحه این شده که مربع کمی بالاتر از دایره قرار گرفته…اینکه داوینچی ناآگاهانه این نسبت را به کار برده باشد صحیح نیست زیرا این اعداد حدود 400 سال قبل از او کشف شده بود و هر ساله در ایتالیا مسابقاتی با موضوع آن اجرا میشد و تقریبا جزو اطلاعات عمومی افراد به حساب می آمد.
همچنین باید خاطر نشان کنم عدد 1.656 در صورتی به دست میاید که ما شعاع دایره را 1 فرض کنیم.
در تصویر زیر میبینیم که اگر از عدد دقیق استفاده کنیم نتیجه چنین خواهد شد.

Golden_Vinci
اما باید توجه کنیم که درست است که داوینچی در تعیین این عدد دچار اشتباه کوچکی شده ولی دقت او در لحاظ کردن همزمان این عدد در سایر ویژگیهای مربع و دایره خطای او را به حداقل رسانده…توضیح اینکه:
اگر شعاع دایره را 1 فرض کنیم آنگاه اضلاع مربع معادل 1.656 خواهد بود ….
عدد 1.571 شرایط معادل محیط دایره و محیط مربع به طور همزمان صلغ مربع است یعنی محیط دایره و مربع در این حالت مساوی است و هر ضلع برابر عدد 1.571 است.
همچنین در صورتی که مساحت های دایره و مربع یکسان باشد ضلع مربع عدد معادل 1.772 میباشد.
این مطلب را در شکل پایین ببینید تا موضوع روشن شود.
squaringthecircle
توضیح بیشتر آنکه داوینچی آگاهانه یا ناآگاهانه حالتی مابین این دو عدد را انتخاب کرده و در نتیجه تصویر نهایی بدست آمده است.
و اخرین نکته برای اتمام این پست استفاده داوینچی از زاویه 23.5 درجه میباشد که کمتر شناخته شده میباشد ولی از دیرباز این عدد مورد استفاده قرار گرفته است هرچند احتمالا این کار ناآگاهانه نبوده است.
در سال 2002 میلادی دانشمندان متوجه شدند که محور مغناطیسی کره زمین که با محور جغرافیایی 23.5 درجه اختلاف دارد در اهرام مصر نیز استفاده شده است.

Earth%20and%20Nile2
این زاویه در آثار هنری دوره رنسانس و باروک به چشم میخورد اما دقیقا مشخص نیست این کار آگاهانه بوده است یا فقط بر اساس حس زیبایی شناختی هنرمند مورد استفاده قرار گرفته است.
دون بارون Don Barone اولین کسی بود که زاویه 23.5 را در اثر مرد ویترووین کشف کرد.همانطور که در شکل زیر میبینید بخشی از کار که منحصرا ایده داوینچی است این زاویه را شامل میشود.
Vitruvian
این نکات کلی این اثر بود.در پست بعدی به بررسی حالت ستاره ای این اثر و همچنین چگونگی ارتباط آن با نمادهای دیگر میپردازیم و در نهایت نشان خواهیم داد که چگونه در تابلوی دیگر داوینچی این اثر حضور دارد.
———————————————————————————-
منابع:
http://www.chem1.com/acad/webtext/matmeasure/mm1.html
http://www.aikiweb.com/columns/rrobertson/2004_03.html
http://www.uoregon.edu/~dluebke/WesternCiv102/102Week2.html
http://www.worldgallery.co.uk/art-print/Vitruvian-man—1492-(Silkscreen-print)-5651.html
http://www.cyranoworks.com/Synopsis.html
http://www.lib-art.com/artgallery/12833-vitruvian-man-leonardo-da-vinci.html
http://www.finearttouch.com/Da_Vinci_s_Vitruvian_Man.html
http://tewalkerjr.com/blog/?cat=36
http://www.ucc.ie/chronicon/3/pasztor%20-%20article.html
http://www.shoshone.k12.id.us/renaissance/math.htm
http://cas.uchicago.edu/workshops/medprabod/
http://arthistory.about.com/library/weekly/bl_leo_vitruvian_man.htm

«مرد ویترووین» رازی برای تابلوهای داوینچی(بخش یک)

23 دیدگاه


حقیقت این است که تا کنون جرات نمیکردم وارد بحث پیچیده ی تابلوهای داوینچی بشوم به چند دلیل…یکی همان به دلیل پیچیدگی خاص و درهم بودن مطالب بود و دیگری نبود هیچ منبع فارسی که بتوانم صحت دانسته های خود را بسنجم…اما حسن یک کار هنری در حقیقت این است که هر کسی میتواند آن را از دیدگاه خودش تفسیر کند و آنهم درست باشد..دیدگاهی که حتی ممکن است به ذهن خالق اثر نرسیده باشد..مطلبی که من را مصمم کرد تا بخواهم این بحث را در وبلاگستان فارسی باز کنم تا دیگران هم همت کنند و قدم در این راه بگذارند حرکت زیبای یکی از دوستان خوبم است به نام علی اکبر ابراهیمی که در حال دوباره سازی تابلوی «شام آخر» داوینچی که کار بسیار پیچیده ونفس گیری است و این پست در حمایت از ایشان و تمام هنرمندان ایران زمین است.
و اما برای وقتی که خواستم پست مربوط به تابلوی شام آخر را بنویسم به این نتیجه رسیدم که با توجه به یکی از رازهای تابلو ناچارا بایستی ابتدا اثر مرد ویترووین را شرح دهم…پس آنچه در پی میاید مقدمه خواهد بود برای آشکار کردن رازی در تابلوهای معروف داوینچی از جمله شام آخر…مونالیزا و بانوی صخره ها که قبلا هم توضیحاتی در همین وبلاگ از آن دادم.
—————————————-
ویتروویوس مردی معمار بود که در روم میزیست.او در طراحی معابد از تصاویر و نمادهای انسانی بهره میگرفت چون معتقد بود که بدن انسان نماد کمال است.او در جلد سوم کتاب مقاله های معماری خود مطرح کرده بود که یک بدن کامل حالتی دارد که اگر دستها و پاهای آن در حالت کشیده قرار بگیرند هم درون یک مربع قرار دارند و هم درون یک دایره.
افراد زیادی تلاش کردند تا مرد مورد نظر را ترسیم کنند ولی موفق نشدند.اما داوینچی که هم هنرمند بود و هم دانشمند بهتر از هرکس دیگری صلاحیت این کار را داشت.
سوال اولی که به ذهن خود من رسیده این است که چرا یک بدن کامل بدن یک مرد است نه بدن یک زن؟این سوالی است که جواب آن را دارم ولی شما هم به آن فکر کنید!
به نظر میاید که هدف داوینچی فقط حل این معما بوده است اما نه اینطور نیست.دلیل آن هم این است که چرا از 2 جفت پا و 2 جفت دست استفاده کرده است؟
vitruvian_man_sm
در این تابلو محل تقاطع قطرهای مربع و قطرهای دایره یک نقطه است وآن ناف مرد ویترووین است.اهمیت این نقطه زمانی آشکار میشود که دقت کنیم محل مربع مورد نظر بر اساس موقعیت مرد قرار گرفته یعنی کف پاها و نوک دستها در حالت صلیب شکل مرد.
حال اگر دستها را به سمت محل برخورد دایره و مربع نشانه رویم محل دوم دستها مشخص است..اما برای پاها باید گوشه های بالای مربع را به ناف وصل کنیم که 2 خط خواهیم داشت.زاویه بیرونی 2 خط را یعنی در قسمت پایین به 4 قسمت مساوی تقسیم میکنیم و میبینیم که پاها بر روی 2 خط وسطی قرار میگیرند.در واقع به صورت ساده میتوان گفت اضلاع پایین ستاره(البته نگین چه ربطی داشت ولی نقطه همونه) مطابق شکل زیر:
1
مثلث پر رنگ پایین رو که مشخص کردم رو خوب به خاطر بسپارید که خیلی با اون کار داریم.از نظر داوینچی حالتی که مرد در حالت دوم دارد نوعی حالت روحانی خاص محسوب میشود میشود که به طریقی به کمال انسان اشاره میکند.خواهیم دید که این حالت هندسی بسیار در اثار بعدی او دیده خواهد شد.
مطلب داره طولانی میشه پس من چند جمله ای برای ختم کلام بنویسم و بقیه مطالب بیرای پست بعدی.
مربع نماد دنیای جسمانی و دایره نماد دنیای روحانی است و ترکیب این دو نشاندهنده این است که بدن انسان نمادی است از پیوند روح و ماده.
نکته بعدی این است که گفته میشود از عدد طلایی(توضیح در پایین) در این تابلو استفاده شده است.عدد فی یا طلایی 1.618 است که در دنباله فیبوناتچی و بیشتر پدیده های زیبایی شناسانه حضور دارد.
اما نکته جالب این است که داوینچی در رسم این عدد دچار اشتباهات مختصری شده است.
در پست بعدی ضمن نشان دادن ویژگیهای دیگر این اثر خواهیم دید که در بیشتر تابلوهای داوینچی تابلوی مرد ویترووین حضور دارد همچنین چگونگی ارتباط یا ربط دادن این نماد با نمادهایی که بعضا به عنوان نمادهای شیطان پرستی میشناسند هم بررسی خواهیم کرد و همچنین به بررسی مرد ستاره ای میپردازیم که از دل این اثر بدست آمده است.
توضیحات:
عدد طلایی: در ریاضیات و هنر هنگامی است که «نسبت بخش کوچک‌تر به بخش بزرگتر، برابر با نسبت بخش بزرگتر به کل» باشد.[۱]»

تعریف دیگر نسبت طلایی این است که «عددی مثبت است که اگر به آن یک واحد اضافه کنیم به مربع آن خواهیم رسید». تعریف هندسی آن چنین است: طول مستطیلی به مساحت واحد که عرض آن یک واحد کمتر از طولش باشد.

بسیاری از مراجع علمی، حرف یونانی φ را برای این عدد انتخاب کرده‌اند. مقدار عددی عدد طلایی برابر به طور تقریبی برابر است با:1.618

تعبیر هندسی دیگر اینگونه‌است: پاره خط AB و نقطهٔ M روی آن مفروضند به گونه‌ای که نسبت a به b برابر است با نسبت a+b به a. این نسبت برابر φ است. یشینه توجه به عدد طلایی نه به زمان فیبوناچی بلکه به زمانهای بسیار دورتر می‌رسد.اقلیدس در جلد ششم از سیزده جلد کتاب مشهور خود که در آنها هندسه اقلیدسی را بنا نهاد، این نسبت را مطرح کرده‌است. لوکا پاچیولی در سال ۱۵۰۹ میلادی کتابی با عنوان نسبت الهی (The Divine Proportion) تالیف کرد. وی در آن نقاشی‌هایی از لئوناردو داوینچی آورده‌است که پنج جسم افلاطونی را نمایش می‌دهند و در آنها نیز به این نسبت اشاره شده‌است.

مصریان، سالها قبل از میلاد از این نسبت آگاه بوده‌اند و آن را در ساخت اهرام مصر رعایت کرده‌اند. بسیاری از الگوهای طبیعی در بدن انسان این نسبت را دارا هستند. نسبت طول ضلع پنج پر منتظم به طول ضلع پنج ضلعی منتظم برابر همین عدد است. روانشناسان هم بر این باورند زیباترین مستطیل به دید انسان، مستطیلی است که نسبت طول به عرض آن برابر عدد طلایی باشد.
منابع در پست بعدی آورده میشوند

5تابلو از کوروش بزرگ:ازفتح بابل و نجات یهودیان تا مرگی دردناک

83 دیدگاه


در زمان حکومت بخت النصر پادشاه بابل یهودیان کشور یودا از دادن خراج امتناع کردند.پس بخت النصر  به اورشلیم حمله ور شد  وآنجا را آتش زد و مردم را به اسارت به بابل آورد و اموال با ارزش آنها را غارت کرد.هنگامیکه کوروش برای فتح بابل لشکر کشید سال 583 قبل از میلاد بود و حزقیال نبی پیامبر وقت یهودیان اسیر بود.او به همکیشان خود از قبل بشارت  داده بود که کوروش عامل خداوند برای نجات آنهاست.کوروش بعد از فتح بابل کتیبه ی معروف خود را نوشت و همانطور که در تابلوی زیر میبینید خزانه دار خود «مهرداد» را دستور داد تا تمام ظروف و اموال یهودیان را به آنها پس دهند.

jEzr0107Dore_CyrusRestoringTheVesselsOfTheTemple

نقاشی بالا توسط Gustave Doré  نقاش فرانسوی (1883-1832) کشیده شده…او آثار جذاب و زیادی دارد که همگی به همین سبک است.همچنین او در 15 سالگی اولین داستان مصور خود را چاپ کرد.

پس از پس دادن اموال یهودیان کوروش یکبار دیگر به آنها کمک کرد تا به سزرمینهای خود برگردند و معابد خود را دوباره بسازند.در تصویر زیر مشاهده میکنید که یهودیان به دور پادشاه جمع شده اند و از او درخواست کمک میکنند.پس از آن کوروش اجازه داد تا 40 هزار یهودی به سرزمینهای خود بازگردند و معابد خود را بسازند.این اتفاق نقطه عطفی در تاریخ بشریت بود از آن جهت که در آن دوران کمتر به ادیان احترام میگذاشتند..متاسفانه نقاش و تاریخ رسم این نقاشی یافت نشد!

Cyrus_II_le_Grand_et_les_Hébreux

پس از آن همانطور که دوره شکوه هر فردی به پایان خواهد رسید برای کوروش نیز چنین پیش آمد.برای مرگ کوروش 2 روایت وجود دارد که یکی از آنها این است که  او برای فتح سرزمین سکاها در شمال شرقی ایران لشکر کشید…ملکه آنها به نام تومیروس به کوروش پیغام داد که از این جنگ دست بردارد و به سرزمینهای خود قانع باشد و بر قوم خود قرمانروایی کند.اما کوروش با او جنگید و شکست خورد و به دستور تومیروس سر کوروش را بریدند,در تصویر زیر فرمان تومیروس رانشان میدهد که در حالی که ملکه اشاره میکند گویی میگوید سر کوروش را در تشتی از خون قرار دهید.همچنین در این تصویر وحشت ملکه و درندگی و جنب و جوش اطرافیان او جلب توجه میکند.

78361

نقاشی بالا توسط Lucca Ferrari نقاش ایتالیایی (1605-1654) کشیده شده است.

Galleria estense , Modena , Italy

 به دستور تومیروس سر کوروش را بریدند و در تشتی پر از خون قرار دادند و تومیروس در حالی که سر او را به دست گرفته بود خطاب به او گفت:آنقدر از خون بنوش تا سیراب شوی!!!

از این روایت 2 تابلو موجود است که هر دو را باهم میبینیم

Queen-Tomyris-With-The-Head-Of-Cyrus-The-Great

Antonio Zanchi (1631-1722) was an Italian painter

 

a

1670-72
Oil on canvas, 181 x 129 cm
Private collection

PRETI, Mattia
(b. 1613, Taverna Calabria, d. 1699, La Valleta)

به نظر شما چه جمله ای شایسته ی این پایان است؟ به نظر من «هیچ»

————————————————-

پ.ن:من فراموش کرده بودم که از دوست خوبم کوروش که در روزهای سخت کمکم کرد و همچنین اینجا به شما اطلاع رسانی مرد تشکر کنم.ممنونم کوروش

———————————-

منابع:

1) http://www.wga.hu/frames-e.html?/html/p/preti/tomyris.html

2) http://www.fedayiler.blogfa.com/post-82.aspx

3) http://www.photographersdirect.com/buyers/stockphoto.asp?imageid=1849756

4) http://persianempire.info/cyrusdeath.htm

5) http://en.wikipedia.org/wiki/File:Cyrus_II_le_Grand_et_les_H%C3%A9breux.jpg

6) http://ancienthistory.about.com/od/monotheisticreligions/tp/032808BiblePeople.htm

7) http://www.mystudios.com/artgallery/A/Antonio-Zanchi/Antonio-Zanchi-oil-paintings-1.html

دین ورزی فرایندی روحانی یا جسمانی؟و آیا اصولا «خودشناسی» امکان پذیر است؟

68 دیدگاه


حتما این جمله و یا شبیه آن را در تمام ادیان  شنیده اید که «هرکس که خود را بشناسد خدای خود را شناخته است»…از نظر من این جمله یکی مرموزترین جملاتی است که در تمام ادیان وجود دارد بنا به دلایلی که در زیر با هم میخوانیم:

ابتدا  ذهن و روح را باهم تعریف میکنبم تا دچار سوءتفاهم نشویم:

در این پست روح به هر «چیزی» ماورای جسم انسان گفته میشود که به نوعی توانایی مدیریت فعالیتهای انسان را دارد و این «چیز» میتواند از هر جنسی از جمله انرژی باشد.و ذهن به فعالیت همزمان مغز و دستگاه عصبی و مواردی که در سیستم تجربی شناخته شده هستند اطلاق میگردد.

بسیار مهم است که دقت کنیم  هیچگاه نمیتوان  در چنین مواردی با قاطعیت نظر داد و من هم نه میتوانم و نه میخواهم که نتیجه قاطعی از این بحث بگیرم و همچنین باید گفت که در دنیای علم هر لحظه بیشتر به این نکته پی میبرند که نامعقول همانقدر در آناتومی و فیزیولوژی مغز جای دارد که نامعقول!

بهترین کار یکه در چنین فضای غبارآلودی میتوان کرد استناد به آزمایشات علم روانشناسی وپزشکی است.برای شروع میتوان از 2 آزمایش مهم استفاده کرد و طرفداران هر دو عقیده را به چالش کشید:

الف)در تایید کسانی که به روح اعتقادی ندارند: در سال 1975 ویلدر پنفیلد جراح معروف مغز و اعصاب لوب های گیجگاهی سمت راست بیمارانش را به یک جریان الکتریکی ملایم تحریک کرد.بیماران غالبا گزارش میدادند که صداهای مبهمی  را میشنوند که از جایی عجیب و ناشناخته میاید.پس از آن توزین در سال 1984 از ارتباط بین لوب گیجگاهی راست و تمایلات مذهبی سخن گفت و با مطالعه بر روی 414 داوطلب خود و اعمال نوسان های الکتریکی مختلف و ارایه پرسشنامه هایی مشاهده کرد که افراد در نوسانات مختلف تمایل های مذهبی مختلفی از ارتداد تا توحید نشان میدهند.

ب)در تایید کسانی که به روح اعتقاد دارند:همین دکتر پنفیلد در آزمایشات دیگری مشاهده کرد که تخلیه صرعی و شوک الکترکی منجر به پاک شدن حافظه نه ذهن را فعال میکند و نه منفعل.به عبارت دیگر هنگامیکه با اجازه ی داوطلبان مغز آنها را به کمک شوک ها از هرگونه داده ای تخلیه کرد به جای اینکه مشاهده کند که او همانند یک فرد که حتی اصول اولیه زندگی را نمیشناسد رفتار کند عمل نمیکند.بلکه با یادآوریهایی دقیق و تجربه های آگاهانه که البته به صورت خودبه خود روی میداد از روی اطلاعات قبلی عمل میکند.

پنفیلد خود اینگونه نتیجه میگیرد که «ماهیت انرژی روح روزی مشخص خواهد شد اما اینکه ایا چیزی به عنوان ارتباط میان انسان و خدا وجود دارد و آیا پس از مرگ انسان انرژی میتواند از یک  منبع خارجی به او برسد پرسشی است که هر فرد خود باید به جواب آن برسد وعلم پاسخی برای آن ندارد»

اما بد نیست این را هم اضافه کنیم که امروزه میتوان با کمک دوربین های مخصوص انرژی خاصی را که دور تا دور انسان را فراگرفته مشاهده کرد که عکسهایی از آن را در زیر میبینیم.:

gwen-aura3OldAura

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به دوستانی که درباره صحت این عکس ها تردید دارند باید بگویم که عینکی وجود دارد به اسم عینک کرلیان که تا قبل از تحریم ایران میتوانستید با قیمت 56 هزار تومان از سایت آمازون خرید کنید همچنین با سرچ  کلمه «aura» در سایت یوتیوب میتوانید فیلمهای تهیه شده از جلسات انرژی درمانی که ترمیم هاله نور را نشان میدهند را هم مشاهده کنید.

این مطالب تا بدینجا برای این گفته شد که هیچ کس به طور قاطع نمیتواند وجود روح را انکار یا تایید کند.

حال به این آش شوربا باید جمله پر مغز زیر را از وتر نقل کنیم که میگوید «عجیب است که ادعاهای مربوط به عوالم روحی و آیین هایی که گمان میرود افراد را به قلمرو معنوی ارنباط میدهند شباهتشان بسیار کم یا به کل از هم دورند»

و بر خلاف گفته وتر ,یونگ را داریم که معتقد به نا خودآگاه جمعی است به این معنی که بشر ناخودآگاهانه به صورت هماهنگ از یکدیگر تاثیری میپذیرد که بعضی از نتایج آن یکی دیده شدن سفینه های فضایی  به طور زیادتر از گذشته در میان افراد و دیگری اعلام قدیس بودن مریم مقدس در سالهای دهه 1950 میلادی میباشد.

این عقیده یونگ با اعتقادات قرآنی هماهنگی دارد از این جهت که در قرآن آمده است که خداوند فرموده که به انسان از نفس خود دمیده است و قاعدتا باید روح تمام افراد بشر از یک جنس و در جهت همان ناخودآگاه همگرا باشد.

نمیدانم تا اکنون چقدر در رساندن منظور خودم موفق بوده ام  ولی  امیدوارم شما بتوانید یکی از گره های این راز خود شناسی که نهایتا منجر به خداشناسی خواهد شد را باز کنید..ایا نتیجه این میشود که در نهایت خدایی که شناخته میشود همان انسان است یا خدایی است که بر بالای کوهای یونان نشسته و مارا مینگرد و یا خدایی که در اسمان ها و کهکشان ها است؟اینها همه نمونه هایی از خدایان ادیان متفاوت بود و به طور کلی آیا انسان با وجود این همه اطلاعات گسیخته توانایی شناخت خود را دارد یاخیر؟ و ایا این همان راز جمله معروف ما است که خودشناسی امکان پذیر نیست؟

نظرات شما در جهت دادن به مطالب بعدی کمک به سزایی میکند.

توضیحات:

لوب گیجگاهی بخشی از مخ است.[۱]

حافظه، شنوایی، چشایی، بویایی، درک زبان و سازماندهی از کارکردهای این لخته از مغز هستند.[۲]

گاه در برخی افراد در مورد بدبویی دهان، توهم بویایی پیش می‌آید. این توهم که معمولاً کوتاه‌مدت است به ندرت نشانه‌ای از صرع لوب گیجگاهی مغز است

منابع:

1)روانشناسی دین اثر دیوید ام وولف

2)پاسخ به ایوب اثر پرفسور یونگ

3)اسطوره ای نو اثر پرفسور یونگ

4)http://aura.ph/

5)http://intoxicatedzodiac.com/blog/category/auras/

6) http://virtualreligion.net/vri/psych.html

7) کتاب روانشناسی دین اثر 4 نویسنده دیگر

 http://books.google.com/books?id=N6RtrzRvhh8C&dq=psychology+of+religion&printsec=frontcover&source=bl&ots=VcuFnPGs5

C&sig=N26cpLV2uI2KAB_uTh8GrAaMIbY&hl=en&ei=VnGuSpSKJIWeswPk

maSIBQ&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=8#v=onepage&q=&f=false

کوروش بزرگ و دانیال نبی در معبد بابل اثر رامبراند نماد سوءاستفاده مبلغان دینی از مردم

22 دیدگاه


این نقاشی توسط رامبراند نقاش هلندی در سال 1633 میلادی کشیده شده است.در ابتدا باید اشاره کنم متاسفانه داستانی که بر اساس آن نقاش  اثر خود را بنا نهاده است مورد تایید مورخان نمیباشد اما به هر حال از جنبه هنری و نمادین بسیار با ارزش است.

Rembrandt - Daniel And Cyrus Before The Idol Bel_ 1633

embrandt Harmenszoon van Rijn (Rembrandt) :  Daniel and Cyrus before the Idol Bel.1633

داستان مورد اشاره که مورد تایید نیست به این صورت است که کوروش  پس از فتح بابل  بنا بر رسمی که داشت و مبنای آن احترام و آزادی همه ی ادیان و فرقه ها بود جهت ادای احترام وارد معبد بل مردوخ خدای بزرگ بابلیان میشود.در این مراسم که کاهنان معبد و دانیال نبی که در آن زمان جزو مقربان دربار او به حساب میامد او را همراهی میکردند پادشاه متوجه شد که دانیال نبی به بت بزرگ احترام نمیگذارد.شاه خطاب به او گفت چرا به بت بزرگ احترام نمیگذاری ؟ و او پاسخ داد که من خدایی زنده را میپرستم و این فقط مجسمه ای از فلز و چوب است.

کوروش با اشاره به غذاها و شرابی که روبروی بت بود به او گفت این خدایی زنده است که غذا و شراب مصرف میکند…دانیال با خنده ای به او پاسخ داد که خدایی برنزی هیچ نیازی به این غذاها ندارد و بدون شک اینها را کاهنان مصرف میکنند.

کوروش کاهن بزرگ را احضار کرد و به او هشدار داد که در صورتی که نتواند ثابت کند که بت بزرگ غذا و شراب نیاز ندارد او را مجازات میکند و اگر توانست ثابت کند دانیال نبی را به جهت توهین به اعتقادات آنها مجازات خواهد کرد.در همان شب دانیال به صورت مخفیانه گردی را کف معبد میپاشد و صبح هنگام که شاه و همراهان جهت دیدن نتیجه آمدند دیدند که جای پای افرادی بر روی گرد از جمله جای پای زنان و کودکان بر کف معبد دیده میشود و به این صورت ثابت شد که کاهنان خود به همراه خانواده شان غذاها را مصرف میکردند و خیانت آنها که با فریب مردم غذای خود را تامین میکردند آشکار شد.

همانطور که میبینید این تابلو همانند یک صحنه نمایش آراسته شده است.کوروش با جلال و جبروت پادشاهی در حالی که با عصای سلطنتی خود به ظرف غذا و شراب رو بروی پای بت بزرگ اشاره میکند و گویی ما صدای او را میشویم که میگوید«مگر نمیبینی که بت میخورد و مینوشد؟»

و در کنار آن دانیال را میبینیم که با اندامی کوچک و لباسی فقیرانه در حالی که خاضعانه تعظیم کرده است در حال پاسخ به پادشاه است و در گوشه سمت چپ و پایین تصویر یکی از کاهنان معبد را میبینیم که با چهره ای عصبی و وحشتزده به حرفهای دانیال گوش میدهد.

با کلیک بر روی تصویر زیر میتوانید امضای رامبراند را هم مشاهده کنید.

emza

همچنین همین موضوع توسط همین نقاش از نمایی دیگر نیز کشیده شده است که در زیر میبینیم.

402887

برای دیدن تصویر بالا در اندازه بزرگ به سایت زیر بروید

http://www.royalcollection.org.uk/eGallery/object.asp?maker=12295&object=402887&row=1&detail=magnify

توضیحات:

از لغت نامه دهخدا درباره دانیال نبی آمده است:دانیال . (اِخ ) ۞ اسم اعجمی و نام پیغمبری است . (آنندراج ). دانیال از پیامبران بنی اسرائیل و همزمان کورش کبیر و داریوش بزرگ هخامنشی بوده است . در کودکی پس از گشوده شدن اورشلیم بدست نبوکدنصر، در سال 586 ق . م . در میان گروهی از یهودیان به اسارت درآمد و ببابل فرستاده شد و آنجا میزیست . (فرهنگ ایران باستان پورداود ص 160 ج 1).از انبیاء بنی اسرائیل است و از نسل حضرت داود (ع ). به سال 606 ق . م . اسیر بخت نصر گشت و با گروهی از مردم بنی اسرائیل ببابل فرستاده شد و چون از نماز بردن به فرمانروای بابل سر باززد او را نزد شیران درنده افکندند، اما وی از نزد آن ددان تندرست برآمد.

درباره بل مردوخ یا مردوک در کتیبه معروف کوروش آمده است:

من (شهر) بابل و همه (ديگر) شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتم. درماندگان باشنده در بابل را که (نبونشيد) ايشان را به رغم خواست خدايان يوغی داده بود (؟) نه در خور ايشان، درماندگی هاشان را چاره کردم و ايشان را از بيگاری برهانيدم.

مردوک خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد و(آنگاه) مرا، کوروش، پادشاهی که پرستنده وی است و کمبوجيه، فرزند زاده شده من و همگی سپاهيانم را با بزرگواری، افزونی داد و ما به شادمانی، در آشتی تمام، کردارهايمان به چشم او زيبا جلوه کرد و والاترين پايه {خدايیش} را ستوديم. به فرمان او (= مردوک) همه شاهان بر اورنگ شاهی برنشسته

منابع:

1)http://www.savepasargad.com/New-050508/03.Pasargad/Pasargad-Pages/manshour%20kourosh%20bozorg.htm

2)http://www.royalcollection.org.uk/eGallery/object.asp?maker=12295&object=402887&row=1

3)http://www.katapi.org.uk/OTApoc/Bel.htm

4)http://worldvisitguide.com/oeuvre/O0027897.html

5)http://eev.liu.edu/nehrembrandt/works/danielcyrus.htm

——————————————————————————

پ.ن:از همه دوستانی که به هر طریق جویای حال من بودند ممنون و امیدوارم شایسته نگرانی اونها باشم…این توجه شما باعث میشه مسوولیت من بیشتر بشه و من هم تلاش میکنم مطالب بهتری آماده کنم…باز هم ممنون

Older Entries

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: