One Masterpiece, One Story یک شاهکار، یک داستان , تابلوی گرنیکا Guernica

3 دیدگاه


قسمت سوم از سری مجموعه های «یک شاهکار، یک داستان » نیز آماده شد. روز اولی که شروع به کار کردم به خوبی می دانستم که کیفیت کار پایین است، اما آن تنها چیزی بود که بلد بودم. هدفم این بود که بتوانم با نشان دادن ایده ی اولیه توجه افرادی که در زمینه های دیگر مهارت دارند را جلب کنم و آنها را به یاری بطلبم. همینطور هم شد، از میان افرادی که تصمیم به کمک گرفتند قرار بر این شد که جناب پوریا پرتو زحمت روایتگری و تدوین را بکشند. نتیجه کار بسیار بهتر و حرفه ای تر از سری های قبلی است. البته در آبنده بهتر و حرفه ای تر هم خواهد شد.

در اینجا لازم است که از زحمات بدون چشم داشت ایشان کمال تشکر و امتنان را بنمایم.

برای دیدن عکس ها با کیفیت بالا:

https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=636043526462295&id=148034268596559

برای دانلود ویدئو:

http://www.4shared.com/video/euqpvFf0ba/v_1.html

Advertisements

جوری که استاد دانشگاه هاروارد تابلوی » پسر و سنجاب پرنده» را تحلیل می کند این است!

9 دیدگاه


John Singleton Copley’s A Boy with a Flying Squirrel, 1765 Oil on canvas

John Singleton Copley’s A Boy with a Flying Squirrel, 1765
Oil on canvas

تابلوی بالا ساده است اما داستانی جالب دارد. در این یادداشت می خواهم سخنرانی یکی از اساتید دانشگاه هاروارد را » به طور خلاصه»برایتان بگذارم و البته لینک ویدئو به صورت کامل آن را توضیح داده است. در ابتدا لینک ویدئو را در زیر برای تماشا می گذارم و به دنبال آن خلاصه ترجمه را می نویسم.

جنیفر رابرتز می گوید:

ابتدا تصمیم گرفتم تا کمی عادتهای دانشجویان خودم رو عوض کنم، پس از آنها خواستم تا به موزه بروند و به تابلوی » پسر و سنجاب پرنده» به مدت3 ساعت نگاه کنند و تابلو را بررسی کنند. البته این وظیفه ای خسته کننده و عجیب به نظر می آید، چرا که سه ساعت تمام برای نگاه کردن به یک تابلو قابل درک نیست. اما من میخواستم به آنها بفهمانم که » نگاه کردن» به یک تابلو به معنای «دیدن » آن نیست.

در واقع برای خود من 9 دقیقه طول کشید تا بفهمم که حالت گوش پسر با حالت کناره های شکم سنجاب شبیه است. یا مثلا 21 دقیقه طول کشید تا بفهمم که فاصله زنجیر در بین انگشتان دقیقا با قطر لیوان زیر آن مساوی است و 45 دقیقه طول کشید تا بتوانم در پس زمینه روی پرده پشت سر کپی شکل هایی از چشم و گوش  پسر پیدا کنم.اینها تلاشی از طرف نقاش برای برقرای ارتباط بین بخش های مختلف المان های یک تابلو است.

CopleyBoyFlyingSquirrel1775BostonB web

حالا سوای همه این مواردی که گفتم و جنبه زمان و حوصله در قرن 21 را هم بخواهیم در نظر بگیریم، باید بگویم که انتخاب این تابلو کاملا هدفدار بود. این تابلو توسط یک نقاش فوق العاده جوان، در قرن 18 میلادی در شمال بوستون ترسیم شده است. جایی که مایل ها با اولین آکادمی نقاشی فاصله دارد. یعنی اینکه او به صورت خودآموز نقاشی را یاد گرفته است. همچنین او دوست داشت تا به لندن برود تا بتواند در آکادمی سلطنتی هنر ادامه تحصیل بدهد. پس نقاشی اش را بسته بندی کرد، به بندر رفت و آن را به آکادمی پست کرد و به کارگاه خودش برگشت.

حالا او باید مدت زمان زیادی را برای رسیدن پاسخ منتظر بماند!

یازده ماه طول کشید تا نامه ای از لندن به دستش برسد که در آن نوشته شده بود : » کار فوق العاده ای است، …، اما بیش از حد سطحی است»! نقاش از معنای این عبارت مطمئن نبود، پس نامه ای به آکادمی نوشت و از آنها تقاضای توضیح بیشتری کرد. این احتمالا جزو اولین حالت های  یادگیری از راه دور بوده است.

حالا با وجود سرعت بالای ارتباطات در این روزها ممکن شما نگران باشید که چطور این پروسه طی شده است. اما آن چیزی که در این داستان از همه بیشتر به چشم می آید  » قوام آمدن» اثر است.  در اینجا، «فاصله، زمان وصبور بودن» نه تنها باعث جلوگیری از پیشرفت نشده است بلکه باعث قوام آمدن هنرمند و شکل گیری توانایی اش شده است. این ها البته جزو ملزومات یادگیری است. ما در نقاشی صبر و حوصله ی فراوانی را می بینیم که در پاسخ اساتید نیست.  به سنجاب نگاه کنید، حالتی که شکمش دارد را نمیتوان در نگاه اول فهمید ولی با دقت می فهمیم که این نوع خاص از سنجاب است، سنجاب پرنده ای که بومی آن نواحی از بوستون است.  همچنین خود سنجاب هم در آن سرزمین نمادی از صبر و سرزنده بودن به طور همزمان است. تمام اجزای دیگر این تابلو همانند «زنجیری » که در تابلو می بینید در ارتباط با زمان و مکان  است.  زنجیر طلایی که ارزش دارد و حالت صورتی که می تواند ما را به یاد نیم رخ های حک شده روی سکه بیاندازد. و سکه هم  ارزش گذاری بر روی تداوم مکان و زمان است. چیزی که در مطمئن ترین حالت ممکن می تواند » ارزش» را منتقل کند.

در واقع این درسی است که ما در مواجهه با تاریخ می آموزیم. تاریخ به ما یاد می دهد که هر چیزی برای رسیدن به نتیجه نیاز به زمان خودش دارد. صبر و «شکل گیری» و گذشتن زمان لازمه ی خلق آثار یا چیزهای با ارزش است [ مثل بچه ای که در 4 ماهگی به دنیا می آید و در واقع مرده است و بچه ای که در 9 ماهگی به دنیا می آید و شگفتی است]  . همه ی اینها گفته شد تا بگویم «صبور بودن»  یک مهارت است که باید آموخته شود، چیزی که در نظر اول به معنی نداشتن کنترل روی شرایط است با استفاده درست می تواند عاملی برای کنترل شرایط باشد.

یک شاهکار، یک داستان. قسمت دوم : مدرسه آتن

3 دیدگاه


قسمت دوم این مجموعه هم آماده شد. صداگذاری البته بهتر شده ولی بی نقص نشده است. در قسمت بعدی مشکل آن به طور کامل حل خواهد شد.  هدف این است که در قسمتهای اول به مهمتریتن آثار هنری بپردازیم، آثاری که دانستن آنها جزو اطلاعات عمومی مردم کشورهای توسعه یافته به حساب می آید.

امکان گفتن تمام رمز و رازهای تابلو در یک فیلم کوتاه چند دقیقه ای نیست. شاید در آینده امکانی فراهم بشود که بتوانیم برای هر اثر مستندی یک ساعته بسازیم. البته مستندی واقعی با گروهی حرفه ای! مهم این است که این کار گسترش یابد. ما شروع می کنیم . شاید بقیه هم گسترش دادند.

کماکان ما را  از نظرات خود محروم نکنید و بگذارید ما هم بدانیم که آیا در مسیر درست قدم می گذاریم یا نه… با تشکر

 

عکس های مربوط به ویدئو در این لینک قابل دسترس است :

https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=625921914141123&id=148034268596559

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: