یک نقاشی مربوط به 600 سال قبل ; مدرکی دیگر از نام همیشگی » خلیج فارس «

32 دیدگاه


در حدود 700 سال پیش جهانگردی از ایتالیا ظهور کرد به نام مارکوپولو Marco Polo که می گویند تا چین و ماچین هم رفته است و شگفتیهای زیادی را از دنیا دیده است.  مهم نیست این داستان تا چه حد درست باشد . مهم این است که بر اساس این داستان ، یک نقاش فرانسوی ، حدود 600 سال پیش ، نقاشی ای ترسیم کرده است که در آن نام همیشگی خلیج فارس می درخشد.

عنوان فارسی تابلو :مارکوپولو ، به همراه فیلها و شترهایش از سمت هندوستان به تنگه هرمز در خلیج فارس می رسد

Marco Polo with elephants and camels arriving at Hormuz on the Gulf of Persia from India“ by Boucicaut Master

این نقاش فرانسوی که نقاشی هایش بیشتر برای روایت تاریخی است تا اثری هنری ، نامش Boucicaut Master  است.

نقشه سفر مارکو به صورت زیر بوده است :

Marco Polo's sea voyage aboard a Mongol trade ship from Zaytun (Canton) China, to Hormuz on the Persian Gulf ... 1290's

ممکن است قلعه ای که در تابلو می بینید و در تنگه هرمز واقع شده است همین قلعه ای باشد که به تازگی کشف شده است و خبر آن در این پیوند آمده است.

Advertisements

فراماسون ها و جام مقدس ; دروغ هایی بی شرمانه …!

57 دیدگاه


<< وقتی با دقت به این تصویر نگاه می کنید ، متوجه می شوید که یک ستاره پنج پر که نماد شیطان  است در آن مخفی شده است ، این ستاره نمادی است برای گروه های فراماسونری که نشان دهنده قدرت مخفی آنها در کل کره زمین است … ! >>

جمله ی بالا را احتمالا زیاد دیده اید و یا شنیده اید . در ظاهر همه جای کار درست است. نمادها بر اساس قواعد ریاضی و هنری در تابلو یا هر اثر دیگری مثل ساختمان قرار گرفته اند و به نظر می رسد که تصادفی نباشد اما باور کردن این موضوع که گروهی به اسم فراماسونها این چنین در پهنه تاریخ قدرتمند هستند بسیار دشوار و البته هراسناک می نماید.

حالا مشکل از کجاست؟ به نظر یک جای کار می لنگد! نتیجه این شد که من به طور اتفاقی در جریان تابلوهای مربوط به » جام مقدس » به شواهدی رسیدم که نشان می دهد این موضوع در واقع سواستفاده ای از یک جریان فراموش شده است . من سعی می کنم خلاصه ی آن را با ذکر شواهد برای شما بیان کنم و البته هر کس مایل باشد می تواند به منابع برای مطالعه بیشتر بپردازد.

برای شروع بسیار مهم و لازم است که مطلب مهمی را بگویم. بیشتر کسانی که به شایعه قدرت فراماسونری در ایران و سایر نقاط جهان دامن میزنند از یک تکنیک خاص در صحبتهای خود استفاده می کنند که برای روشن شدن آن از مثال خودمان در بالا استفاده می کنیم. در جمله اول من بر اساس اطلاعات قبلی به شما گفتم که :

<< وقتی با دقت به این تصویر نگاه می کنید ، متوجه می شوید که یک ستاره پنج پر که نماد شیطان  است در آن مخفی شده است >>

تا اینجای کار البته همه چیز درست است و حتما قبل از آن شواهد مربوطه نیز توضیح داده شده ، حالا در این شرایط که ذهن مخاطب کاملا شگفت زده از چنین هنرنمایی زیبایی از جانب نقاش است و جریان ذهن او در دست مخاطب قرار گرفته او ناگهان می گوید :

<< این ستاره نمادی است برای گروه های فراماسونری که نشان دهنده قدرت مخفی آنها در کل کره زمین است … ! >>

و خواننده و بیننده هیچگاه از خود نمیپرسد که چطور شد که این موضوع به فراماسون ها ربط پیدا کرد و چرا گوینده ناگهان حلقه زنجیر را پاره کرد ، زیرا ذهن او اکنون آمادگی دریافت هرچیزی را دارد . همیشه برای شخص این سوال وجود داشته که چرا گروه های فراماسونری را با جام مقدس یکی می دانند در صورتی که جام مقدس مربوط به گروه دیگری است . بعضی از مطالب و سخنرانی ها که در این مورد دیده ام طوری درباره این موضوع صحبت می کنند که گویا این موضوعی » بدیهی »  است !

حالا از بازی با کلمات و تکنیک های سخنرانی  که بگذریم یک موضوع دیگر نیز جذاب است . اینکه چطور می شود که چهره های بزرگ هنری در یک برهه خاص از تاریخ (رنسانس) همگی هم فراماسون شده اند و هم » جام باز » و هم همزمان عقاید آگنوستیک (نیوستیک ) دارند و هم عقاید مسیحی ! این هم یکی از سرنخ هایی بود که به من کمک کرد تا چاره کار را در جایی دیگر بیابم چون واقعا می شد شواهد را به چند مورد متضاد تفسیر کرد.  

 اپیزود اول : 

در سال های آخر قرن پانزده میلادی لورونزو مدیچی Lorenzo de› Medici   که یکی از ثروتمندان و سیستمداران ایتالیا (فلورانس ) بود به دلیل علاقه ای به هنز و ادبیات داشت تصمیم گرفت که گروهی از هنرمندان بزرگ و با استعداد آن دوران را به دور خود جمع کند. از خوش شانسی او چهره های بزرگی همچون داونیچی ، پوسن ، میکل آنجلو ، بوتیچلی و … در نزدیک او و شهر او حضور داشتند . یک موقعیت عالی که شاید در هیچ برهه تاریخی همانند آن پیش نیاید. هدف اول او  حمایت از هنرمندان بود و صرفا قصدی خاص از جمع کردن آنها نداشت . البته او سیاستمداری زیرک بود که شاید می خواست وجهه خوب خود را در جامعه تقویت کند  اما به خوبی می دانست که چنین بزرگانی خود را زیر لوای یک سیاستمدار جای نخواهند داد. گروهی که او تشکیل داد نامش بود «چوپانان آرکادیا » . دقیقا همان نامی که ما در مجموعه جام مقدس با آن روبرو بودیم.  البته این گروه زمینه ای مذهبی داشت اما آنها خود را در مقام  چوپانی برای جامعه خود می دیدند. این موضوع را از چوپان بودن پیامبران برای امت خود اقتباس کرده بودند. در واقع آنها خود را محق می دانستند که باید جامعه را به سمتی که خود صحیح می دانند هدایت کرد. اعضای این گروه چوپان یا Shepherd نامیده می شدند و در این گروه سلسله مراتبی وجود نداشت بلکه همه در یک سطح بودند و همه هم هنرمند بودند .آنها عقایدی داشتند که امروزه ما از تابلوها و آثار آنها اقتباس می کنیم و پس از تحلیل تابلو به این نتیجه می رسیم که فلان رمز یا فلان نماد در تابلو وجود دارد. این البته خیلی عادی خواهد بود که اعضای یک گروه اشتراکات زیادی را در آثاری که خلق می کنند به جای گذارند.                                            اپیزود دوم : 

افراد و گروهای زیادی  مثل فراماسون ها ، اعضای دیر صهیون ، شوالیه های معبد و غیره و غیره وجود دارند که تا توجه به جذابیت زیادی که آثار نقاشان و هنرمندان برای مردم داشت و با توجه به عمر طولانی این آثار و اینکه آنها در بلندای تاریخ جاودانه هستند ، سعی کردند که نمادهای خود را شبیه به نمادهای مورد علاقه این هنرمندان انتخاب کنند. به عنوان مثال تا به حال دقت کرده اید که چقدر نمادهای مربوط به فراماسون ها زیاد و متنوع هستند ؟ این موضوع این فایده را دارد که هر نمادی که از گذشته دور کشف می شود می توان به آنها نسبت داد حتی از دوران مصر باستان! در صورتی که این گروه ها به نسبت تاریخ بسیار نوپا محسوب می شوند .در همین وبلاگ درباره دیر زیون یا صهیون صحبت کرده بودیم که تاریخ تاسیس آن مربوط به پنجاه سال پیش است در صورتی که در همه اینطور القا می کند که در سال 1099 میلادی تاسیس شده است.

در این میان افراد و ادیانی که نمیتوانند ضعف و مشکلات خود را که قبول کنند سعی در » دشمن سازی » می زنند و دشمنی می سازنند بی نهایت مخوف و قدرتمند که بتوانند تقصیرها را به گردن آن بیاندازند و احتمالا بودجه ای هم برای مقابله با دشمن فرضی به دست آورند . شاید بیشتر از تبلیغاتی که خود فراماسون ها و گروه های مشابه برای خود داشته اند ، گروه های مذهبی و اعتقادی برای آنها تبلیغ کرده اند و هر نشانه بی ربطی را به آنها نسبت داده اند.

در آخر لازم است که منابعی را که به گروه چوپانان آرکادیا که اکنون از بین رفته اند ، اشاره کرده اند را برای شما بیاورم :

1 ) جلد 10 صفحه 536 از کتاب :

The General biographical dictionary

 With this intention he endeavoured to lorm a new society, or, as they are called in Italy, academy, under the name of Arcadia, the members to be called the shepherds of Arcadia, and each to take the name of a shepherd,

2 ) جلد 6 صفحه 735 از کتاب :

Encyclopaedia Britannica

3 ) صفحات 245 و 354 از کتاب :

Encyclopedia Americana

 edited by Francis Lieber, Edward Wigglesworth, Thomas Gamaliel Bradford

4 ) صفحه 158 از کتاب :

Secrets of the World’s Undiscovered Treasures

 By Lionel and Patricia Fanthorpe, Patricia Fanthorpe

یک نقاشی از “سفیرِ شاه عباس» در حضور رییس (دوجه)جمهوری ونیز و روایتی گمشده …

10 دیدگاه


در جریان گشت و گذارهای اینترنتی خود به  تابلویی با مضمون «پذیرش سفیر ایران از طرف رییس جمهوری ونیز » دیدیم که البته از آن هیچ نشانه ای در وبسایت های فارسی نتوانستم پیدا کنم شاید البته در  کتابها به آن اشاره شده باشد. به هر حال برای من به شخصه بسیار جالب بود که در آن تاریخ سفیری از شاه عباس به ونیز رفته است و دقیقا در همان تاریخ یک نقاش این صحنه را جاودانه کرده است.

Artist Name: Gabriele Caliari Painting Title: The Doge Marino Grimani (ruled 1595-1605) Receiving the Ambassador of Persia Museum: Palazzo Ducale - Venice

اما درباره شخصیت های تابلو صحبت می کنیم : فردی که در وسط رو به سمت ما نشسته است همان رییس یا به اصطلاح درست Doge است که نام کامل او است Marino Grimani (doge) و او بیشتر از 4 سال بر این مسند ننشست زیرا فوت کرد.  تاریخ نقاشی دقیقا همدوره تاریخ سلطنت شاه عباس یکم است و این نشان دهنده اهمیت ایران در آن دوران است که به نظر نقاش حضور سفیر ایران چنان واقعه مهمی بوده که ارزش جاودانه شدن را داشته است.

اما در جستجوهای بعدی خود متوجه شدم که این تابلو ناقص است و در واقع جزئی از یک تابلوی بزرگتر است. تابلوی اصلی در واقع یک فرسک است .

Fresco in the Doge's Palace in Venice depicting Doge Mariano Grimani receiving the Persian Ambassadors, 1599

این سفرای ایرانی در واقع همانها هستند که شاه عباس در سال 1599 میلادی به عنوان اولین سفرای ایران به اروپا فرستاد و آنها از روسیه و نروژ رفتند و در نهایت به آلمان ، ایتالیا ( رم و ونیز ) و اسپانیا رفتند .

این اقدام شاه عباس باعث شد تا در خاطر اروپایی ها خاطره ای زیبا بماند به طوری که بر همین اساس شکسپیر William Shakespeare  دو بار در نوشته های خود از ایران به عنوان سرزمین صوفی ها یاد می کند . (صفوی ها صوفی مسلک بودند ) و بعد از آن بود که انگلیسیها متوجه ایران شدند و سفرای خود را از جمله ژوزئیت ها به ایران گسیل کردند.

اطلاعات بالا را از اینجا برداشتم و البته خواهید دید که بسیار پراکنده است .

اتفاقاتی که بعدا در تاریخ ایران افتاد بسیار قابل توجه است. از آن جمله می توانم اشاره کنم به نجات تنگه هرمز از دست پرتغالی ها به کمک کشتیهای شرکت کشتیرانی هند شرقی که البته باعث نفوذ بیشتر انگلیس ها در ایران شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: