ستایش یک گوسفند … !

53 دیدگاه


ولتر می گوید : «در بازی زندگی، انسان ابتدا گول‌خور است و در پایان، گول‌زن؛ به عبارت دیگر او بره به دنیا می‌آید و روباه از دنیا می‌رود.»

نقاشی مورد بحث امروز به جرات یکی از پنجاه نقاشی مهم تاریخ بشر به حساب می آید. (ویکی پدیای فارسی میگوید: ) یان وان آیک (به فنلاندی: Jan van Eyck) یا یوهانس دی آیک، نقاش فنلاندی، یکی از بهترین نقاشان سدهٔ ۱۵ میلادی در اروپای شمالی بود. تاریخ دقیق تولد وان آیک مشخص نیست تنها می‌دانیم ۱۳۹۵ یا کمی زودتر سال تولد وی بوده‌است. اولین نوشته‌ای هم که در مورد او وجود دارد از دربار یوهان سوم، دوک باواریا در لاهه پایتخت هلند است در این نوشتار اشاره شده که وان آیک در خلال سالهای ۱۴۲۲ تا ۱۴۲۴ خدمتکار دربار به عنوان نقاش بوده‌است.

در واقع میتوان گفت بررسی کامل این نقاشی در یک یادداشت غیر ممکن است ، بنابراین بهتر است به صورت خلاصه جذابترین نکات تابلو را مرور کنیم. نام تابلو » ستایش (تقدیس) بره » است.

Ghent Altarpiece or Adoration of the Mystic Lamb ; 1434 Oil on wooden panel, National Gallery, London

همانطور که در تصویر می بینید گوسفندی بر روی یک سکو قرار دارد و فرشتگانی دور او را احاطه کرده اند مردمانی در دور و اطراف و همه مشغول تقدیس گوسپند هستند. در واقع اشاره به روایتی از انجیل می کند. قبل از شروع به بررسی تابلو باید بدانیم که تصویر بالا در واقع بخشی از یک تابلوی بزرگتر است که تصویر کامل آن را در زیر با هم می بینیم :

When opened, the altarpiece measures 11 by 15 feet (3.5 by 4.6 metres)

در مرکز تصویر گوسفندی را می بینید که توسط 14 فرشته احاطه شده است و در جلو آنها آبی که منشا حیات است به رودخانه کوچکی می ریزد. از سمت بالا کبوتری در حال تقدیس «بره» است که در واقع همان روح القدس می باشد. به طور کلی 4 گروه از مردمان در چهارگوشه تصویر جمع شده اند. در گوشه پایین سمت چپ شما فیلسوف ها و نویسنده های کافر قبل از مسیح و نیز پیامبران یهودی را می بینید که البته دربین 4 گروه فقط بعضی از این افراد این گروه زانو زده اند در حالیکه کتاب مقدس را در دست گرفته اند. از جزییات این گروه میتوان فهمید که از قسمت های مختلف دنیا آمده اند.

در گوشه پایین سمت راست پرهیزکاران مسیحی را می بینید که در پیشاپیش آنها پاپ ایستاده است. در بالا هر دو سمت تصویر شهدای مسیحیت دیده می شود با این تفاوت که مردان در سمت چپ تابلو و زنان در سمت راست تابلو هستند. مردان مشخصا با لباس های مقدس ترسیم شده اند و زنان با شاخه ای از نخل خرما که نشانه شهادت است ترسیم شده اند.

اگر بخواهیم به طور خلاصه جزییات قاب دور نقاشی اصلی را توضیح بدهیم باید بگوییم در بالا و وسط شما عیسی را می بینید که همانند پادشاهان نشسته است و در کنار او یحیی تعمید دهنده و مریم باکره دیده می شود. پس از آن فرشته هایی در حال نواختن موزیک و سپس آدم و حوا به صورت برهنه دیده می شوند درحالی که حوا سیب معروف خود را به دست گرفته است !

آنطور که من در سایت های مختلف جستجو کردم و شمردم حدود 22 نماد در این تابلو به طور واضح به کار رفته است! به بخشی از آنها می پردازیم :

1) مریم باکره با ردایی آبی رنگ و حاشیه دوزی هایی به شکل زنبق سفید و رنگهای طلایی دیده می شود. رنگ آبی نشانه خلوص و پاکی مریم است و زنبق سفید نماد تن و بدن مریم است که در مقابل خلوص نیت مریم قرار گرفته است و رنگهای طلایی نشانه درخشندگی روح مریم است. در حالی که رنگ زرد در پس زمینه دوباره تکرار شده که بیان کننده حق سلطنت است.

2) کتابها که نماد دانایی ، آگاهی و یادگیری است ، مریم کتابی را به صورت باز در روبروی خود دارد که نماد سرسپردگی به قانون الهی است و فیلسوفان نیز به نشان این که کتابشان تایید کننده احکام الهی است آن را باز می گذارند. اگر کتاب بسته باشد به نشانه این است که دانش نویسنده کامل نیست و کتابش مورد تایید کلیسا نمیباشد.

3) 14 فرشته ای که در تصویر  وجود دارند کمی گیج کننده هستند. شاید عدد 14 معانی مختلفی داشته باشد ولی برای فرهنگ مسیحیت کمی گیج کننده است. نزدیکترین چیزی که به خاطرم می رسد این است  که احتمالا اشاره به 14 فرشته ای دارد که در اسطوره ها از آسمان فرود می آیند و کودکانی را که در جنگل گم شده اند احاطه می کنند و برای آنها آواز می خوانند تا بخوابند.

4 ) چوپان ! عیسی در اینجا در نقش چوپان هم ظاهر شده است. در انجیل می خوانیم چوپان خوب ، چوپانی است که خودش را فدای گوسفندانش می کند.

در این میان من نمیخواهم و قصد ندارم بگویم که نقاش در حال شیطنت بوده است اما لحظه ای به حالت گوسپند که تک ایستاده و مردمان همه گله ای در کنار و اطراف او در حال ستایش او هستند در حالی که خدایان در بالا نظاره گر  این وضعیت هستند، انگار همه چیز » برعکس » ترسیم شده است. چوپان و گله جای خود را عوض کرده اند. اگر درباره شیطنت های آیینه ای این نقاش شنیده باشید شاید با من همعقیده باشید. اگر نشنیده اید در بخش نظرات بحث را دنبال می کنیم.

Advertisements

» لدای اتمی » نماد بشر معلق در پوچی

35 دیدگاه


در سال 1949 میلادی پس از آنکه بمب اتمی بر سر مردم  هیروشما فرود آمد ، دالی همسر خود را برهنه کرد ، تن او را عریان کشید  تا روح  لدای جدید بر اساس اسطوره های امروز بشر خلق شود.

این تابلو از چند جهت ارزش بررسی دارد . اول از همه نمادگرایی آن است . اما نکته دوم و مهم آن استفاده از تکنیک پیچیده ریاضی است. بررسی چگونگی استفاده از ریاضیات از آن جهت مهم است که قبلا دوستان انتقاد می کردند که باور اینکه کسی مثل داوینچی چنین تکنیک های پیچیده ای برای تابلوهای خود به کار گرفته باشد بسیار دور از ذهن است اما در این یادداشت خواهیم دید که این موضوع دور از ذهن نیست.

پرده ی اول :

اگر به خاطر داشته باشید قبلا در این یادداشت به اسطوره ی » لدا و قو » اشاره کرده بودیم. موضوع اسطوره را از این وبلاگ کپی می کنم تا با هم بخوانیم :
يکی از اينها مربوطه ميشود به اسطوره ی زيوس و لدا(Leda) ملکه اسپارتا. او زن بسيار زيبايی بود و زئوس هرچه تلاش برای بدست اوردن عشق او کرد موفق نشد. زئوس خود را به شکل يک قو در آورد و اين قو انقدر زيبا بود که لدا عاشق او شد و بعد از آن لدا تخم گذاشت  و از اين تخم دو بچه [ دو قلو . فوسکا] بسيار زيبا بدنيا آمدند که يکی [Castor and Pollux فوسکا]او ديگيری هلن و[ کلیمنتسرا.فوسکا]  است . اين صورت فلکی برای جشن گرفتن برای اين قوی زيبا بوجود آمد.
داستان ديگر اين است که اين قو حيوان Cassiopeia (در افسانه آندرو مدا در موردش صحبت شده است)بوده است.
داستان ديگر اين است که اين قو پسر نپتون  Cionus است که توسط آشيل خفه شد و نپتون برای جادانه نگه داشتنش او را به صورت يک قو در آورد و در آسمان جا داد.

اسطوره لدا، به طور کلی اسطوره ای تجاوزکارانه است که در قالب عشق خود را می نمایاند. لدا شاید با علاقه قلبی با زئوس به تخت رفت ولی او فقط به » قو » فکر می کرد نه به زئوس ، به همین دلیل غالبا در این داستان از لفظ  » تجاوز » به لدا استفاده می کنند که فرزندان این عشق بی سرانجام مایه بدبختی های زیادی برای انسان های عادی شدند که معروفترین آنها داستان هلن است که منجر به جنگ تروا شد. البته از این نکته نباید غافل شد که لدا در آن زمان شوهر داشته است و همان شب نیست با شوهرش همبستر بوده است و چون در یک شب دو بار عمل نزدیکی را انجام داده پس دو تخم گذاشته است !!! در واقع به شخصه فکر می کنم علت انتخاب چنین سوژه ای توسط دالی بعد از جنگ همین وضعیت بغرنج رفتار آمریکا در انتهای جنگ دوم جهانی باشد که شاید در ظاهر منجر به ایجاد صلح شد ولی در واقع تجاوزی وحشتناک بود که فرزندانی » بد یمن»  به دنیا آورد.

Artist Salvador Dalí Year 1949 Type Oil on canvas Dimensions 61.1 cm × 45.3 cm (24.1 in × 17.8 in) Location Dalí Theatre and Museum, Figueres

در این تابلو همسر دالی را می بینید که با حالتی خاص و به صورت کاملا برهنه در نقش لدا قرار گرفته است و اطراف او توسط دو جعبه چهار گوش ، کتاب ، تخم مرغ و ابزارهای ترسیم هندسی به صورتی کاملا شناور دیده می شود. در این تابلو همه چیز شناور است . حتی آب دریا بر روی ساحل قرار ندارد و شناور است. کوه هایی که در پشت می بینید طبق نظر نقاش مربوط به Cap Norfeu می شود که محلی در اسپانیا است.

تا اینجا تمام مطالب مربوط به حقایق و اسناد بود. اگر بخواهیم کمی اظهار نظر کنیم در این مورد باید به مقایسه تابلوهای قبلی و نسل کلاسیک لدا و قو با این تابلو بپردازیم. قبلا تابلویی از داوینچی با همین موضوع دیده بودیم. شخصا فکر می کنم نشان دادن یک اسطوره ی قدیمی با شمایل جدید مفهومی ندارد جز نشان دادن تغییر سرگرمی های بشر! به جای تخم مرغ هایی که از یک زن به وجود می آید و در آن کودکانی دوقلو وجود دارند اینبار با ابزارهای مهندسی و کتاب روبرو می شویم و البته یک تخم مرغ که شاید قبل از آنکه ما را به یاد تولید مثل بیاندازد ، ما را به یاد نمیرو می اندازد! هیچ تماسی در میان اجزای تابلو وجود ندارد و همه چیز معلق است. اگر شما فیلم لحظه انفجار بمب های هسته ای را دیده باشید آنگاه درک چنین حالتی آسان خواهد بود. دقیقا شبیه به لحظه ای است که  انرژی حاصل از انفجار همه چیز را معلق می کند.

کتاب نماد  یادگیری  و تخم مرغ نماد شروع زندگی دوباره است. تخم مرغ در فرهنگ انگلیسی میتواند نماد شخصیت افراد باشد چون خوب بودن یا بد بودن شخصیت افراد را به خوب یا بد بودن یک تخم مرغ تشبیه می کنند.


اپیزود دوم :

   سالوادور دالی  درباره این اثر خودش می گوید : این نقاشی را بر اساس تئوری جدید » تماس اتمی » ترسیم کرده ام که پایه و اساس آن در علم فیزیک بر مبنای فعالیت های بین اتمی می باشد. لدا ، قو را لمس نمی کند ، لدا پایه را لمس نمیکند و پایه بر روی زمین قرار نگرفته است و الخ . او اضافه می کند که نشان دادن این تعلیق یکی از جنبه های مقیاس اتمی است .

این اثر بر مبنایی کاملا ریاضی ترسیم شده است و هنرمند چنیدن مرتبه مجبور به بازآفرینی اثر شده است تا بتواند ترکیب را درون یک پنج ضلعی که بر مبنای عدد طلایی  ترسیم شده است قرار بدهد.

طرح اولیه شماره یک
طرح اولیه شماره دو

فرمول ریاضی که نقاش از آن در ترسیم اثر استفاده کرده است را می توانید در گوشه پایین سمت راست طرح اولیه شماره دو ببینید . همچنین اگر به مطالب مربوط به پنج ضلعی ها در هنر علاقه مند هستید میتوانید این یادداشت را هم ببینید .

همانطور که می بینید لدا در میان 5 ضلعی نشسته است و هر کدام از گوشه های 5 ضلعی در محلی قرار دارد که میتواند نمایانگر 5 نماد کمال باشد: 1 ) عشق  2 ) واژه یا کلمه  3) عزم و اراده  4) راهبری  5) نور یا حقیقت

برای این تابلو بحث های زیادی می توان پیش کشید که  ترجیح می دهم ادامه آن را به همراه شما در بخش نظارت بنویسم.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: