این نیز بگذرد….

2 دیدگاه


خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقش هایی را که من
بستم به خون دل
بر سر و چشم درو دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من
وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم
بدشواری در دهان گود گلدان ها
روز های سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبک شب
من بهر سو می دوم گریان
از این بیداد می کنم فریاد ، ای فریاد
وای بر من همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
وانچه دارد منظر و ایوان
من بدستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
زان دگر سو شعله برخیزد ، بگردش دود
تا سحرگاهان که میداند
که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا : « مشت خاکستر »
وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم ازپی امداد
سوزدم این آتش بیداد گر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریــــــــــــــاد ، فریــــــــــــــــــــاد

Advertisements

سرود ای ایران و یار دبستانی من

9 دیدگاه


يار دبستانی من
با من و هم راه منی 
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن اين تخت سياه

 ترکه ی بيداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما

 

دشت بيفرهنگی ما
هر ز تمومه علفهاش

خوب اگه خوب
بد اگه بد

مرده دلهای آدمهاش
دست من و تو بايد اين

پردهها را پاره کنه
کی ميتونه جز من و تو
درد ما را چاره کنه

 

http://www.divshare.com/download/launch/318750-859

ای ایران ای مرز پر گهر        ای خاكت سرچشمه هنر   

دور از تو اندیشه بدان      پاینده مانی و جاودان

ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم          جان من فدای خاك پاك میهنم

مهر تو چون شد پیشه ام          دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما          پاینده باد خاك ایران ما

سنگ كوهت دُر و گوهر است           خاك دشتت بهتر از زر است

 مهرت از دل كی برون كنم            برگو بی مهر تو چون كنم تا …

 گردش جهان و دور آسمان بپاست          نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

 مهر تو چون شد پیشه ام             دور از تو نیست ، اندیشه ام

در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما                 پاینده باد خاك ایران ما

 ایران ای خرم بهشت من        روشن از تو سرنوشت من

 گر آتش بارد به پیكرم                 جز مهرت بر دل نپرورم از …

 آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم            مهرت ار برون رود چه می شود دلم

 مهر تو چون ، شد پیشه ام                دور از تو نیست ، اندیشه ام

در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما            پاینده باد خاك ایران ما

http://uoresh.blogspot.com/

این مردم خوشبختی را نمیخواهند…میخواهند زندگی کنند

3 دیدگاه


سلام

من فوسکا هستم..آیا میگویید خب که چه؟مگر تو که هستی؟

باید به شما بگویم که من یک فرد عادی نیستم…بلکه یک انسان منحصر به فرد هستم..چطور؟..چون من هیچوقت نمیمیرم…من عمری دارم به بلندای تاریخ…

من زمانی پادشاه یودم..پادشاه یکی از شهرهای ایتالیا..وقتی که هنوز به شکل واحد در نیامده بود…وزمانی در دربار امپراطوران بزرگ یودم و زمانی در انقلاب فرانسه خدمت کردم..باید به شما کسانی که به دنبال قدرت هستید تجربیاتم را بگویم

این مردم خوشبختی را نمیخواهند بلکه میخواهند زندگی کنند…زمانی که در دربار امپراتور شارل پادشاه اسپانیا  بودم یکی از راهبان زندیق را که میخواستیم بسوزانیمش پیش از مردن به من گقت:تنها راه درست این است که آدمی بر اساس وجدان خود عمل کند..اگر این حرف درست باشد کوشش برای سلطه بر زمین کاری بیهوده است چون نجات هر فرد به دست خودش است…من فکر میکردم که وظیفه من این است که دیگران را به زور به رستگاری برسانم و اشتباهم این بود:شیطان وسوسه ام کرده بود

الان درک میکنم..آنچه برایشان ارزش دارد هرگز آن چیزی نیست که به آنها داده میشود بلکه کاریست که خودشان میکنند و اگر نتوانند چیزی خلق کنند آن را نابود میکنند…و ما میخواهیم به جای آنها دنیا را بسازیم و آنها را به بهشت رهسپار کنیم..این نظم و این اسایشی که ما آرزویش را داریم برای آنه بدترین نفرین است…

کشتاریهودیان در اورشلیم توسط تیتوس امپراطور روم

3 دیدگاه



723px-Kaulbach_Zerstoerung_Jerusalems_durch_Titus 

Oil on canvas, 585 x 705 cm // Neue Pinakothek, Munich

 

نقاشی بزرگی  به سبک فرسک(نقاشی روی دیوار) اثر

Wilhelm von Kaulbachکه مربوط به کشتار یهودیان است.“

این تابلو از نظر نمادگرایی بسیار منحصر به فرد و عالیست.هرکدام از نمادهای موجود در تابلو مانند جام طلایی…خدایان  یا پیامبران در آسمان…فرار یهودی از شیاطین…خنجرها در دست کشیشان…طلاهایی که در کنار کشیش یافته میشود..خانواده مقدس در سمت راست..اسیری که مخالف جهت تابلو به اسارت برده میشود و مواردی از این دست میتواند معانی مختلفی داشته باشد…شما با دیدن این نمادها  به یاد چه چیزی می افتید؟

اول سپتامبر سال 70 میلادی نیروهای امپراتوری روم به فرماندهی تیتوس شهر اورشلیم را پس از یک محاصره طولانی

ویران ساختند و قتل عام کردند در جریان تخریب اورشلیم، معابد یهود از بین رفت. مقاومت یهودیان در برابر سلطه رومیان چهار سال طول کشیده بود..
این شهر شش قرن و اندی پیش از آن نیز به دست بخت النصر امپراتور بابل ویران شده و باقیمانده ساکنانش به اسارت به بابل منتقل شده بودند که کوروش بزرگ بنیاد گذار ایران زمین پس از تصرف بابل آنان را به سال 538 پیش از میلاد به زادگاه خود بازگردانید و به هزینه ایران شهرشان را از نو ساخت . کوروش به هزینه ایران بنادر فنیقی صیدا و صور( در لبنان امروز ) را که بابلی ها ویران ساخته بودند باز سازی کرد

این تابلو در واقع یک شاهکار از یک واقعه تاریخی در قرن 19 میلادی میباشد.

هنرمند با نشان دادن پیامبران بزرگ و 7 فرشته در بالای تابلو و در بالای ابرها در حالی که کتاب عدالت را در دست گرفته اند نشان میدهد که این فاجعه در واقع خواست خداوند بوده است.

تیتوس و لشکریانش در سمت راست تابلو نشان داده شده اند ودو کشیش خنجر به  دست در مرکز تابلو در حال قتل بیگناهان هستند.یهودی جاودان در سمت چپ تابلو در حال فرار از شیاطین که در حال پرواز هستند میباشد.جام طلایی در سمت راست تابلو که توسط فرشتگان حمل میشود احتمالا نمادی از جام مقدس میباشد که در مسیحیت جایگاه ویژه ای دارد و معانی مختلفی هم دارد

تابلویی از جنگ اسکندروداریوش سوم The Battle of Alexander at Issus

13 دیدگاه


 

 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

1529; Limewood panel, 158.4 x 120.3 cm; Alte Pinakothek, Munich

 

برای دیدن تصویر بزرگتر روی آن کلیک کنید

معروفترین اثر آلدوفر همین اثر است که جزو مهمترین اثار هنری دنیا  میباشد که مربوط به جنگ اسکندر و داریوش سوم در 323 سال قبل از میلاد مسیح است.

«Issus»

یک  شهر باستانی در غرب ترکیه امروزیست و نشاندهنده پیروزی اسکندر بر داریوش سوم در این جنگ میباشد…

در حقیقت در صورتیکه تابلوی موجود در آسمان نقاشی وجود نمیداشت موفق به فهمیدن اینکه این تابلو مربوط به کدام واقعه تاریخی میباشد نمیشدیم.آنچه در اين تابلوی بی نظير بيشتر از همه خودنمايی می کند، طبيعت است. کتيبه ای که شکست داريوش را اعلام می کند، از ابرها آويخته شده و خود نماد اين است که اين شکست ها و پيروزی ها گذرا هستند و به چيزهايی تکيه دارند که خودشان ناپايدارند.هنرمند سعی کرده تا توضیحات تاریخی درباره شمار و نوع مبارزان را به دقت در تابلو پیاده کند…به همین دلیل او از دیدگاه یک پرنده از آسمان این اثر را آفریده و در نتیجه 2 قهرمان اصلی جنگ یعنی پادشاهان در میان ارتش مورچه مانند خود دیده نمیشوند.

اين باز شدن ناگهانی آسمان و تبعيت انسان از طبيعت حکايت از نگرش تازه ای در نقاشی آن دوران دارد . نگرشی که انسان را چون ذره ای ناچيز در مقابل اين جهان پهناور و شگفت به حساب می آورد. جهانی که رزمندگان حشره وارش در پايان کار راهی بجز فنا شدن در آن را ندارند.
اگر خوب به تصوير دقيق بشويم می توانيم حل شدن انسان های کوچک را در طبيعت عظيم جاودانه، آشکارا به تماشا بنشينيم

در آسمان تصویر خورشید به عنوان  نماد اسکندر از پس ابرها آمده و ماه که نماد داریوش است را شکست میدهد…آسمان شگفت انگیز کاملا در ارتباط با انسانهای زیر رشته کوهها و هماهنگ با آنان است.این اثرصاحب رتبه اول را در میان 100 نقاشی برتر در ویکیپدیا میباشد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: