نمادها و شخصیت های «پریماورا» اثر بوتیچلی

14 دیدگاه



در سال 1480 در شهر فلورانس هنرمند خوش ذوق و عاشق پیشه ایتالیایی به سفارش خانواده قدرتمند مدیچی اثر بینظیری خلق کرد که هنوز هم بحث پیرامون آن داغ است.بهار یا پریماورا بدون شک بعد از تولد ونوس مهمترین کار بوتیچلی است.

Botticelli Primavera wga.hu Web Gallery Artاین بهار است.پیرامون این تابلو مطالب بسیاری گفته شده که به اختصار به آنها اشاره میکنیم.

ونوس یا الهه عشق در مرکز تابلو کمی عقبتر از بقیه ایستاده است.بالای سر او فرزندش با تیر کمان خود در حال پرواز است و قلب زیبارویان را نشانه میگیرد.دختران زیبایی که با ظرافت به صورت دایره ای میرقصند.باغ زیبای رب النوع عشق توسط هرمس یا مرکوری که در سمت چپ تابلو و بی توجه به شور زندگی اطرافش ایستاده است محافظت میشود.او که یک کلاهخود و شمشیر دارد به ابرها و نشانه ای از عصایی که دو مار به دور آن پیچیده اند و نماد صلح و علم پزشکی است اشاره میکند.و با نگاه بیخیال خود گویی میگوید که مرگ به فصل ها اهمیتی نمیدهد.نقاش در اینجا به جای مارها از اژدها استفاده کرده است.

در سمت راست الهه باد یا زفیروس به دنبال کلوریس یا حوری زمین است و با باد گرم خودش او را باردار میکند و با تنفس کلوریس از دهان او گلها ی بهار بیرون میریزد

ChlorisPrimavera

کلوریس به سمت زن سمت چپ خود میرود …کسی که فلورا یا خدای بهار نام دارد و فلورا در حال پخش کردن گلهایی است که از دهان کلوریس به دامن او ریخته شده است میباشد.عده ای از منتفدان اعتقاد دارند که کلوریس و فلورا هر دو یک نفر هستند.

به طور کلی حرکت و موسیقی تابلو کاملا محسوس است.حرکت از سمت چپ به راست است که خود نشان دهنده نماد زنانگی قوی در تابلو است که البته به یک مرد ختم شده.

تابلو با خدایان آغاز و با خدایان پایان میابد.فلورا جارچی بهار فصل مورد علاقه ونوس عاشق است.ونوسی که با سینه هایی بزرگ و شکم برآمده حالتی مادرانه و باردار دارد.کوپید یا پسرک ونوس تیر آتشین خود زا به سمت دخترک رقاص وسطی که محو تماشای هرمس شده است نشانه گرفته و این حالت آهنگین تابلو موسیقایی و هارمونی خاصی به آن بخشیده است.

لباس شخصیت ها نیز بسیار جالب است.ونوس با پوششی متوسط با ردایی قرمز رنگ به همان رنگی که هرمس پوشیده است القا کننده عشق است.پوشش نیمه برهنه حوری زمینی که گویی پس از عشق بازی با باد به فلورا با آن پوشش محجوبانه با پوششی از گلها و سبزه ها تبدیل میشودو چهره شادش بسیارجلب توجه میکند.حلقه گل بر گردن و تاج گل نیز نماد پاکدامنی اوست.

و دخترکان رقاص نیمه برهنه که آتش عشق را شعله ور میکنند.بیخود نیست که منتفدان اعتقاد دارند که این تابلو نشان دهنده شورزایش در طبیعت و انسان است.

این تابلو تا سال 1743 در خانه مدیچی ها مخفی ماند و پس از مرگ دیانتی به معرض دید عموم گذاشته شد.

معرفی آثار گرانبهای نقاشی(2):سیب زمینی خورها…!

6 دیدگاه


توجه:مطالبی که در کلیه پست های «معرفی» خواهم گذاشت بیشتر کپی شده از سایت ویکیپدیا است و اضافات جزیی دارد

ارتعاش در همه ی آثار ونگوگ دیده میشود اما همیشه یک صحنه زیبا تشکیل نمیدهد.بر خلاف آسمان پرستاره ونگوگ که زیبایی طبیعت را با زبانی دیگر فریاد میزد اینبار تابلویی نازیبا داریم که البته چندان هم غیر عمد نبوده است.انرژی خاصی که در پس چهره های زشت کارگران موج میزند و تصویر را گویی به تحرک وا میدارد جالب توجه است.

 

Potato%20Eaters

سیب‌زمینی‌ خورها (به هلندی: De Aardappeleters) یکی از آثار نقاش مشهور هلندی، ونسان ونگوگ (۱۸۵۳۱۸۹۰ میلادی) است که در سال ۱۸۸۵ میلادی خلق شده است.

این اثر به این دلیل دارای اهمیت است که نخستین تلاش و تجربه ونسان سر تا پا شور و شوق بود تا خود را به دنیای هنری اروپای اواخر قرن نوزدهم میلادی و دوران اوج امپرسیونیسم اثبات کند. تلاشی که پس از پنج سال مطالعه و خلق ده‌ها طرح و الگو و آثار مشابه، همچون اثر نیمه تمام حفاران سیب زمینی در ۱۸۸۳، این بار به نتیجه رسید.

ونگوگ این اثر را در پاسخ به کمک ها و حمایت های برادرش تئو به عنوان یک شاهکار هنری برای او فرستاد اما این اثر که تمام امیدها و آرزوهای نقاش جوان در آن نهفته بود، خیلی کمتر از آن چیزی که انتظارش را داشت به موفقیت رسید.

این اثر تا قبل از خودکشی ونگوگ در سال ۱۸۹۰ میلادی در هیچ نمایشگاهی در پاریس به نمایش گذاشته نشد و علی رغم درخواست های مکرر وی از برادرش، تئو آن را به دوراند روئل دلال آثار هنری که دوست وی بود، نشان نداد.

ونگوگ در نامه ای که همراه این اثر برای برادرش فرستاد، در مورد سیب زمینی خورها گفته بود:

«من سعی کرده ام روی این نکته تاکید کنم که این مردم، سیب زمینی خودشان را زیر نور چراغ با همان دستانی می‌خورند که چند لحظه پیش، زمین را با آن می‌کندند. پس موضوع اصلی اثر در مورد کارگران است و این که چگونه صادقانه غذایشان را به دست می‌آورند. به جای آن که دقیقا چیزی که در مقابل دیدگانم قرار دارد بازآفرینی کنم، رنگ را طوری آزادانه به کار می گیرم تا با اجبار بیشتری خویشتن را عرضه کنم.»

این اثر هم اکنون در موزه ونگوگ در شهر آمستردام هلند نگهداری می‌شود

«نگهبانان شب» اثر رامبراند و اتفاقی که دو دقیقه بعد در تابلو رخ میدهد!

15 دیدگاه



بدون شک این تابلو از گرانبهاترین آثار نقاشی دنیاست که اثر رامبراند نقاش هلندی(1606) میباشد و اکنون در هلند نگهداری میشود.

 

De nachtwacht

برای دیدن تصاویر در اندازه اصلی روی آنها کلیک کنید.

رامبراند ناخوش احوال بود که سفارش تصویرگری 18 نفر از اعضای برجسته گارد محافظان شبانه شهر را دریافت کرد.سرکرده این پاسداران که فرانس بانینگ کک بود و در مرکز  تصویر خودنمایی میکند این سفارش را برای پر کردن فضای عریض و طویل مرکز فرماندهی داد.هر یک از تفنگداران که مایل بودند تصویرشان  را بکشند بنا بر وجهی که میپرداختند تصویرشان در تابلو دور یا نزدیک میشد.بانینگ در حالی در مرکز تابلو در حال توضیح دادن است که روتنبرگ پسر یکی از روسای کمپانی هند شرقی در حال گوش دادن به اوست.یان ویشر پرچم کشور خود را در دست داردو درست در پشت سر او در فضای بین او جوان کلاهخود به سر یک چشم رامبراند مشخص است. و او در حال نگاه کردن به پرچم کشورش است.رامبراند علاوه بر 18 نفر از 10 مرد دیگر در پس زمینه استفاده کرده است و یک نفر طبال که با نگاه خود میگوید صدای اورا فراموش نکنیم و سگی که شیفته او شده است.و 2 دختر و یک پسر کوچک که نشاندهنده رسمی است که از کودکان در کارناوال نظامیان استفاده میشد…اما نکته جالب نوری است که دخترک را در کانون توجه قرار داده و راز رامبراند به حساب میاید.شباهت این دختر با ساسکیا که همسر سابق رامبراند بود و تصویر او در تابلوی زیر میاید نشاندهنده این است  که گویی رامبراند دوست داشته که از همسر خود دختری داشته باشد تا در میان این پاسداران به بازی بپردازد…

نام این تابلو»فلورا» است که ساسکیا در نقش  آن ظاهر شده..

flora_

 

 

 

در سایت زیر نام افرادی که کشیده شده آمده که در صورتیکه مایل بودید به آنجا بروید

whoiswhoinrembrandtnightwatchhttp://www.historyofholland.com/rembrandt-and-the-nightwatch.html

 

 

 

 

 

در هلند 2 هنرمند با ذوق به نامهای Aldert Mantje and Jan Maris تابلویی کشیده اند که نشاندهنده اتفاقی که مدتی بعد در تابلو میافتد به نام «نگهبانان شب,2 دقیقه بعد»

همانطور که میبینید دخترک سر برگردانده و پسرک در تابلو خم شده و سگ از سوی دیگر در حال خروج است و اتفاقاتی که با کمی دقت مشخص میشود.

nachtwacht

 

 

 

 

 

 

 

در خاتمه بدنیست خاطره ای از  دکترباستانی پاریزی  در همین ارتباط که چاپ روزنامه اطلاعات است بیاورم:

یادم آمد كه وقتي درموزه نقاشي آمستردام بودم تابلو معروف رامبراند با عنوان <نگهبانان شب> را به من نشان دادند و گفتندكه: درجنگ جهاني دوم، درحالي كه مردم هلند روزانه بيش از چند صد كالري حرارت جيره نان و شكر و سوخت نداشتند، دولت آمريكا حاضرشد اين تابلو را با پنج كشتي آذوقه مبادله كند؛ اما مردم هلند نپذيرفتند و به گرسنگي خفتند و به زبان حال گفتند:‌

‌ما يوسف خود نمي‌فروشيم‌

تو سيم سياه خود نگهدار

و حق هم با آنها بود؛ زيرا بعد از آنكه آبها از آسياها افتاد، صنعت توريسم هلند روزانه چندين ميليون دلار از بازديدكنندگان خارجي همين موزه به دست مي‌آورد.

و اکنون این تابلو در موزه در عکس زیر مشخص است

647057_f520

رازی که داوینچی در «بانوی صخره ها» پنهان کرد

68 دیدگاه



GW284H44531

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این اثر 2بار توسط کلیسا سفارش داده شد..در واقع در طرح اولیه که توسط داوینچی در سال 1486کشیده شد تابلو توسط کلیسا به دلیل آنچه که نشانه هایی از ضدیت با مسیح درآن دیده میشد رد شده است…در سالهایی که داوینچی از طرف کلیسا این سفارش را دریافت کردبه اندازه کافی به شهرت استفاده از سمبلها و نمادها در تابلو های خویش رسیده بود به همین دلیل بود که کلیسا با بدبینی خاصی ابرادهایی از طرح گرفت.در تابلوی اول کودک سمت چپ که مسیح است در حال عبادت کردن به سمت یک موجود نامریی در سمت راست تابلو است جایی که مریم مقدس دست خود را گویا بر روی سر این موجود نامریی قرار داده است و زنی که در سمت راست تابلو است به نام انجل اوریل انگشت خود را به صورتی آورده است که گردن این روح نامریی را قطع کرده است…این صحنه ای است که کلیسا با آن مشکل داشت و داوینچی در تابلوی بعدی به قرار دادن یک صلیب در دستان مسیح!! و پایین آوردن دست زن سمت راست تابلو و قرار دادن هاله ای بر سر مریم مقدس این مشکل را حل کرد…اما با این وجود پس زمینه تابلو را در سیاهی فرو برد تا اعتراض خود را نشان دهد.همانطور که میدانید داوینچی جزو انجمن سری اخوت بود و اهداف این انجمن به طور کامل مشخص نیست اما تا حد زیادی در تضاد با قسمت ناپاک کلیساست.در حال حاضر نقاشی اولیه در موزه لوور پاریس و دومی موزه ملی لندن است.
  

 به هر حال در بنا به اعتقاد نماد شناسان و متخصصان کلیسا در هر 2 بار فریب خورد و داوینچی پیام خاص خود را رساند.در واقع آنچه که داوینچی در این تابلو مخالفت خود را با آن ابراز داشته تولد عیسی از مادر باکره است.در هر 2 تابلو مریم مقدس بر روی زمین مسطحی نشسته در درونی غاری که بالای سر او صخره هایی به شکل آلت مردانگی در تصویرهایی که تجسم کننده ی زهدان زنانه است فرو رفته اند و در نهایت این تصاویر به طریقی کامل شده اند که شبیه به کلیسایی از کار در میایند.غاری شبیه به کلیسا که جزییات آن از عمل طبیعی تولید مثل شبیه سازی شده

باتوجه به مباحث مطرح شده در این پست و در سایت بالاترین توضیحات زیر ضروری است:

شخصیت های این تابلو مریم باکره در وسط تابلو…یحیی در سمت چپ تابلو و عیسی ,کودک سمت راست تابلو است و فرشته ای که در سمت راست تابلو است این نظر تقریبا در اکثر منابع آورده شده ولی عده ای کودک سمت چپ را عیسی میشناسند..نکته بعدی در تابلوی اول است که دوستان اشاره کردند و آن این است که گویا بدنی که برای فرشته تصویر شده بدن مردی است که انگشت خود را به طور خصمانه به سمت مسیح گرفته و فرشته به سوی او لبخند میزند..این حالت انگشت بی شباهت به آنچه در شام آخر میبینیم نیست..این موضوع توسط کلیسا ایراد گرفته شد و در ویرایش بعدی هم بدن مرموز حذف شده و هم اگر دقت کنید جهت نگاه فرشته عوض شده و دیگر لبخند نمیزند

معرفی تابلوهای با ارزش(1)—-(The Accolade+The Godspeed)

3 دیدگاه


توجه:مطالبی که در کلیه پست های «معرفی» خواهم گذاشت بیشتر کپی شده از سایت ویکیپدیا است و اضافات جزیی دارد اما پست های دیگر مطالبی است که تا بحال در سایت های ایرانی ترجمه نشده است

آکولاد (به انگلیسی: The Accolade) یا «مراسم اعطای لقب شوالیه»، از آثار نقاش بریتانیایی، ادموند بلر لیتون (۱۸۵۳cwv9cdvndbzybc7ooma۱۹۲۲ میلادی) است که در سال ۱۹۰۱ میلادی خلق شده‌است.

او وفادار به سبک رومانتیسیسم بود و تا حدودی با گروه نقاشان پـِری-رافائِلیت (به انگلیسی: Pre-Raphaelite Brotherhood) که سعی در اصلاح ساختار هنر نقاشی به دلیل اثرپذیری از سبکهای کلاسیک میکل آنژ و رافائل داشتند، همکاری می‌کرد. بیشتر کارهای ادموند بلر لیتون ترکیبی از خاندان سلطنتی، وقایع تاریخی و مکانهای مذهبی در سالهای سیاه قرون وسطی در اروپا و بریتانیاست. در این اثر، ملکه‌ای با لباسی یک پارچه سفید در مقابل جنگجویی که پیش پایش زانو زده، دیده می‌شود و با شمشیر در حال اعطای لقب شوالیه به اوست.

نقاشی‌هایی که امروزه از طرحهای ادموند کپی زده می‌شوند، در زمره پر فروش‌ترین و محبوب‌ترین کارها در بازار خرید و فروش آثار مطرح نقاشان معروف اروپایی به حساب می‌روند

 

 

 

 

 

 

 اثری دیگر از همین نقاش  و به همین سبک  به نام «خدا به همراهت» یا «the Godspeed»God_Speed

جن زدگان…

2 دیدگاه


در کتاب انجیل بندی هست بدین مضمون:_61_arabesque

«…و در آن نزدیکی گله گرازی بودند که در کوه میچریدند.پس از او خواهش نمودندکه به ایشان اجازت دهندتا در آنها داخل شود.پس اجازت داد.ناگهان دیوها از آن آدم بیرون شدند و داخل گرازان گشتند و گرازان وحشیانه به دریاچه جستند و خفه شدند.چون گرازبانان ماجرا بدیدند فرار کردند و به نزد عیسی رسیدندو آن دیوانه که دیوها از او بیرون رفته و عاقل پیش مسیح نشسته بود دیدند ترسیدند…»

داستایوفسکی این تمثیل را در کتاب خود «شیاطین» از قول یکی از شخصیتهای داستان اینطور معنی میدهد:

-این قسمت عجیب تمام عمرسنگ راهم بود.این داستان درست همان است که روسیه دچار آن است(در زمان تزار)این شیطان ها که از پیکر بیمار(روسیه) بیرون میایندو درکالبد خوکها حلول  میکنند زخم ها و گندها و پلیدی های شیاطینی هستند که قرن ها و قرن ها در پیکر این بیمار بزرگ و عزیز ما,مادر ما روسیه انباشته شده اما اندیشه بزرگ از اسمان بر او نازل میشود و این شیاطین و این پلیدیها خود تقاضا میکنند که در درون خوکها حلول کنندو چه بسا تا اکنون حلول کرده باشند و این خوکها ماییم و ما مانند جن زدگان خود را از فراز صخره به پایین میاندازیم وغرق میشویم و این سزای ماست چون بیش از این نمیارزیم.اما بیمار شفا خواهد یافت و در «پای مسیح» خواهد نشست…و همه با حیرت نگاه  خواهند کرد…

کمی به این تمثیل و تعبیر بیاندیشیم و بدانیم که در کجا ایستاده ایم!

بخشی از کتاب شیاطین اثر داستایوفسکی ..ترجمه سروش حبیبی

کِلک مدوسا

بیان دیدگاه


The Raft of the Medusa » یک نقاشی رنگ روغن از سال 1818 بوسیله نقاش فرانسوی «Théodore Géricaultاست که در حال حاضر در موزه لوور پاریسFloss_der_medusa نگهداری میشود.

این اثر در حالی کامل شد که نقاش فقط 26 سال داشت و کاری است به سبک رمانتیسم فرانسوی در ابعاد 491*717 سانتی متر.

این تابلو تجسم لحظه ای پس از شکستگی ناودریایی فرانسه به نام مدوسا است.همان که در سال 1816 به گل نشست.تعداد معدودی از خدمه کشتی و 147 مسافر آن بر روی تخته پاره ای نجات پیداکردند.این افراد به مدت 13 روز روی آب شناور بودند و در این مدت بعضی از آنها هم مردند.هنگامی که در 17 جولای برای نجات آنهارسیدند آنها در اثر گرسنگی و تشنگی در حال مرگ یا دیوانگی بودند.این در حالی بود که آنها به طور اتفاقی پیداشدندو تلاشی برای پیدا گردن آنها از طرف نیروی دریایی فرانسه نشد.این اتفاق به طور کلی باعث رسوایی برای حکومت وقت فرانسه گردید و خشم افکار عمومی به دلیل آنچه که بی کفایتی کاپیتان ناو و نیروی دریایی خوانده شد متوجه دولت گردید.(با کلیک روی نصویرآن را در اندازه بزرگ ببینید)

———————————————————————————————————

(from wilipedia)مدوسا (به یونانی: Μέδουσα، به انگلیسی: Medusa) به معنی فرمانروا، یکی از گورگون‌ها، و تنها فناپذیر در بین آن‌ها، او می‌توانست هر کس که به چشمانش نگاه می‌کرد را تبدیل به سنگ کند. مدوسا در ابتدا دوشیزه‌ای بسیار زیبا بوده است اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا می‌کند، موجب خشم این الهه می‌شود و آتنه، او را به شکل کریه ترین موجود ممکن، یعنی یک گورگن در می‌آورد، آتنا موهای او را تبدیل به مار می‌کند. از آنجایی که مدوسا در اصل انسان بوده است و فناپذیر در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام پرسئوس (Perseus) کشته می‌شود(from wilipedia)

Older Entries

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: