در هر شغل، موقعیت اجتماعی و درجه فهمی از دنیای اطرافمان که باشیم، گاهی اوقات دچار حالات روخی غریبی می شویم که درک آنها برای خودمان هم آسان نیست. این حالات روحی، از عشق گرفته تا افسردگی و خلا روحی ، گاهی باعث می شود که انچه در درونمان می گذرد را به گونه ای تخلیه کنیم که سر درونمان آشکار نشود. مخصوصا اگر انسانی درونگرا باشیم. این موضوع در انسانهای حساس تر به خصوص هنرمندان بیشتر است. همانطور که همه شما می دانید در این سایت ما به دنبال این نیستیم  که حرفی که هنرمند می زند  » درست » است یا  » نادرست » امابه دنبال آن هستیم که بفهمیم چه می گوید. هر چند که در » خاصیت » داشتن این فهم هم محل مناقشه است. در هر صورت غرض از این مقدمه این بود که بگویم به نظر حقیر تابلوی امروز کاراواجیو حاصل یکی از این لحظات غریبی است که او ناچار شده است حرفش را در قالب یک پروژه کاری بیان کند.

این تابلو که در سال 1600 میلادی به سفارش یک کلیسای فرانسوی ترسیم شده است داستان انتخاب شدن » متی قدیس » به عوان یکی از 12 حواری عیسی است. داستان به این صورت است که عیسی در مسیری در حال عبور بود که ناگهان متی را می بینید که در آن زمان به عنوان مامور مالیات مشغول به کار بود و ناگهان به او می گوید » با من بیا » و او بدون هیچ حرفی دستور عیسی را اطاعت می کند.

Caravaggio - Vocazione di S. Matteo

 

در این تابلو شغل متی به عنوان مامور مالیات توسط چند سکه روی میز مشخص شده است.

نوری که از منبعی ناشناس می آید صورت عیسی را روشن کرده و جهت مسیر  مورد نظر او به سمت متی را روشن می کند.

حالت اشاره عیسی به سمت متی احتمالا ایده گرفته شده از کار میکل آنژ است.

و اما نکته جالب اینکه در این میان مشخص نیست که متی کدوم یک از دو شخصیت زیر می باشند.

در حالی که به نظر می آید که جهت نور و اشاره عیسی به سمت مرد نشسته با سر افکنده باشد در این میان مرد ریشو یه حالتی غریب هم به خود و هم به مرد نشسته اشاره می کند و حالتی تردید آمیز به وجود می آورد که با حالت دست های آنها بیننده را بیشتر سردرگم میکند.

این حرکت بیسیار هوشمندانه کاواجیو کل تابلو را به دو قسمت تقسیم میکند. می توان این دو قسمت را دنیوی و اخروی، یا شیطانی و روحانی و یا هر چه با روحیات شما سازگارتر است نامگذاری کنید. در بخش منفی این تابلو مامور مالیات سری افکنده و نا امید داره که غم دنیا را بر دوش دارد و به جای عیسی مرد ژنده پوش عمل می کند که فرسوده و پلاسیده از گذر عمر است و جای عیسی را می گیرد. در قسمت مثبت داستان عیسی با ابهت و اطمینان اشاره به مرد ریشو می کند که در چشمانش برق امید را میتوان دید و گویی راه نجات را یافته است. در این میان حالت غریب نورپردازی که به جای اینکه از پنجره باشد از نوری ناشناس می باشد به این وضعیت دامن می زند.

این تابلو جای بحث زیاد دارد. از حالت سه  فرد دیگر تابلو گرفته تا حالت پاها… اما از حوصله ی این مقاله خارج است و بهتر است در بهش نظرات با هم صحبت کنیم.

راستی شما هم قبول دارید که این هم از آن حالات غریب نقاش بوده است؟  چالش بین خوب و بد…