تابلویی که امروز مورد بررسی قرار می دهیم اثر گویا هنرمند اسپانیایی است که با کمی جستجو اطلاعات زیادی درباره  این هنرمند یافت می شود.مطلب امروز ترجمه ای است از توضیح موزه متروپولیتن درباره این تابلو به قلم  ریچارد مولبرگر می باشد و در نهایت مطالبی که خود اضافه می کنم:

نام کامل تابلو:دن مانوئل اوسوریو مانریک

دن مانوئل اوسریو

Francisco de Goya. Don Manuel Osorio Manrique de Zunica. c. 1792. Oil on canvas. The Metropolitan Museum of Art, New York, USA.

گویا  هنگامی که به سمت معاون مدیر فرهنگستان سلطنتی سن فرناندو مشغول به کار بود از سوی کنت آلتامیرا  سفارشی برای کشیدن تابلوی فرزندش که در بالا می بینید دریافت کرد.او پسر را در وسط بوم قرار داد با لباسی که در آن دوره مد بود ترسیم کرد و حالتی عروسک گونه به او بخشید.در کنار پسرک قفسی پر از پرندگان سهره وجود دارد و نیز کلاغی که با نخ در دستان پسرک اسیر است.پشت سر کلاغ 3 گربه است که آماده جستن هستند و یکی از آنها که درپشت قرار دارد فقط چشمانش مشخص است.

در زمان گویا رسم بود که اندرزهای اخلاقی را در قالبی نمادین  بیان کنند و احتمالا هدف این بوده است که با ترسیم گربه های شرور و پرندگان آسیب پذیر  نشان دهد که معصومیت همواره از سوی طبیعت بی رحم تهدید می شود. نقاش برای ایجاد دو فضای برابر از گربه ها و قفسه پرندگان در دو سمت  کودک بهره گرفته است و با این کار مفهوم اسارت و آزادی را در مقابل هم قرار داده است.کلاغ نیز کارتی در منقار دارد که امضای نقاش بر روی آن می باشد  و بیانگر فروتنی و وفاداری او نسبت به حامی اش(کنت) می باشد.

امضای گویا بر روی کارت

مطالبی که در بالا آمد همان ترجمه توضیح موزه بود.در ادامه با توجه به جو نمادگونه تابلو  می توان موارد زیر را هم اضافه کرد:

کلاغ: استفاده از کلاغ آنهم در دست کودک به عنوان یک بازیچه بسیار عجیب است.شاید در آن زمان کلاغ به عنوان یک حیوان خانگی نیز استفاده می شده!!! به هر حال کلاغ نمادی است از شر و بدخواهی و نگرانی است که البته هنگامی که با سفیدی باشد همانند این تابلو به سمت تعادل می رود مثل نماد یین و یانگ.نظر شخصی من این است که نقاش می خواسته بگوید بازیهای دوران کودکی باعث نگرانی است و البته هم منشا خوبی می تواند باشد و هم بدی .

گربه: نمایانگر هوس و آزادی است.نماد شیطان و تاریکی و شهوت نیز می باشد.البته این در نماد های مسیحیت است که می تواند درباره این تابلو مصداق پیدا کند و در قوم های مختلف معانی دیگری دارد.

سهره:Goldfinch: در هنر مسیحی تصویرگر رنج مسیح است و نقش منجی بودن مسیح را بیشتر مد نظر دارد.فکر می کنم اگر نقاش با هدف خاص این سهره ها رو کشیده باشد معنایش این می تواند باشد که آن چه که کودک را از دست این اهریمنان اطرافش نجات می دهد همان مسیح است.

ریسمان: نخی که در دست کودک است کارکردی دوگانه دارد .هم نماینده اسارت و هم نماینده آزادی است که می توان انسان را به سرنوشتش گره بزند.

نکته دیگری که جلب توجه می کند استفاده از عدد 3 می باشد.سه گربه…اگر اشتباه نکنم 3 سهره و کلا سه گروه حیوانات  داریم.سه نخستین عددی است که در برگیرنده مفهوم همه است پس در اینجا هم منظور نقاش می تواند مثلا از 3 گربه به عنوان نماد همه ی بدی ها باشد.از طرفی سه بیان کننده سه حالت تولد زندگی ومرگ است که می تواند منظور این باشد که انسان در همه مراحل زندگی خود هم تهدید می شود و هم حمایت می شود.در ضمن 3 عدد آسمانی است در مقابل 4 (خود کودک) که مظهر بدن است.

Advertisements