روایت داستان ایرانی «هامان وزیر» توسط رامبرانت با 3 تابلو و سرنوشت دردناک او توسط میکل آنژ

11 دیدگاه


داستان کاملا مخدوش و شبهه برانگیزی در ادبیات یهود وجود دارد که صحت و سقم آن به هیچ وجه روشن نیست. در واقع " چیزکی " وجود داشته است ولی اینکه آیا " چیزها " که گفته می شود درست است یا نه جای بحث و بررسی بسیار دارد.  همانطور که به خاطر دارید در یادداشت مربوط به " وشتی " همسر خشایارشا اشاره کردم که داستان پوریم و البته قضایای مربوط به آن بسیار ناواضح است و متاسفانه هیچ منبعی به جز کتابی مذهبی و البته بدون ارزش تاریخی چیزی درباره آن ننوشته است. اما آنچه از دست من بر می آید روشن کردن مطلب تا حد ممکن بر اساس روش مرسوم در این وبسایت ، یعنی بررسی نقاشی های تاریخی است. قبل از هرچیزی باید "اشاره کنم که تابلویی که در یادداشت قبلی بوده همانطور که یکی از دوستان اشاره کردند هم به نام "وشتی" معروف است و هم به نام "ایشتر " که در این پیوند میتوانید آن را ببینید.

همانطور که می دانید بعد از اینکه  " وشتی " ملکه ایران از درخواست خشایارشا جهت  رخنمایی در برابر دوستانش خودداری کرد مردخای از این فرصت استفاده کرد و دختری به نام ایشتر را ملکه جدید شاه کرد. ایشتر که یهودی بود مذهب خود را مخفی کرد و به کمک زیبایی خود رفته رفته در دل پادشاه جا باز کرد. هامان وزیر ایرانی که از مردخای یهودی دلخوش نبود به دلیل اینکه مردخای در برابر او تعظیم نکرده بود در صدد بود تا انتقام سختی از او بگیرد. در این میان هامان دستور قتل یهودیان را صادر می کند. در داستان مشکوک آمده است که هامان دستور  "نسل کشی " یهودیان را داده است.  مشکل هامان از اینجا به بعد ! شروع می شود که با توجه به اینکه او نمی دانسته که ملکه هم یهودی است در واقع او دستور کشتن ملکه را داده است و ایشتر و مردخای  از این فرصت بهره برده و ورق را بر میگردانند.

در تابلوهای زیر شما ایشتر، خشایارشا و هامان را خواهید دید که به خودی خود موضوعی بسیار جذاب است اما در واقع موضوع بسیار نامفهموم و بی معنی است! به این دلیل که اوولا چرا فقط در یک کتاب این موضوع اشاره شده و بقیه منابع تاریخی در این مورد چه گفته اند؟ دوما چرا به یک باره در قرن 17 میلادی موضع هامان و ایشتر و خشایارشا اینچنین مهم می شود؟؟؟ در جریان جستجوهای خود به بیش از 20 تابلو از نقاشان به نام آن دوره همچون پوسن و ربنس رسیدم که برای من قابل درک نیست که چرا باید این داستان برای آن ها جالب باشد. از طرف دیگر ادعا شده است که هفتاد هزار ایرانی توسط یهود قتل عام شده اند، در صورت درست بودن این آمار چرا هیچ تابلویی در این مورد ترسیم نشده؟ ایا این موضوع جالب تری نیست؟ و اینکه آیا ممکن است این آثار  "سفارشی " باشد؟ به هرحال ما منتظر کمک دوستان تاریخ شناس هستیم.

تابلوی اول در لحظه ی بعد از فهمیدن موضوع یهودی بودن ایشتر ترسیم شده است که در آن هامان در مقابل ایشتر زانو زده است و از او طلب عفو و بخشش می کند د حالی که خشایارشا در کنار ایشتر ایستاده است و عصای شاهی را به سمت او گرفته است.

همانطور که می بینید شاه دستانش حالتی تهاجمی دارد و صورتش حالتی  غمگین . علت این است که در ابتدا با توجه به حضور ناگهانی هامان تصور کرده است که او قصد جان ایشتر را دارد و بعد از متوجه شدن منظور او  ناراحت است که دوست دیرینه خود را اینچنین در حالتی زار می بیند. 

در تابلوی بعدی می بینید که شا و وزیر و ملکه در حال تصمیم گیری برای مجازات وزیر هستند.

همانطور که میبینید وزیر در حالتی افسرده و در تاریکی است و ملکه و شاه جوری نشسته اند که گویی بر سر حکم توافق دارند. تفاوت کلی چهره ها و لباس ها با تابلوی قبلی که با اختلافی چندیدن ساله ترسیم شده است  شائبه سفارشی بودن اثر را تقویت می کند.

در تابلوی بعدی هامان را میبینید که سرنوشت خود را می پذیرد.

برای اینکه دچار اشتباه نشوید داستان تابلوی آخر را باید کامل تعریف کرد. بعد از صادر کردن دستور قتل یهودیان خشایارشا بدون اینکه منظور خاصی داشته باشد تصمیم به دادن پاداش به مردخای به دلیل خدمات پیشین او میکند. برای این منظور از هامان به طور غیرمستقیم می پرسد به نظرت بهترین پاداش برای یک مرد وفادار چیست؟ که هامان می گوبد برگزاری جشنی به افتخار او … شاه به او دستور می دهد که : پس جشنی برای بزرگداشت مردخای برپا کن!  تصویر بالا لحظه قبول این ماموریت است که با توجه به نفرت هامان از مردخای قابل درک است. در مرحله بعد ملکه درمیان جشن هویت یهودی خود را روشن میکند که در تابلوی دوم می بینیدم و در نهایت هامان مجبور به زانو زدن می شود که در تابلوی اول می بینیم.

در واقع یکی از بزرگترین نقص های این داستان همینجاست. اگر هامان به خاطر رفتار مردخای دستور قتل یهودیان را داده است پس مردخای پیش شاه چه میکرده است که آنهم شاهی که همان شب خوابی برای او ببیند؟؟؟ اگر قرار است نسل بهودیان برافتد پس چرا مردخای قصد برپایی جشن دارد ؟ به هر حال قطعات پازل جور در نمی آید.

در نهایت هامان به سرنوشت مرگی دردناک دچار می شود که میکل آنژ در همان کلیسای معروف سیستین در یکی از گوشه ها آن وزیر ایرانی را چنین ترسیم کرده است. شاید ریشه عبارت چوب در  " …" کردن همین باشد !!!

در تصویر بالا در سمت راست خشایارشا در سمت راست تصویر است که در حال اشاره به سمت چپ است و مردخای با ردای قرمز در چارچوب نشسته است و در میانه هامان در حال جان دادن و در سمت چپ ایشر با ردایی زرد زنگ نشسته است.

منابع:

http://www.rembrandtpainting.net/

http://www.arthermitage.org/Rembrandt-Harmensz-van-Rijn/index.html

http://www.abcgallery.com/religion/esther.html

http://www.biblestudy.org/basicart/inspiration-and-lessons-from-the-book-of-esther.html

Advertisements

تصویر بانوی پیشگوی ایرانی در نقاشی میکل آنژ

40 دیدگاه


گاهی اوقات تکه های پازل به طرز جالبی در کنار هم چیده می شوند و معماهای ذهن ما را حل می کنند و گاهی فقط یک تصویر مبهم دیگر به تصاویر مبهم ذهنمان می افزایند.

در نقاشی های کلیسای سیستین که  می دانید جزو آثار میکل آنژ است و ما تابلوی رستاخیز آن را مورد بررسی قرار داده بودیم نقاشی دیگری دیده می شود که مربوط به بانوی پیشگوی ایرانی است. پیشگوهای باستانی را اصطلاحا سیبولا یا سیبل می نامیدند. ابتدا تصویری از این نقاشی  که با زاویه ای منحصر به فرد گرفته شده می بینیم و توضیحات در ادامه می آید.

سیبولای ایرانی

«س.ک.ادی»  در توضیح سیبولا گفته است <<سیبولا  زنی  بود ملهم از جانب خداوند که وقایع و حوادث هولناک و بدبختی زا و حیرت آور را پیشگویی می کرد>>

«وارو» مورخ زمان رومیان نام 10 نفر از این سیبولا ها را نام برده و می گوید سیبولای پارس از همه قدیمی تر است.(سیبل لزوما زن نباید باشد) و استرابون گفته است  که سیبولای ایرانی به کمک آب پیشگویی می کرده است.

مری بویس می نویسد : << اهمیت بیشتر سیبل ایرانی به دلیل قدمت افسانه ای او از اینجا آشکار می شود که میکل آنژ قرن ها بعد به او احترام گذاشته و تصویر او را در راس 5 سیبل همراه با انبیای تورات در کلیسای سیستین نقاشی کرده است>>

پیشگوی ایرانی

آنطور که از تصویر مشخص است زن در حالی که کتاب پیشگویی خود را در دست دارد دیده می شود و در پشت کتاب تصویر دو فرد دیده می شوند. گویی می خواهد بگوید که این زن معنی متون پیچیده و نامفهوم مرموزی که آینده را پیشگویی کرده اند می فهمد وافرادی  که در پست تصویر هستند معنای آن متون هستند. اینکه آن دو نفر که از پی هم می آیند چه کسانی هستند یه درستی بر من مشخص نیست و حدس و گمان خود را در بخش نظرات می گویم اما امیدوارم که اگر کسی می داند که آن دو نفر چه کسانی می توانند باشند و اشاره نقاش به کدام یک از پیشگویی های  این زن است آگاه کند ممنون خواهم شد که من و خوانندگان  را هم مطلع کند.

همانطور طور که مری بویس نیز گفته  4 سیبل دیگر نیز توسط میکل آنژ نقاشی شده اند که من پیوند تصویر دو تا از آنها را در اینجا اضافه می کنم .

سیبل لیبی و سیبل دلفی

نکته جالب دیگری که در اینجا میتواند برای بسیاری از شما جالب باشد ارتباط بین این سیبولا و علایم معروف زودیاک  است. توضیح آنکه در گیتی نگاری ایرانی که توسط این سیبل مورد استفاده قرار می گرفته  جهان دارای دوران های دوازده هزار ساله ای است که بر پایه این نمادها که در پی می آید رده بندی شده است. می بینید چه شباهت جالبی با علایم زودیاک دارد؟

1) بره      2) گاو      3) دوپیکر         4) خرچنگ        5) شیر          6) خوشه          7) ترازو      8) کژدم        9) نیمسب یا کمان        10) بز

11) آبکش          12)  ماهی

پیشگویی های جالبی توسط این سیبولا و سیبولاهای دیگر معروفی که نوسترآداموس در میان آنها معروفتر می باشد شده است که البته متن آن را دارم اما به دلیل آنکه احساس میکنم در ترجمه یا ویرایش آنها دخل و تصرف صورت گرفته از آوردن آنها خودداری میکنم.

جهت اتمام یادداشت دیدن تصویر زیر که سالها پس از میکل آنژ توسط  جورجیو گیسی  کشیده شده خالی از لطف نیست.

Giorgio Ghisi (Italian, 1520/24-1582)
after Michelangelo Buonarroti (Italian, 1475-1564
)

منابع:

http://www.artic.edu/aic/collections/search/citi/category:110?page=5

http://en.wikipedia.org/wiki/Sibyl

http://schools-wikipedia.org/images/37/3764.jpg.htm

http://www.christusrex.org/www1/sistine/14-Prophets.html

بررسی تابلوی «رستاخیز » اثر میکل آنژ و نمادهای به کار رفته در آن(بخش یک)

20 دیدگاه


بعد از مدتها قرار است کمی به روزهای اوج برگردیم و یک تابلوی سمبلیک را با دقت نسبتا بالا تحلیل کنیم تا کمی دل خواننده های همیشگی شاد شود.

برای این منظور به سراغ تابلوی «آخرین محکمه» یا به عبارتی رستاخیز اثر میکل آنژ می رویم.

این تابلو در شهر واتیکان در یکی از تالارهای کلیسای سیستین به صورت فرسک یا همان نقاشی روی دیوار کشیده شده است کشیده شده است.برای تکمیل این اثر 8 سال زمان گذاشته شد.

بدون شک این یک اثر جسورانه و نیازمند اعتماد به نفس بالای هنرمند است..پیچیدگی و گستردگی کار  شما را به یاد یک رمان بلند با شخصیتهای اصلی فراوان می اندازد و شما حیرت زده از این که خالق اثر خود چگونه پیوستگی اجزا را حفظ میکند اثر را دنبال میکنید.به طور کلی اثر نشان دهنده عروج ارواح برای پاسخگویی در پیشگاه مسیح هستند و در این میان ارواحی که موفق به عروج نشدند جهنمی هستند.

بدون شک امکان بررسی کامل این تابلو نیازمند مقاله ای مفصل است.ناچارا به جالبترین بخش های آن می پردازم و در صورتی که سوالی داشتید درباره شخصیتهای معرفی نشده در کامنت ها پاسخ می دهم.

طبق معمول آنچه در تابلوهای مذهبی دیده میشود محوریت تابلو با عناصرمقدسی همچون مسیح است و اجزای کیهانی و دنیوی همه در اطراف او در حالتی جذب شده دیده میشوند.این تابلو به طور کلی نماد مسئولیت پذیری برای زندگی دنیوی به حساب می آید.

قبل از شروع بررسی تابلو بد نیست اشاره کنیم که بین کاردینال کارافا و میکل آنژ بر سر این تابلو مشاجره سختی وجود داشت به علت آنکه کاردینال نقاش را به دلیل برهنه کشیدن افراد به وقاحت و فساد اخلاقی متهم کرد.کار تا بدانجا پیش رفت که شورای تفتیش عقاید که کاردینال هم از آنها  بود دستور پاک کردن فرسک را داد.حتی برای تایید این دستور پاپ نیز به مشاهده تصویر آمد و از دیدن آنهمه تصاویر برهنه حیرت کرد و تابلو را شرم آور خواند اما هنگامی که میکل آنژ به او گفت که برای چهره مینوس در سمت راست و پایین تابلو از صورت پاپ کمک گرفته است ناگهان همه مشکلات حل شد و چنین اثر ارزشمندی از نابودی نجات یافت.

همچنین گفتنی است که اعضای تناسلی بعدا توسط یک نقاش دیگر به نام دانیل ولترا پوشانده شد.همانطور که میبینید روی اعضای تناسلی به کمک یک پارچه پوشانده شده.

برای بررسی تابلو و راحتی کار ابتدا یک عکس که شامل معرفی شخصیت ها میباشد را برایتان می گذارم:

شخصیتهای تابلوی رستاخیز اثر میکل آنژ

همانطور که میبینید مسیح و مریم در مرکز تابلو مشخص هستند.مرد درشت اندامی که در سمت راست مریم باکره به او زل زده است یحیی تعمید دهنده است.در سمت راست تابلو پایین صفحه مینوس را می بینید که صورت پاپ برای او استفاده شده است.درباره مینوس قبلا در پست گشت و گذاری در جهنم صحبت کرده بودیم.همچنین کارن بر روی قایق که آن نیز در همان پست گشت و گذار در جهنم معرفی شده بود.سنت پیتر و سنت سباستین در پست تاجگذاری مریم مقدس معرفی شدند و به اختصار اضافه میکنم که سنت پیتر با کلیدی بزرگ که کلید درهای بهشت به حساب می آید در سمت راست مسیح و سنت سباستین که تیری در دست دارد که نشان دهنده طریقه شهادت او میباشد در سمت راست تابلو مشاهده می شود.

بقیه شخصیت ها نیز در ادامه پست معرفی می شوند.

بارتولومیو در حالی که پوست بدن خود را در دست گرفته

او یک چاقو و پوستی از بدن انسان در دست دارد که اشاره به طریقه کشته شدن اوست که با چاقو پوستش راکندند.نکته جالب در این قسمت از تابلو این است که میکل آنژ پرتره خود را در صورت پوست کشیده است.از نظر بعضی از منتقدان در این تصویر طنزی پنهان شده است که میکل آنژ نسبت به بیش از حد بزرگ کردن شهدای مسیحیت  بیان کرده است.

در بخش دوم توضیحات تکمیلی  و معرفی منابع به همراه بررسی نمادهای کهن الگو در این تابلو را ادامه میدهیم

مجسمه بسیار زیبای مریم مقدس وعیسی اثر میکل آنژ

23 دیدگاه


احتمالا معروفترین تندیس مذهبی در دنیا همین اثر میکل انژ است.جالب است بدانید او این اثر خود را در 24 سالگی به پایان رساند.بر روی تصاویر کلیک کنید تا در اندازه واقعی ببینید.

michelangelo27s_pieta_5450_cropncleaned1

Michelangelo. Pieta. 1499. Marble. St. Peter’s, Vatican

هنگامیکه به جزییات اثر نگاه میکنید از ظرافت وگیرایی و لطافت آن به حیرت میافتید مخصوصا اگر توجه داشته باشید که در آن زمان ابزارهای برقی برای کمک به هنرمندان وجود نداشت.در این تصویر با شکوه و مجلل هنرمند به ما احساسی روحانی از رنج کشیدن مسیح را منتقل میکند.آثار بسیار زیادی از هنرمندان مختلف درباره همین موضوع وجود دارد اما بدون تردید هیچکدام همانند این بیننده را تحت تاثیر قرار نمیدهند.

michelangelo7

 

 

Pieta-JesusfacePieta-Maryface

 

 

 

 

 

چهره مریم مقدس در حالیکه بدن بی جان فرزندش را در آغوش گرفته تجلی آرامش…ملاحت و عظمتی است که این غم بزرگ را با آغوش باز پذیرفته است.هنگامیکه میکل انژ اثر خود را به نمایش گذاشت بعضی به او انتقاد کردند که مریم را جوان نشان داده است در حالیکه در آن زمان میبایستی حدود 45 سال داشته باشد اما او با حالتی خونسرد پاسخ داد که گذر زمان بر روی باکرگی مریم مقدس تاثیری نداشته است.پس میتوان نتیجه گرفت که جوانی و ملاحت در اینجا نماد باکرگی مریم است.

همچنین صورت مریم مقدس از صورت مادر میکل آنژ اقتباس شده است…او مادرش را در 5 سالگی از دست داد اما با این اثر صورت او را برای همیشه به نمادی از شادابی و جوانی تبدیل کرد…این موضوع در آثار هنرمندان بعدی کاملا مشهود است.همچنین او بعد از به نمایش گذاشتن این اثر دچار غرور شد و همانطور که در تاریخ میخوانیم بسیار بدخلق بود..او بعدها امضای خود را روی اثر به این شکل قرار داد.

Pieta-faciebat

هنگامیکه روبروی این تندیس زیبا قرار میگیرید بر بالای سر شما گنبدی وجود دارد که در تصویر زیر آن را میبینید.نقاشی های این گنبد نیز از آثار میکل آنژ است و کاملا در ارتباط با همین تندیس است.تصویر میانی نماد سعادت و رستگاری  حاصل از دین مسیح است.و 4 طرف گنبد توسط روح القدس و فرشتگان محافظت میشود…آن پرنده ی سفیدی که در میان طاق ها میبینید نماد روح القدس است.گوشه ها ی گنبد تصویر 4 مرد را میبینید:نوح…موسی…ابراهیم . ارمیای نبی.

نوح در این تصویر نماد نجات و رستگاری بشر است و ابراهیم در حال ذبح اسماعیل نماد قربانی شدم مسیح برای بشریت است و موسی به همراه لوح 10 فرمانش نماد پیمانی است که بین مسیح و رستگاران وجود دارد و ارمیای نبی بر فراز خرابه های کفر در بیت اللحم نماد پیروزی نهایی مومنان است.

St_peters_dome

>

منابع:

1)  http://www.abcgallery.com/M/michelangelo/michelangelo6.html

2)  http://www.backtoclassics.com/gallery/michelangelo/pieta/

3) http://www.saintpetersbasilica.org/Altars/Pieta/Pieta.htm

4) http://www.italianvisits.com/people/michelangelo/index.htm

5) http://www.geocities.com/uttamkumar44/michelangelo1.html

6) http://www.arthistoryclub.com/art_history/Michaelangelo

7) http://www.davidsandum.com/Hall%20of%20fame.html

8) http://www.travel-images.com/photo-vatican5.html

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: