پرومتئوس، عیسی و جگر…!

13 دیدگاه


خبر ساخت کبد توسط سلول های بنیادی توسط ژاپنی ها که چند وقت پیش هم برای دانشمندان و هم برای بیماران خاص شادی بخش بود سوژه یکی از مقالات مجله اکونومیست شد. در این مقاله با اشاره به اسطوره » پرومتئوس » ، این خبر را در راستای برآورده شدن یکی از آرزوهای دیرین بشری قلمداد کرد. این مقاله ایده ای شد برای نوشتن این یادداشت.

در میان خدایان مغرور و پر قدرت کوه های المپ که به انسان ها اهمیتی نمی دادند و خودشان در قدرتی جاودانه بی حساب فرمانروایی می کردند، خدایان کمی هم بودند که سعی می کردند به طریقی تغییری در وضعیت بدهند. پرومتئوس از جمله ی این خدایان بود که به خرد شهرت داشت و همواره سعی می کرد رنج های انسان را کاهش بدهد. بنابراین آتش را از بارگاه خدایان دزدید و  به انسان هدیه کرد تا کمی بر بدبختی های او نور بتابد:

<<زئوس بسیار خشمگین شد و در آن رنجش و آزردگی خاطر از پرومته و انسان ها، آتش را از آنان دریغ کرد تا مجازاتشان باشد.

پرومتئوس بار دیگر به نفع نوع بشر وارد عمل شد؛ او به کوه المپوس رفت و چند اخگر آتشین از «چرخ خورشید» ربود و درزون یک رازیانه ی غول پیکر (گیاهی با ساقه ی مغزدار که گاه همچون یک جور آتش زنه مورد استفاده قرار میگرفت) به زمین آورد در این هنگام دیگر خشم و غضب زئوس، حد و مرزی نمی شناخت. او پرومته را دستگی و به ستونی از سنگ در کوه هاس قفقاز زنجیر کرد؛ عقابی غول آسا که فرزند اخدینا وتایفون بود، هر روز به طور مداوم جگر پرومته را پاره پاره می کرد اما از آنجا که پرومتئوس در گروه جاودانگان یا بیمرگان بود، هر بار دوباره جگرش ترمیم می شد.

مجازات سخت تر و شدید تری برای انسان ها تعیین شد؛ مجازاتی که ترمیم ناپذیر و جبران نشدنی بود.
زئوس نقشه ای کشید تا میرندگان را به مجازات برساند. از این رو از هفائستوس و آتنا تا موجودی خیره کننده و زیبا بیافرینند. نتیجه ی این همکاری هفاستوس و آتنا پیدایش زن بود. او را پاندورا نامیدند.

پاندورا زیبا و مهربان بود اما در قلب او گستاخی و حیله گری را نیز کار گذاشته بودند. پس از انجام این کار زئوس او را به اپیمتئوس (برادر پرومته) نشان داد و پرسید آیا دلش می خواهد با او ازدواج کند. حال قبل از آنکه زئوس این پیشنهاد «ظاهراً» سادقانه را مطرح کند، پرومتئوس به برادرش هشدار داده بود که زئوس بسیار مکار است و به هیچ وجه نباید از او هدیه ای بپذیرد.

اما اپیمتئوس شدیداً تحت تاثیر پاندورا قرار گرفت و خواست به سرعت با او ازدواج کند. به این ترتیب، پاندورا به زمین آمد. پیش از آن انسان ها( به طور دقیق تر مرد ها چون هنوز زنی آفریده نشده بود) زندگی سعادت مندانه و بی دغدغه ای بدور از هرگونه نگرانی و بیماری، طی می کردند. خدایی نیکوکار و دوراندیش همه ی بلایا و بیماری ها را درون کوزه ای جمع کرده و درش را بسته بود.

به محض اینکه پاندورا وارد زمین شد، شروع کرد به سرک کشیدن و فضولی و طولی نکشید که با کوزه برخورد.

حس کنجکاوی اش تحریک شد و نتوانست در برابر وسوسه ی باز کردن آن مقاومت کند.

به محض باز کردن آن همه ی بیماری ها و مشکلات از آن بیرون آمدند. در میان آن همه بدی، تنها یک چیز وجود داشت که باعث میشد انسان ها به زندگی ادامه دهند : «»امید»». تنها امید در میان انسان ها باقی ماند و سهم غم انگیز آنها شد.پاداش مسخره و ریشخند امیزی برای رنج ها و بدبختی هایشان.>> نقل از ویکی فارسی

Painting-Prometheus-By-artist-Theodoor-Rombouts-1597-1637-Wikimedia

به جز این مجازات دیگری هم برای شخص پرومته در نظر گرفت. او را به کوه قاف برد، به زنجیر کشید و قرار بر این شد که هر روز عقابی بیاید و جگر او را در حالی که زنده است بخورد. سپس جگر او دوباره ساخته شود و دوباره روز از نو و روزی از نو. این همان وجه تشابه این اسطوره با تلاش محققان ژاپنی است.

اسطوره ی پرومته همواره دارای ویژگی های خاصی در میان سایر اسطورهای بشری بوده است. تا حدی می توان گفت که از زمان خود جلوتر بوده است.. اون نه تنها نماد انسان هایی هستند که تلاش می کنند با وجود با آگاهی داشتن از نتایج کارهای روشنگرانه خود دچار رنج و عذاب توسط صاحبان قدرت خواهند شد، بلکه از طرفی دیگر به نوعی در مقابل بخشش خدای گونه اسطوره عیسی مسیح قرار می گیرد. در اسطوره ی عیسی می بینیم که خدا که مظهر قدرت و کمال است، در نهایت برای تسکین رنج و البته شنیدن صدای بشریت فرزند خود را به عنوان نماینده ای به زمین بفرستد  تا بتواند با مردمان زندگی کند و رنج آنها را به جان بخرد. در واقع مسیح بشریت را از رنج دنیای دیگر نجات می دهد و بار گناهان آنها را سبک میکند. پاداشی است که از سوی خدا در جهت تسکین دادن مردمان و نه در جهت دادن قدرت یا اختیارات بیشتر .

در صورتی که پرومتئوس از رنجی ابدی (در مقابل رنجی یکباره) بهره می برد و با در نظر گرفتن نقش امید همواره باید تلاش کرد تا بر شیاطین دیگر همچون قحطی و بیماری غلبه کرد. ضمن اینکه او به بشر قدرتی جدید و شگرف داد، آتش…

اسطوره های عیسی و پرومتئوس از منظری دیگر هم با هم در تقابل است.پرومته توسط عقابی که از طرف خدایان آمده است همواره تحت شکنجه است و پس از آن نقش انسان های میرا به سرعت کمرنگ می شود و فقط در حد ستایشگر او باقی می مانند. در واقع توانایی کمک کردن به او را هم ندارند.  در آن سو، هر چند عیسی نماینده ای است برای آشتی دوباره بین خدا و مردم، قدرت و ملت، اما از استقبال خوبی توسط انسان های میرا برخوردار نمی شود. در این میان نیزه ای که در جریان به صلیب کشیدن او، به پهلویش فرو میکنند یاد آورد نوک عقاب است که بر پهلوی پرومته زده می شود. اما این بار این شکنجه نه از طرف خدایان بلکه از جانب انسان ها است. گویا انسان ها  راضی به وعده های پس از مرگ نیستند و خواهان اختیاراتی واقعی در همین دنیا می باشند.

Mattia-Preti_Christ زخم پهلوی عیسی مسیح

در این میان با در نظر گرفتن سلسله زمانی، باید خوشبین بود که نقش ضد زن اسطوره ها رد گذر زمان تضعیف شده است.  زن که در اسطوره پرومته نقشی فوق العاده منفی بازی می کند، حالا در اسطوره عیسی نقشی مادرانه و حمایتگر دارد و بیش از پیش به انسان ها نزدیک شده است. هر چند که هنوز هم در گروه خدایان است.

 

راز تابلوی «توبه مری مگدالنا» (مریم مجدلیه) اثر کاراواجو

51 دیدگاه


در تابلوی زیر دختری را می بینید که به صورت مغموم و پشیمان در حالی که طلا و جواهراتش در کنار او قرار دارد و یک بطری نسبتا پر شیشه عطر در کنار او قرار دارد و قطره اشکی که از چشمان او سرازیر است.

مریم مجدلیه

 

موهای زیبای شرابی رنگ او که می گویند با آن پاهای مسیح را شستشو داد و البته لباس افراد کاملا  متمول او که به احتمال زیاد با واقعیت در تضاد است. مطلب گنگ این تصویر به نظرم کوتاهی بیش از حد صندلی و پایین تنه نامتعارف مریم است. شاید در تلاش برای بهتر کردن زبان بدن این اتفاق افتاده (آن چیزی که ما از حالت بدن می فهمیم خضوع و فروتنی پاکی است)

به طور اتفاقی یا عامدانه شیشه عطر نسبت به جواهرات به مریم نزدیکتر است و درب شیشه باز است. برجسته تر کردن اهمیت عطر نسبت به طلاها  به طور سمبلیک نشان دهنده این است که او زندگی خود را فدای کس دیگری کرده است. مثل بوی عطری که شما را خوشبو می کند اما از بین می رود در مقایسه طلا شما را زیبا می کند اما هیچ گاه از بین نمی رود.

اما نقوش لباس او نیز مهم است. یک گلدان یا ظرف جام شکل و گل و گیاهی  که بر روی لباس دیده می شود. گلدان نمادی از باروری  رویش است. ظرفی است که تخم گیاه را درون خود نگه می دارد و آن را می رویاند تا جوانه بزند. در کنار آن حالت کلی فرم تابلو و نیز گل هایی که می بینیم نماد و یادآور ونوس است. این موضوع اشاره به عشق مریم مجدلیه به عیسی دارد.

شاید به نظر شما این نظری افراطی باشد که فکر کنیم که کاراواجو اشاره به این موضوع داشته که مریم  مجدلیه از عیسی صاحب فرزند است اما شاید با دیدن تابلوی زیر نظرتان عوض شود.

مریم باکره و فرزند

تابلوی بالا بخشی از یکی دیگر از تابلوهای کاراواجیو می باشد. مشخص است که مدل همان است و اینبار همان دخترک با همان فیگور که در بالا دیدیم اینبار فرزندی در آغوش دارد. ابتدا باید عرض کنم که بیشتر منتقدان عقیده دارند که حالت صورت مریم مجدلیه در تابلوی اول مشابه حالت سر عیسی است در زمانی که از صلیب آویزان بود و عده ای دیگر بر این عقیده هستند که شباهت فیگورهای بالا و پایین ناشی از طعنه ای است که کاراواجیو به فرزند داشتن عیسی می زند. اما می توان اینطور نیز برداشت کرد که شبیه بودن این دو تابلو بیشتر  نشان دهنده پاکی مریم مجدلیه است  زیرا به مریم مقدس تشبیه شده است.

بررسی تابلوی «رستاخیز » اثر میکل آنژ و کهن الگوهای به کار رفته در آن(بخش دو)

65 دیدگاه


در ادامه مطلب بخش اول:

در پایین سمت راست همانطور که گفته شد کارن را میبینید که بر روی قایق جهنمیان را به سمت جهنم میبرد و در آنجا تحویل مینوس غول شاخدار میدهد.

کارن از نمایی نزدیک

در تصویر ارواح گناه کاران و حواریون هر دو با هم دیده میشوند..در این میان  صحنه ای مشاهده میکنید که 2 روح خیر و شر بر سر بردن یکی از ارواح آدمیان برای به بهشت یا به جهنم بردن آن می جنگند.یک چشم این فرد از شدت ترس بسته و یک چشم دیگر از امیدواری باز است.

ترس و امید در میان کشمکش میان خیر و سر

در میانه تصویر در حدود یک سوم میانی در سمت چپ و راست از نظر بیننده 2 واقعه را مشاهده میکنید ..در سمت راست فرشتگان در حال مبارزه با ارواح جهنمیانی هستند که میخواهند به زور به بهشت وارد شوند و در سمت چپ تابلو در حال کمک به بهشتیانی هستند که با وجود بهشتی بودن توانایی پرواز به آنجا را ندارند (در پایین علت آن را توضیح داده ام).در بالای تابلو سمت چپ ابزارهای آزار مسیح در روز به صلیب کشیدن او را میبینید که  فرشتگان به عرش اعلی بالا برده اند.(قسمت بالا سمت راست را هنوز متوجه نشده ام که موضوع چیست)

در مرکز تابلو هم با دمیدن صور اسرافیلی مردگان را از خواب بیدار میکنند.همانطور که در عکس بالا هم گذاشته شد اکثر شخصیت ها معرفی شده اند و با اینحال اگر سوالی بود در کامنتها پاسخ میدهم.

نکته دیگری که باید اضافه کنم و در پست قبلی سوال برانگیز بود و البته اشتباه پاسخ داده بودم راجع به پاهایی است که در بالای تابلو آویزان به نظر میرسد.همانطور که دوست خوبمان سوم شخص مفرد اشاره کردند زیر آن نوشته است است یونش و البته این پاهای یونس پیامبر است که در پایین عکس کامل آن را می گذارم.

یونس پیامبر در بالای تابلوی رستاخیز

همانطور که می بینید در پس زمینه اثر ماهی که فروبرنده یونس بود مشاهده می شود.به طور کلی در تالار کلیسای سنت سیستین که این نقاشی کشیده شده پیامبران زیادی به همین صورت بر روی کنگره ها تصویر شده اند اما اینکه چرا یونس بر بالای رستاخیز ترسیم شده جستجوی زیادی کردم . به نتیجه ای که رسیدم وحدس میزنم  که درست باشد این است که در این آیه از انجیل مسیح قیام دوباره خود را به معجزه یونس تشبیه کرده است . همچنین بد نیست بدانیم در قرآن هم به این موضوع اشاره شده و گفته شده اگر یونس از تسبیح کننده گان نبود تا روز رستاخیز در شکم ماهی زندگی میکرد.

در این میان یک بحث جالبی از سری مقالات یونگ را برای شما خواهم آورد که تقریبا برای تمام آثار مذهبی با شرایط مشابه صدق میکند و نمادهای کهن الگویی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در این تابلوها به کار رفته است.

ابتدا کهن الگو را تعریف میکنم:عناصر ساختاری موروثی در ناخودآگاه جمعی که یونگ برای اشاره به مضامین مکرری به کار میبرد که در اسطوره ها و افسانه ها و نیز در رویاها و خیالات و توهمات امروزین دیده میشود(روانشناسی دین..دیوید ام وولف.ص888)

اگر شما به این تصویر با کیفیت و بزرگ که از داخل کلیسا گرفته شده می بینید که روبروی تابلو میزی قرار دارد که مراسم عشای ربانی را تداعی می کند . در واقع به بسیاری از سوال های ما به کمک ارتباط بین مراسم عشای ربانی و رستاخیز  پاسخ داده میشود . از جمله  در سمت چپ تصویر از دید بیننده و در یک سوم میانی تابلو می بینید که بعضی از افراد را که لباس تیره دارند به کمک فرشتگان در حال بالا کشیدن هستند . اینها افرادی هستند که مستحق بهشت هستند اما به دلیل  اینکه غسل تعمید داده نشده اند و مراسم عشای ربانی را به جا نیاورده اند نمی توانند  به آسمانها پرواز کنند و در سمت مخالف آنها برعکس همین قضیه صدق می کند. یعنی افرادی که غسل تعمید داده شده اند اما لایق بهشت نیستند و توسط فرشتگان و قدیسان (مثلا سنت سبایتین که با تیر آنها را می زند ) از بهشت رانده می شوند .

بحث دیگری که به آن می پردازیم حضور پر رنگ مریم مقدس در تابلوهای هنرمندان به خصوص  در دوره های رنسانس است . این موضوع مفهوم مهمی دارد . کلیسا صرفا یک  سازمان پدر سالار  با الگویی کاملا مردانه و خشن می باشد و با حذف زنان از دایره قدرت و منحرف کردن نمادهای زنانه مانند الهه ها (که البته قبلا در دین یهود هم مشاهده شده بود اما نه به این شدت) سعی  کرد تا موضوع قدرت را به صورت انحصاری در اختیار مردان درآورد . بحث مرموز مریم مجدلیه را هم قبلا بارها در همین وبلاگ صحبت کرده ایم و نیز ممنوعیت ازدواج برای کشیش ها و غیره  و غیره …

اما هنرمندان آگاهانه یا نا آگاهانه با گنجاندن تصوبر مریم مقدس در تابلو ها  مثل تاجگذاری مریم در تابلوی روبنس و در این تابلو حضور مریم در کنار عیسی در روز رستاخیز (همانطور که می دانید طبق اعتقاد مسیحیان عیسی در روز رستاخیز به تنهایی حساب پس می گیرد)  سعی در بازگرداندن الهه ها داشته اند . اسطوره ی»جام مقدس» نیز تلاشی در این سمت و سو بوده است . این اقدامی در جهت تعادل روانی بشر و ادیان میباشد . به یاد بیاورید که در یکی از  پست های قبلی از سوفیا صحبت کردیم و گفتیم حضور بیشتر سوفیا نمادی از خرد و حکمت در پدر آسمانی به حساب می آید و در واقع می توان اینطور برداشت کرد که در این مورد خاص بین کلیسا و مسیحیت !! تضاد وجود دارد .

رازی که در مراسم عشای ربانی وجود دارد در ارتباط تنگاتنگ با عقیده تثلیث است . پدر,پسر و روح القدس نمادهای مهمی هستند اما تشکیل یک ماندالا یا صورت انتزاعی یک کهن الگوی کامل را نمی دهند به دلیل آنکه از عنصر زنانه خالی هستند . حضور مریم مقدس ضمن اینکه این کهن الگو را کامل میکند خود بیان کننده کهن الگوی دیگری است به نام «مادر» . نماد «مادر» نشان دهنده حکمت و تعالی معنوی که فراتر   ازعقل است از جنبه مثبت و نشان دهنده جهان مردگان از نظر منفی می باشد. مریم و سوفیا دو جلوه پرطرفدار این نماد هستند که در کنار کهن الگوی «خود» که در  عیسی متجلی می شود به همراه  خدا و روح القدس تشکیل یک نماد کامل را می دهند .

در توضیح نماد «خود» باید گفت که نشان دهنده حد وسط شخصیت  و هماهنگی و تعادل  می باشد که صورت های زیادی دارد که در این تابلو شکل «مسیح » آن از همه آشکارتر است .

پوزش فراوان جهت طولانی شدن پست. ضمن اینکه هر نکته ای که جا افتاده بود در کامنتها بپرسید پاسخ می دهم.

منابع :

http://en.wikipedia.org/wiki/Jonah

http://www.artstamps.dk/Alphabet-M-N-O.htm

http://en.academic.ru/dic.nsf/enwiki/40845

http://bible-truths.com/lake16-D4.htm

http://en.academic.ru/dic.nsf/enwiki/2362146

http://www.travelblog.org/Photos/4118476.html

http://artblogbybob.blogspot.com/2007_10_01_archive.html

http://obsession3.blogspot.com/

کتاب روانشناسی دین اثر دیوید ام وولف

کتاب نمادهای تحول اثر یونگ

کتاب درک هنر اثر هربرت رید

یک ایده ناب و 2 نقاش بزرگ و مرموز:داوینچی و بوتیچلی(بخش 1)

40 دیدگاه



«ستایش مغ» یا»Adoration of the Magi»….این ایده ای بود که 2 نقاش بزرگ دیر صهیون و البته نقاشان بسیار دیگری به آن پرداختند اما در این پست و پست بعدی میخواهیم به مقایسه آثار این  2 نقاش مرموز که هر دو عضو دیر صهیون بودند پرداخته و آنها را با هم مقایسه کنیم…همانطور که مشاهده خواهید کرد به دلیل طولانی شدم ناچار به قسمت بندی پست ها شدم.

در پست اول به بررسی شاهکار داوینچی میپردازیم اما لازم است قبل از آن به بررسی معنی Magi بپردازیم.

magi که ترجمه فارسی آن زرتشتیان…مغ جادوگر و ستاره شناس آمده است و ما دقیقا نمیدانیم که آیا داوینچی یا بوتیچلی او را به طور نمادین از نماینده  زرتشتیان تصویر کرده اند یا خیر:

«. مغ گروهی هستند که به زرتشت گرویده و کتاب مقدسشان اوستاست»

«2.در زبان عربی به » موغوش»، » مجوس» گفته می شود، که به پیروان دین زرتشتی اطلاق می شود. ولی در اصل » مجوس»، به طرفداران زرتشت گفته نمی شود. اکنون ثابت شده است که » مجوس» به پیروان مادها گفته می شد که قبل از زرتشت زندگی می کردند. در اوستا واژۀ » مجوس»، در شأن معارضان زرتشت استعمال شده است. ولی چون در سرزمین های اعراب و بلاد شام، اهل ماد به » موغوش» مشهور بودند، به پیروان زرتشت نیز » مجوس» گفته شد»

——————————————–

Adoration of the Magi..Da Vinci..1481.Location..Uffizi..Florence.

 

magi1

در این تصویر مردمی از تمام سن ها میبینیم که مریم مقدس و کودک او عیسی را احاطه کرده اند…پیرمرد مغ در برابر مریم و عیسی زانو زده است و عیسی او را تبرک میدهد…

افراد موجود در تابلو به صورت نیم دایره کودک و مادرش را احاطه کرده اند و در سمت راست این نیم دایره کودک چوپانی را میبینیم که بی توجه به این اجتماع به سمت دیگر تابلو مینگرد..این کودک کسی نیست جز تصویر نوجوانی های داوینچی!

در میان افراد تابلو حضور اسب ها بسیار جالب توجه است و اینکه عده ای هم از روی اسبهایشان به ابراز احساسات میپردازند تامل برانگیز است.در پشت جمعیت پله هایی از یک کاخ متروکه را میبینیم که افراد به صورت سواره و پیاده در حال بالا رفتن از آن میباشند تا اینکه به یک عبادتگاه نزدیک میشوند..در میان افراد حاضر در صفحه تصاویر «پادشاه شرق» و سنت جوزف نیز قرار دارد.در پشت کاخ ویران تصاویر موهومی ار جنگ افراد میبینیم که با توجه به محو شدن تصویر بشارت دهنده ی صلح میباشد..کاخ ویران شده نمادی از زوال تدریجی کفر والحاد بعد از تولد مسیح میباشد.اما جالب ترین نمادی که در این تصویر به کار رفته همان نخل است…درخت نخلی که 2 مفهوم دارد..اولی همان است که در کتاب مقدس آمده است و در هنگام زایمان مریم مقدس برای او کمک حال بود و دومی را با توجه به اینکه این نخل در میان ویرانه های کاخ های سلطنت کفر قرار دارد میفهمیم و آن اینکه با توجه به اینکه نخل نماد امپراطوری روم هم بوده است و همچنین با یادآوری اینکه کنستانتین امپراطور کافر روم با پایه گذاری کلیسا قدرت را به مسیحیت تقدیم کرد نتیجه گرفته میشود که باز هم داویچی با وجود اینکه در آن زمان 22 سال بیشتر نداشت اما باز هم به قدرت فساد آلود کلیسا انتقاد داشته است و آن را جان گرفته از نخلی میداند که اگرچه باعث نجات جان مسیح شده اما بلای جان مسیحیت گردید!

در این نقاشی 66 انسان و 11 اسب تصویر شده است.

حال به تابلوی بوتیچلی مبپردازیم

Adoration of the Magi..botticelli…1475..Location..Uffizi..Florence

723px-Sandro_Botticelli_085

این اثر مثل بیشتر آثار بوتیچلی برای خانه مدیچی ها ترسیم شد.در این تصویر تعدادی از افراد خاندان مدیچی تصویر شده اند…کاسیمو مدیچی همان کسی که در برابر مسیح زانو زده و نقش مغ را دارد و دیگری پسرش که در مرکز تصویر زانو زده و نقش یک مجوس دیگر را دارد.و جیووانی سومین مجوس حاضر در تصویر.هچنین فردی که لباس زرد دارد و به شما نگاه میکند همان تصویر بوتیچلی است.پیرمردی که بالای سر همه نشسته و نظاره گر است فردی تازه به دوران رسیده به نام گاسپری لامی میباشد .متاسفانه متوجه نشدم که چرا همچنین فردی در چنین مکان خاصی قرار گرفته و هدف نقاش چه بوده است!!!ا(نقش نمادین آن را فهمیدم که در پست بعدی گفته میشود)البته این نقاشی به درخواست مستقیم او کشیده شده است.

همانطور که در هر 2 تصویر میبینید اینبار هم تصاویری از یک قصر ویرانه در پشت  این تشریفات سنگین دیده میشود که همان معنی قبلی را میدهد…اما آنچه در هر دو تصویر توسط منتقدان اشاره شده است ای است که در هر دو تصویر 2 مثلث فرضی وجود دارد که در هر دو مریم مقدس در راس آن و نقاش در راس سمت راست آن قرار دارد و راس سوم چه مفهوم یا فردی را در خود گنجانده است؟پیرمردی که زنگوله به دست دارد…نگاه مرموزی که شاهزادگان به هم دارن..فردی که گویی در حال مرگ است و ….

سوالات زیادی در این 2 طرح مطرح میشود که در پست بعد به آن میپردازیم.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: