سوم مه 1808 : تابلویی که نشان می دهد بشریت ذره ای پیشرفت نداشته است…

66 دیدگاه


تصویری که می بینید مربوط به جنگ میان اسپانیا و فرانسه است. زمانی که سربازان ناپلئون شهروندان خشمگینی را که سلاحی به جز سنگ و چاقو نداشتند بر روی تپه ی «پیو» در اسپانیا اعدام کردند.

لحظه ای که "گویا" آن را در تاریخ ثبت کرد

گویا هنرمند اسپانیایی با ثبت این واقعه روحیه آزادی خواهی اسپانیایی ها را زنده نگه داشت.

همانطور که می بینید قهرمان واقعی در این تابلو کسی است که قربانی می شودو با تابیدن نور و همچنین داشتن لباس سفید با حالتی که نشان دهنده ی تسلیم و رضایت است به قتل خواهد رسید.

به نظر من نقطه ی قوت تابلو هنرمندی نقاش در تصویر حالت چشمان قربانی است که حس جالبی به مخاطب و نیز قاتل خود می دهد. گویی می خواهد بگوید: » به فرض که من را کشتی ! آخرش که چی!؟ «

خوب آخرش که چی؟!

و سربازانی که لباس آنها دقیق ترسیم شده اما صورت آنها مشخص نیست . گویی روحی در بدن ندارند.

در این میان افرادی که در گوشه وکنار در حال انتظار و دعا خواندن ! هستند. دعایی بی سرانجام که تغییری در نتیجه نخواهد داشت.

به راستی که نقاش چه زیبا و چه با احساس این صحنه را نشان داده است. اعتراف می کنم که مدتها بود به این تابلو می نگریستم و مفهوم آن را نمی فهمیدم. یکبار دیگر با دقت ببینید. در میان سیاهی و تاریکی شب… جایی در ناکجا آباد و در جایی که گویی سلطان آسمان ها وزمین خفته است ! » انسانی» در مقابل «انسان » دیگری ایستاده و او را می کشد.

چشمان قربانی را ببینید تا بفهمید منظورم چیست. او هم می گوید عجیب ترین بخش این افسانه همان سربازی است که می کشد!

به راستی او برای چه و برای که میکشد؟ برای یک مقرری ناچیز؟ یا برای وطن پرستی؟ یا برای ناپلئون دوستی؟

به راستی چه اتفاقی می افتد که یک انسان حاضر است انسان دیگری را بکشد؟

به راستی وطن پرستی مهم تر است یا انسان دوستی؟

تصور کنید اگر تمام سربازان دنیا از حکم مافوق خود سرپیچی می کردند و با همنوع خود دوست میشدند! آیا کسی می توانست آنها را مجازات کند؟

شما با من موافق نیستید که پس از این همه سال بشر هنوز پیشرفتی نداشته و هنوز نمی فهمد که برای چه چیز زنده است؟ بعد از اینهمه گفتن ها و نگفتن ها هنوز «انسان» نفهمیده است که جنگ ها وانقلاب ها کور هستندو ظالم و مظلوم هر دو به یک اتش می سوزند. مگر تابلوی گرنیکا را در  اینجا با هم ندیدیم  که در آن بی گناهان آسیب دیدند؟ گفتم بی گناهان و به یاد تابلوی «کشتار بی گناهان» افتادم که دراین یادداشت آن را با هم بررسی کردیم. به راستی که بشر عقل ندارد و احمقی بیش نیست!

بگذریم…

سیاه و سفید مظهر مثبت و منفی و اضداد هستند و پیراهن سفید نماد نجات و اقتدار معنوی است. نکته ی مهم حضور سه رنگ سیاه و سفید و قرمز است که نشان دهنده ی سه مرحله راز آشنایی است. سفید به همراه قرمز نشان دهنده ی مرگ است و در کنار مشکی که قرار می گیردبه مفهوم این است که باید رازی آشکار شود. رازی که جز با ریختن خون درک نمی شود. منظورم از راز بالا رفتن درک وفهم بشری است.

گفتنی است که در میان مایایی ها که «گویا» علاقه ای ویژه به آنها داشت سفید به معنای صلح و خوشبختی است و سیاه نماد زمان و نیز مرگ دشمن است.

مرگ نیز به خودی خود نماد جنبه ی ناپیدای زندگی و علم مطلق است.

در راز آشنایی تاریکی مرگ قبل از تولد انسان در رستاخیز است.

اطلاعات بیشتر درباره این تابلو :

همچنین V شکل بودن دستهای مرد محکوم و تکرار این حالت در مردی که دقایقی پیش با گلوله کشته شده‌ و با همان ترکیب روی زمین افتاده‌است، گریزی کوتاه به سمبولیسم دارد.[۳]

Goya 3may monk.jpg

در میان محکومین در سمت چپ کار، یک راهب با سری تراشیده دیده می‌شود که دستانش را برای دعا کردن در هم گره زده‌است اما به جای این که دستان وی به سمت آسمان نشانه رود، زمین را می‌بیند. نگاه سنگین راهب به زمین و نحوه قرار گرفتن دستان در هم گره خورده‌اش، بیشتر متوجه ردیف سربازان برای بخشش است تا خداوند. در پشت راهب، مشتی گره کرده دیده می‌شود که در میانه راه برای بالا رفتن قرار دارد. نگاه مرد صاحب مشت خالی از هرگونه حس امید است و اینگونه به نظر می‌آید که وی بالا بردن مشتش را به نشانه اندک مقاومت در مقابل تصمیم این جلادان، کاری عبث و بیهوده می‌داند و در نهایت مردی که دستانش را طوری قرار داده‌است تا حایل صورتش و گلوله‌ها شود، به خوبی مرگ و ترس از آن را نشان می‌دهد. [۳]


این اثر به همراه «دوم ماه مه ۱۸۰۸» هم اکنون در موزه پرادو*[۴] در شهر مادرید نگهداری می‌شود.

Advertisements

بررسی تابلوی «رستاخیز » اثر میکل آنژ و نمادهای به کار رفته در آن(بخش یک)

20 دیدگاه


بعد از مدتها قرار است کمی به روزهای اوج برگردیم و یک تابلوی سمبلیک را با دقت نسبتا بالا تحلیل کنیم تا کمی دل خواننده های همیشگی شاد شود.

برای این منظور به سراغ تابلوی «آخرین محکمه» یا به عبارتی رستاخیز اثر میکل آنژ می رویم.

این تابلو در شهر واتیکان در یکی از تالارهای کلیسای سیستین به صورت فرسک یا همان نقاشی روی دیوار کشیده شده است کشیده شده است.برای تکمیل این اثر 8 سال زمان گذاشته شد.

بدون شک این یک اثر جسورانه و نیازمند اعتماد به نفس بالای هنرمند است..پیچیدگی و گستردگی کار  شما را به یاد یک رمان بلند با شخصیتهای اصلی فراوان می اندازد و شما حیرت زده از این که خالق اثر خود چگونه پیوستگی اجزا را حفظ میکند اثر را دنبال میکنید.به طور کلی اثر نشان دهنده عروج ارواح برای پاسخگویی در پیشگاه مسیح هستند و در این میان ارواحی که موفق به عروج نشدند جهنمی هستند.

بدون شک امکان بررسی کامل این تابلو نیازمند مقاله ای مفصل است.ناچارا به جالبترین بخش های آن می پردازم و در صورتی که سوالی داشتید درباره شخصیتهای معرفی نشده در کامنت ها پاسخ می دهم.

طبق معمول آنچه در تابلوهای مذهبی دیده میشود محوریت تابلو با عناصرمقدسی همچون مسیح است و اجزای کیهانی و دنیوی همه در اطراف او در حالتی جذب شده دیده میشوند.این تابلو به طور کلی نماد مسئولیت پذیری برای زندگی دنیوی به حساب می آید.

قبل از شروع بررسی تابلو بد نیست اشاره کنیم که بین کاردینال کارافا و میکل آنژ بر سر این تابلو مشاجره سختی وجود داشت به علت آنکه کاردینال نقاش را به دلیل برهنه کشیدن افراد به وقاحت و فساد اخلاقی متهم کرد.کار تا بدانجا پیش رفت که شورای تفتیش عقاید که کاردینال هم از آنها  بود دستور پاک کردن فرسک را داد.حتی برای تایید این دستور پاپ نیز به مشاهده تصویر آمد و از دیدن آنهمه تصاویر برهنه حیرت کرد و تابلو را شرم آور خواند اما هنگامی که میکل آنژ به او گفت که برای چهره مینوس در سمت راست و پایین تابلو از صورت پاپ کمک گرفته است ناگهان همه مشکلات حل شد و چنین اثر ارزشمندی از نابودی نجات یافت.

همچنین گفتنی است که اعضای تناسلی بعدا توسط یک نقاش دیگر به نام دانیل ولترا پوشانده شد.همانطور که میبینید روی اعضای تناسلی به کمک یک پارچه پوشانده شده.

برای بررسی تابلو و راحتی کار ابتدا یک عکس که شامل معرفی شخصیت ها میباشد را برایتان می گذارم:

شخصیتهای تابلوی رستاخیز اثر میکل آنژ

همانطور که میبینید مسیح و مریم در مرکز تابلو مشخص هستند.مرد درشت اندامی که در سمت راست مریم باکره به او زل زده است یحیی تعمید دهنده است.در سمت راست تابلو پایین صفحه مینوس را می بینید که صورت پاپ برای او استفاده شده است.درباره مینوس قبلا در پست گشت و گذاری در جهنم صحبت کرده بودیم.همچنین کارن بر روی قایق که آن نیز در همان پست گشت و گذار در جهنم معرفی شده بود.سنت پیتر و سنت سباستین در پست تاجگذاری مریم مقدس معرفی شدند و به اختصار اضافه میکنم که سنت پیتر با کلیدی بزرگ که کلید درهای بهشت به حساب می آید در سمت راست مسیح و سنت سباستین که تیری در دست دارد که نشان دهنده طریقه شهادت او میباشد در سمت راست تابلو مشاهده می شود.

بقیه شخصیت ها نیز در ادامه پست معرفی می شوند.

بارتولومیو در حالی که پوست بدن خود را در دست گرفته

او یک چاقو و پوستی از بدن انسان در دست دارد که اشاره به طریقه کشته شدن اوست که با چاقو پوستش راکندند.نکته جالب در این قسمت از تابلو این است که میکل آنژ پرتره خود را در صورت پوست کشیده است.از نظر بعضی از منتقدان در این تصویر طنزی پنهان شده است که میکل آنژ نسبت به بیش از حد بزرگ کردن شهدای مسیحیت  بیان کرده است.

در بخش دوم توضیحات تکمیلی  و معرفی منابع به همراه بررسی نمادهای کهن الگو در این تابلو را ادامه میدهیم

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: