بررسی تعدادی از نقاشی های مربوط به پیامبر مسلمانان که در طول تاریخ ترسیم شده و بررسی نمادین آنها

11 دیدگاه


همانطور که می دانید در این وبسایت تا بحال نقاشی های زیادی از ادیان مختلف قرار داده ایم و با هم بررسی کرده ایم اما همیشه نقاشی هایی که مربوط به دین اسلام باشد کمتر بوده است که گاهی باعث دلخوری دوستان شده است. البته در جواب دلخوری دوستان همیشه گفته ام که ما اینجا بر اساس مذهب یا دین تابلوها را بررسی نمیکنیم که فرضا بیشتر تابلوها مربوط به مسیحیت می شود بلکه صرفا این موضوع مربوط به بیشتر بودن تابلوهای با موضوع مسیحی است، از طرف دیگر به دلیل محدودیت های مربوط به رسم نقاشی در اسلام طبیعتا تعداد آثار بسیار محدود و یا فاقد ارزش هنری است و تنها جنبه تاریخی دارد. با این حال در این یادداشت می خواهم تعدادی از تابلوهای با ارزش را با هم بررسی کنیم.نکته جالب این است که بیشتر این آثار هم اکنون در اسکاتلند نگه داری می شوند.

.یکی از غنی ترین منابع نقاشی مربوط به پیامبر مسلمانان که تقریبا از تمام دوره های زندگی پیامبر مسلمانان تصویر گذاشته است کتاب "جامع التواریخ" است.جامع التواریخ یا تاریخ رشیدی از آثار ارزشمند و کهن تاریخی به زبان فارسی درباره تاریخ، اسطوره‌ها، باورها و فرهنگ قبایل ترک و مغول و همچنین تاریخ پیامبران از آدم تا محمد پیامبر اسلام، تاریخ ایران تا پایان دوره ساسانیان و سایر اقوام است که توسط رشیدالدین فضل‌الله همدانی سیاستمدار و تاریخ‌نگار ایرانی در اواخر سده هفتم خورشیدی/اوایل سده ۸ قمری و سده ۱۴ م. نگاشته شده است.

 

تصویر اول مربوط به اولین سفر محمد به همراه عمویش ابوطالب به شام است که در دوران نوجوانی او رخ داد. البته در این سفر اختلاف هایی وجود دارد ولی تصویر بالا که نشان دهنده این تصویر است بحیرای ترسا را نشان می دهد که در حال صحبت کردن با محمد نوجوان است. کسانی که می خواهند مطلب را به صورت کامل بخوانند میتوانند به اینجا مراجعه کنند ولی به صورت خاصه به اینصورت است که هنگامی که کاروان قریش به صومعه مسیحیان می رسند بحیرا که به کمک کتابی که داشته از علوم اینده با خبر بوده است با توجه به تکه ابری که بالای سر کاروان بوده، متوجه می شود که پیامبر مسلمانان درون این کاروان است پس به سمت او می آید و از او سوالاتی می پرسد که همه آن را جواب می گیرد و در همانجا پیامبری او را پیشگویی می کند. 

همانطور که میبینید ابری در بالای سر وجود دارد که اشاره به همان تکه ابر داستان است با این تفاوت که فرشته ای از آسمان به نظر می رسد دانش و علم را به او می دهد تا بتواند سوالات را پاسخ بگوید. نکته جالب توجه دیگر در این تصویر واضح بودن ترکیب عددی تابلو است . از عدد یک که خود محمد باشد شروع کنید به عدد دو راهب در گوشه راست و 3 راهب در روبروی پیامبر و 4 کیسه گندم متحد الشکل و پنج شتر و الخ. عدد 4 یا 6 در این ترتیب گم شده است است به این معنی که اگر فرض کنیم کیسه ها را به عنوان نماد عدد 4 در نظر بگیریم آنگاه عدد 6 حذف می شود و بالعکس. عدد 4 عددی نماینده زنانگی و عدد 6 عددی مقدس در دین یهود است که با توجه به سابقه یهودی بودن نقاش می تواند نشان از شیطنت او باشد.

تصویر بالا همانطور که می دانید مربوط به معراج پیامبر مسلمین است و طبق روایات اسلامی جرئیل و میکائیل و اسرافیل براق را برای ایشان می آورند تا سوار بر اسب بالدار به معرج بروند. در مورد کتابی که در دست براق است در حقیقت چیزی در روایات اسلامی پیدا نکردم اما بعید نیست قرآن باشد. همانطور که می بینید براق به صورت یک زن ترسیم شده است و در دست یکی از فرشتگان نیز ظرفی وجود دارد که در آن احتمالا شربت یا سوپی باید موجود باشد.. این دو نکته می تواند از شیطنت های دیگر نقاش و یا اشاره به نمادین بودن این سفر داشته باشد. نکته بسیار ظریف و عجیب در این تابلو این است که به جای هاله های مقدسی که معمولا در این نوع نقاشی ها دیده می شود با " تاج" رو برو هستیم مخصوصا براق که حتی لباسی شبیه به زنان حرمسرای شاهی و تاجی ملکه وارانه بر تن دارد و اسب بال ندارد. برای من شخصا وضعیت شاهنشاهی آن دوران ایران در مقابل اعراب و استفاده اعراب از ایران را به خاطر می آورد.

تصویر بالا مربوط به تماشای بهشت به همراه جبرییل که در بالا سمت چپ می بینید می باشد.در تصویر غلمان و حوری ها را می بینید که در حال گشت و گذار در بهشت هستند اما جالب اینجاست که در حالی که پیامبر خود سوار بر اسب است وسیله نقلیه مرسوم در بهشت شتر است. باز هم در این تابلو هاله نور نشان دهنده ی وضعیت خاص آن دوران است. معمولا هاله نور به صورت دایره ترسیم می شود که این موضوع در همه فرهنگ ها تقریبا همه گیر است اما در اینجا به صورت هاله ای شبیه به آتش تصویر شده ایت که میتواند به علت تقدس آتش در میان ایرانیان باشد و نمادهایی که از دین زرتشت به دین اسلام راه پیدا کرده است. قبلا هم در این یاددشت به شباهت هایی چند در این زمینه اشاره کرده بودم.

 

Advertisements

تصاویری از فرش ایرانی که زینت بخش آثار نقاشانی چون ربنس ، ورمیر، رامبرانت بوده است

12 دیدگاه


مدتی پیش در جریان وبگردی های روزانه به طور اتفاقی متوجه فرشی در یکی از تابلوهای  کلاسیک شدم که کاملا مشخص بود که به فرشهای ایرانی بسیار شبیه است. از روی کنجکاوی جستجویی انجام دادم و متوجه شدم که فرش ایرانی ردپای پر رنگی از خود در آثار نقاشان اروپایی به جای گذاشته است. چکیده ی تحقیقات خود را به همراه منابع مورد استفاده قرار گرفته در پی می آورم.

پرفسور پوپ به هم اکنون در مقبره ای در نقش جهان اصفهان آرام گرفته است به درستی گفته است :

قالی‌های عالی ایران را شعرا مدح گفته و سیاحان تمجید و تعریف کرده‌اند، سلاطین کشورها بر آن حسد برده و کشورهای دیگر از آن تقلید کرده‌اند

آنچه در بررسی تابلوها جالب توجه است ، این است که بیشتر نقاشان از جمله ورمیر که قبلا در اینجا اثر بانویی با گوشواره مروارید را بررسی کردیم، چندین مرتبه از فرش ایرانی برای تابلوهای خود استفاده کرده اند

در اثر بالا که متعلق به " ورمیر " است همانطور که می بینید قالی با طرح ایرانی بر روی میز خودنمایی می کند.. در ادامه مقاله چند نمونه دیگر از این نقاشی ها را می آورم و به اختصار به مفهوم نمادین فرشهای ایرانی و نیز چگونگی راه یافتن آن به نقاشی های اروپایی اشاره می کنم:

اگر بخواهیم به طور دقیق بگوییم که از چه زمانی فرش ایرانی به هنر اروپا راه پیدا کرد باید بگوییم این مهم بعد از قرن 16 میلادی اتفاق افتاده است. هر چند قبل از آن میتوان نمونه هایی از فرشهایی با طرح های شرقی را در آثار مختلف پیدا کرد ولی امکان اثبات اینکه طرح مورد نظر حتما ایرانی است کمی دشوار است، بالاخص  برای من که هیچ اشرافی روی طرح های آن ندارم، اما در واقع بعد از قدرت گرفتن امپراتوری صفوی و تلاش این دولت برای صادر کردن محصولات لوکس ایرانی به اروپا، رفته رفته فرش های ایرانی محبوبیت فراوانی پیدا کردند وبه یکی از نمادهای اشرافیت خانواده های اروپایی تبدیل شدند. اگر به سیر نقاشی های دقیق بشویم خواهیم دید که در قرن 17 میلادی ترسیم تابلوهایی با  زینت فرش های ایرانی بسیار پرطرفدار بوده است خاصه اینکه فرش ایرانی مفهوم نمادین قوی و خاص خود را دارد.

از طرفی در آن دوره تاریخی پرتغال و هلند حضوری پر رنگ و قوی در تنگه هرمز و خلیج پارس داشتند و این موضوع به طور خاص اثری قابل توجه روی آثار نقاشان هلندی گذاشته است.آنطور که از شواهد امر بر می اید  فرشهایی که گل گلی و با طرح طبیعت بودند بسیار مورد توجه قرار گرفتند . در آن دوره معمولا گل هایی ریز و درشت به همراه درخت برگ انگور ( مو) اساس این طرح ها را شکل می داد.

آنچه مشخص است سوای اینکه نقاش با انتخاب طرحی مخصوص از یک طرح فرش میتوانسته فضای تابلو را به سمت دلخواه خود بکشد ، نمادهایی را هم مد نظر داشته.به عبارت دیگر میتوان گفت مثلا طرحی که برای یک دیدار عاشقانه به کار رفته است با طرحی که برای یک خانواده اشرافی به کار میرود کاملا متمایز است.

حالا بد نیست کمی به مفاهیم نمادشناسانه بپردازیم. بدین منظور از دو سایت کمک گرفته ام که هر دو سایت را در قسمت منابع آورده ام :

1) مجله ی دستها و نقشها، شماره ی اول،بهار 1371،فرش ایران،نقش مواج و زیبای هنر بر بستر پر تب و تاب کار،تولید و زندگی 2) ) مجله ی فرش ،نماد در قالی (2)،شماره ی 19،ص 80

و راز و رمز کثرت عالم وجود بوده است؛واز دل قصص بشر بر می آید و به عنوان نقش مقدسی در مجموعه ی 
هنر اسلامی و نشانی از شجره ی طیبه یا همچون درخت کیهانی،مظهر هماهنگی اجزای سماوی است .همچنین نشانی از سیر روح انسان در مراتب سلوک به عوالم قدس است.مفردات ختایی چون برگ ،ساقه و غنچه ،با وجود گل معنی می یابند و جملگی نشان و اشاره ای از گل هستند.

2((آرایه ها و نقوش ختایی،امیر هوشنگ آقامیری،ص 116،1379 )

گل در کنار اسلیمی ها و بند های آن،گاه چون غنچه ،فروبسته و پنهان و گاهی شکفته و عیان می گردد. گل همزاد نور است و سالکی که در این طریق نور است می تواند همدم گل شود.گل رو در روی خورشید و ماه می گشاید و نشان از نور دارد.از این رو به هنگام شکفتن روایت نور می کند و بر زمینه ی لاجوردی ،همچون ستاره هایی درخشان می درخشند.قاعده ی گل نیز همچون ماه و خورشید بر «دایره»است. شکل مقدسی که کمال اشکال است،گویی هر جا که روایت نور می شود ،در ظرفی دایره وار چون خورشید و ماه منتهی می گردد.

به جز آن برداشتی که نمادشناسان اروپایی از این موضوع داشتند به صورت زیر است:

1)فرش نماد موفقیت بازرگان ایرانی بوده است به این معنی که هر بازرگانی با داشتن فرشی گرانبهاتر در خانه خود هم نشان میداده است که هنردوست است و هم اینکه ثروتمند است.

2)فرش نمادی برای شرفیابی به امپراتور بوده است به این معنی که در دربار ایران کسانی که با شاه کار داشتند و باید صحبت میکردند بر روی فرشهایی که در حضور شاه قرار داشت صحبت می کردند.

3) در فرشهایی که در مکان های مذهبی استفاده می شده است فضایی روحانی حاکم بوده است

 

منابع :

http://www.cafedexign.com/showthread.php?t=9733

http://www.gostareshonline.com/report/91184-2011-09-19-11-02-07.html

http://www.dilmaghani.com/blog/large-rugs-carpets-oversized/

http://tea-and-carpets.blogspot.com/2010/08/safavid-floral-and-polonaise-carpets.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Oriental_carpets_in_Renaissance_painting

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: