شب یلدا,شب تولد ایزد «میترا», مهر ایزد پارسی گرامی باد

46 دیدگاه


سقراط خطاب به آلکیبادس اول پادشاه یونانی:

<<اگر اجداد خود را در برابر اردشیر پسر خشایارشا نمایش دهی بی گمان بر تو خواهند خندید…>>

ببل

بدون شک برای نوشتن از میتراییسم بایستی بیش از8000 سال تاریخ ایران را ورق بزنیم پس در چنین یادداشت کوتاهی نمی توان به تمام مطالب اشاره کرد .

مطالب زیادی در نوشته های فارسی درون اینترنت می توان پیدا کرد که برای جلوگیری از اطاله کلام از آوردن دوباره آنها خودداری می کنم.برای این منظور وبلاگ  دوست خوبم بهاک را پیشنهاد می کنم .همچنین در تکمیل مطالب این پیوند اضافه می کنم که میترا داور مردگان و بر ارابه ای سوار است که چهار اسب سپید آن را می کشند که نماینده 4 عنصر  هستی هستند.

میترا سوار بر ارابه 4 اسبه

بایستی دقت کرد که این ایزد را با ایزد آناهیتا نباید اشتباه گرفت .آناهیتا نیز بر ارابه ای چهار اسبه سوار میباشد که اسبها نماینده باد و باران و تگرگ و ابر هستند. ونیز گفتنی است که در هنگام ظهور دوباره میترا و آناهیتا در روز رستاخیز هر دو سوار بر یک ارابه هستند.عکس زیر که از وبلاگ راییکا برداشته شده می تواند» تجلی» چنین نمادی در دوره مادها باشد هر چند که در واقع در توضیحات آن اشاره ای به میترا و آناهیتا نشده است.

درباره ارتباط بین ادیانی که منشا آنها میتراییسم است صحبت های زیادی شده است.فهرست وار به چند مورد اشاره میکنم که تاثیرات مهمی از میتراییسم ایرانی گرفته اند:میترای یونانی ,زرتشت, مسیحیت, یهود, اسلام, هوروس خدای آفتاب مصر,بودا و  تائوی چینی که در صورت لزوم برای رفع شبهه در کامنتها پاسخ گو خواهم بود.

در این میان به جالب ترین بخش ها اشاره میکنم:

زرتشت سوم در زمان گشتاسب هخامنشی ظهور کرد.گشتاسب قبل از کوروش بزرگ میزیست و یکی از حکام محلی به حساب میامدکه در عهد عتیق از او با عنوان «داریوش مادی» اسم برده شده است.گشتاسب از پذیرفتن دین زرتشت خودداری کرد  اما در همان هنگام 4 اسب سوار سبز پوش به حمایت از زرتشت از آسمان فرود آمدند و این باعث شد که گشتاسب در گسترش دین زرتشت بکوشد.(در اینجا نمادهای تکراری فرود خدایان(سفینه ها) و نیز 4 اسب میترا جالب است).

این زرتشت را از دو زرتشت قبلی که یکی مزدایی و دیگری زروانی است متمایز می کنند و میترایی می نامند.هدف از این روده درازی این بود که دین رسمی مهر را همین زرتشت در زمان هخامنش آورد و بر سه پایه ی «اهورا, میترا و آناهیتا» قرار داد که در گذر زمان به «پدر, پسر و روح القدس» تحول یافت.میترا پس از آن تبدیل به مسیحیت شد وهمزمانی ولادت عیسی و میترا نیز تاییدی بر این فرضیه است.

به سنگ نگاره دوره هخامنش زیر که تصویری از آناهیتا و میتراست نگاه کنید:

سنگ نگاره از میترا و آناهیتا از دوران هخامنشی

فیثاغورث در سیاحتنامه ی خود در صفحه 67 در توضیح آیین های ویژه مهرپرستی ناخودآگاه «شام آخر» را تعریف می کند:

<<زرتشت وظایف پیشوایی را به جای آورد(…)هر یک نانی خوردند و ظرفی آب نوشیدند و این نشا نه ورود به حیات جدید بود(…)یک روحانی (…) تاجی آویخته به نوک تیغ به آنان تقدیم کرد (…) و گفت مهر تاج من است>>

شباهت های این دو دین بسیار زیاد است و البته درباره چگونگی انتقال این دین به اروپا افسانه ای است که چندان صحیح به نظر نمی رسد ولی صحیح ترین روایت این است که با ازدواج دختر زرتشت به نام آناهید (آنائیس) با توما قیصر روم باعث انتقال میترا به روم و نهایتا ایجاد میترای رومی شد.

درباره انتقال میترا به مصر نیز باید به «آخن آتون» فرعون مصری  که مادرش از نژاد آریایی بود  نیز همسرش «نفرتی تی» که از آریای های میتانی بود باید اشاره کرد.»برتلو» عقیده دارد که ریشه آیین مصری آتون از معتقدات مزدایی ایرانیان پیش از زرتشت است و نیز فروید نیز آنها را متاثر از گاتهای زرتشت می شناسد.در این میان عکسی را که در کتاب پیدا کردم برایتان می گذارم که تصویر خود نیازی به توضیح ندارد و انتقال اسطوره های پارسی را به مصری نشان می دهد.با مقایسه دو تصویر شباهت های زیادی پیدا می کنید:

اما درباره اسطوره های میتراییسم مطالب زیر خالی از لطف نیست:

نخستین زوج انسانی در اسطوره های ایرانی «مشی و مشیانه » نام دارند و آشکار نبود که کدام نر و کدم ماده هستند و بر خلاف زرتشت که انسان اول را کیومرث میدانست میتراییسم کیومرث را فردی می داند که در رستاخیز در حالی که مشی و مشیانه به پهلوی چپ و راست او چسبیده اند ظهور می کند.تشخیص مرز بین زرتشت اول و میتراییسم چندان ساده نیست اما در زرتشت پسین سروش بخشی از وظایف میترا را بر عهده گرفته است.

میترا با قربانی کردن گاوگویای آرزویی است برای یک زندگی روحانی که به انسان اجازه می دهد بر عواطف حیوانی بدوی چیره شود و به آرامش دست یابد.

منابع:

کوته نوشت از کتابهای:

پیامبر آریایی نوشته امید عطایی

انسان و سمبولهایش نوشته کارل یونگ

اسطوره های سنتی نوشته جی سی کوپر

سیاحتنامه ی فیثاغورث

طرح عجیب یک بشقاب دوره ساسانی

33 دیدگاه


دوست خوبم راییکا در وبلاگ عالی خود  شبهای بی سحر بشقابی از دوره ساسانی را معرفی کرده که طرح عجیب آن بسیار ذهن من را به خود مشغول کرده است.

همانطور که میبیند در این طرح زیبا عقابی عظیم جثه  که زنی را درچنگال خود گرفته و آن زن در حال غذا دادن به او میباشد و دو نفر در حال حمله هستند.

برای فهمیدن معنای این طرح تلاش و جستجوی زیادی کردم اما در هیچ کدام از وبساتهای انگلیسی یا فارسی نتیجه ای پیدا نشد.در نهایت به اجبار به کمک نماد تفسیری شخصی میکنم اما از همه دوستان و صاحبنظران میخواهم تا در صورتی که درباره این طرح اطلاعی دارند بنده هم بی نصیب نگذارند.

در نگاه اول به نظر میاید که این طرح باید بیان کننده اسطوره و افسانه ای خاص در دوران ایران قبل از اسلام باشد اما نتوانستم چنین اسطوره ای را پیدا کنم که با مضمون طرح درست در بیاید.تنها آنچه کمی شبیه به این اسطوره بود اما من را قانع نکرد همان افسانه پرواز عقاب از فراز البرز که روز به زمین نشستن او را نوروز نامگذاری کردند میباشد.

اما نتیجه ای که خودم گرفتم حاصل جمع آوری پازل ها از سایتهای  آتلیه آزاد

مجله نشان و     کلوپ ایرانیان و     ایران نامه و   زندگی در جهنم و    پرس تی وی

میباشد که برایتان میآورم:

عقاب نماد امپراتوری هخامنشی است…و همچنین نماد درفش کاویانی و کاوه آهنگر میباشد و در دوره ساسانی  به آن توجه ویژه میشده است.مثلا پرنده سیمرغ که یکی از مهمترین نمادهای آن دوره بود و ترکیبی از حیوانات مختلف است معمولا با بال و سر عقاب کشیده میشده است.بنا به اعتقاد دکتر فرخ یکی از پرچم های  دوره ساسانی طرح عقاب است.

زنی که در چنگال عقاب است شباهت بسیاری با ایزد بانو آناهیتا دارد.آناهیتا در دوره ساسانیان ایزد بانوی نگهبان آبها و باران ها و نماد پاکی و باروری و نماد عشق و دوستی بوده است….همچنین حضور پررنگ این زن در این نقش نشان دهنده اهمیت زنان در دوره ساسانیان و نیز  بقایای دوره مادرسالاری میباشد.(خارج از بحث:گفته میشود در دوره اسلامی با توجه به محدودیت هایی که برای ایرانیان برای علاقه به فرهنگ پیشین خود به وجود آمد آنها برای حفظ این نماد آن را در فاطمه دختر پیامبر مسلمین قرار دادند ..در واقع ویژگیهای فاطمه و آناهیتا از این مننظر به هم شبیه است …در واقع تلاشی برای حفظ نمادها)

پس از آن به غذایی که به عقاب داده میشود میرسیم..این غذا شبیه به انگور است..انگور در دوره ساسانی نماد حیات و صبر و تندرستی است.

موضوع بعدی گلهایی است که دو طرف عقاب را گرفته است..این گلها زنبق میباشد…زنبق در دوران ایران باستان یکی از نمادهای قوی و سلطنتی محسوب میشد.زنبق نماد بی مرگی و جاودانگی است.

اشکال باقیمانده شامل دو دیو مهاجم و شکلهایی است که دور بشقاب را احاطه کرده است.اشکال دور بشقاب بسیار زیاد است و بعضی از انها تکرار شده..اشکالی مانند کبوتر…سگ..گل نیلوفر آبی و گل زنبق و …دیو ها میتواند نماد تجاوز بیگانگان  باشد و اشکال دور بشقاب هر یک نمادی دارد که توضیح آن از حوصله این پست خارج است.


نتیجه گیری(البته همانطور که در ابتدا گفتم ممکن است این نتیجه صحیح نباشد)

عقاب به عنوان نمادی از  ایران سرزمین پهناور دوره ساسانی در حالی که از ایزد بانو آناهیتا مراقبت میکند از سوی دیوهایی که میتواند نماد خشکسالی یا تجاوز بیگانگان به مرزهایش باشد محافظت میکند..در این میان الهه زیبا روی برای تسلی خاطر حامی خود به او میوه صبر و تندرستی را میدهد و زنبق های اطراف این ترکیب شکیل نشان دهنده ی  پایندگی و جاودانی ایران است و احاطه اشکالی که هر کدام از آنها نشان دهنده یکی از نماد های باستانی است بیانگر دیرینه بودن واصیل بودن این کشور رویایی است.آری این بشقاب زیبا نماد جاودانگی ایران است.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: