در چشمان این مرد زندانی روح خود را ببینید …(مارک تانسی)

30 دیدگاه


مارک تانسی (Mark Tansey) هنرمند آمریکایی ، در سال 1949 در کالیفرنیا متولد شد و جزو نقاشان پست مدرن به حساب می آید.

تانسی یکی از نقاشان مورد علاقه ی من است  و کارهای او جای بحث و بررسی بسیار دارد. علت این امر به سبک کاری او بر می گردد. نقاشی های او علاوه بر اینکه برای چشم افرادی که مطالعات هنری ندارند ملموس و دلنشین است بر اساس ایده هایی خاص و نمادین طراحی شده است.

او در واقع یک هنرمند معرفت شناس (Epistemology)به حساب می آید و اگر به پیوندی که به آن لینک داده ام بروید می بینید که او در رده افرادی چون پورسینا و سقراط قرار می گیرد.

تصویر زیر را ابتدا بدون هیچ پیش زمینه ای ببینید. اولین چیزی که توجه شما به آن جلب می شود چشمان تهی مردی است که در مرکز تابلو ایستاده است و به شما خیره می نگرد. در چشمان او روح خود را بجویید.

Mont Saint Victorie

تصویر بالا در واقع پاسخی به دو تابلوی سزان می باشد. بهتر است یکی از این دو تابلو را با هم ببنیم و سپس به بررسی تابلو بپردازیم. تابلوی اول، تابلویی است با همین عنوان یعنی Mont Saint Victorie که در زیر می بینید :

cezanne.st-victoire-1886

تابلوی دومی که از آن تاثیر پذیرفته تابلوی Batters  یا حمام کنندگان؟! می باشد.  عنوان دو تابلوی بالا مربوط به کوهی است در فرانسه که بر روی آن صلیبی عظیم  قرار دارد و مکانی مقدس برای مسیحیان به حساب می آید. همانطور که در تابلوهای سزان می بینید رنگهایی شاد با انسانهایی بی خیال و آسوده داریم اما فضای نقاشی تانسی  سنگین ، وهمناک و غم انگیز است.

در واقع این افراد زندانی هایی هستند که نگهبان آنها در سمت چپ تصویر از دید بیننده نشسته است. تانسی با نشان دادن این وضعیت می خواسته واقعیت را به رخ ما بکشد و ما را هشیار کند . هرچند خیلی از منتقدان او را نقاشی رئالیست می شمارند اما خودش این موضوع را قبول ندارد.

اگر دقت کنید تصویر چند نفر از افراد با انعکاس خود در آب متفاوت است. یکی همان فردی که به بیینده زل زده است. در انعکاس گویی به سمت دیگر رو برگردانده است. اگر فرض کنیم که انعکاس افراد در اب نمادی از روح آنها باشد، می توان اینطور برداشت کرد که فرد از نظر روانی نمی خواسته با بیینده روبرو شود و فرد دیگری که با انعکاس خود در تضاد است، همان است که تمام قد رو به کوه ایستاده است اما کماکان سایه او خمیده است. این نشان دهنده این است که شاید او احساس می کند که باید به کوه و به صلیبی که در آن است اقتدا کند اما از نظر روحی هنوز زبون و ناپخته است. فردی که کنار افسر ایستاده گویی به او اشاره می کند و از قامت ایستاده او هراس دارد . اما نگهبان شاید از روح خسته ی او باخبر است که با خیالی آسوده به او می نگرد.

به طور کلی انعکاس و حالتی از سراب را ساختن یکی از ویژگی های نقاشی های تانسی است.

Forward Retreat

انعکاس ها معمولا مفهومی عارفانه دارند . شاید در اینجا پورسینا کوتاه و جامع گفته باشد و نیازی به روده درازی من نباشد:

دنیا چو حبابی است ولیکن چه حباب ؟

نی بر سر آب بلکه بر روی سراب

آن هم چو سرابی که ببینند به خواب

و آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب

رنگهای  خاصی که در تابلوهای او استفاده شده من را به یاد فیلم های آخر الزمانی می اندازد و صدای سکوتی بم !! می شنوم در حالیکه در آثار سزان صدای آب و زندگی شنیده می شود.

و اما مطلب آخر … مارک تانسی چگونه ایده می گیرد؟ او برای خودش دستگاهی اختراع کرده است که همانند یک چرخ شامل سه ردیف کلمات مرموز که فقط خودش از آن سر در می آورد و ایده های جدید را از چرخش همین چرخ  می گیرد.

tanseyandtable

اگر می خواهید متن کلمات را ببینید به این پیوند سر بزنید و اگر چیزی فهمیدید به ماهم بگویید.

پ.ن: بد نیست بدانید که  نقاشی  اول 3 میلیارد تومان قیمت گذاری شده/

Advertisements

بررسی گرانقیمت ترین تابلوهای نقاشی تاریخ

77 دیدگاه


مدتی قبل بر اساس آماری که حراجی های رسمی دنیا اعلام کردند لیستی از گرانقیمت ترین تابلوهای دنیا  اعلام شد که احتمالا خیلی از شماها آن لیست را دیده اید. هدف من از آوردن این لیست ایجاد فضایی برای بحث و گفتگو درباره این تابلوها است و اینکه سلیقه جامعه ایرانی در قبال این تابلوها چیست.

همانطور که می دانید آثار هنری عرف خاصی برای قیمت گذاری ندارند و قیمت آنها بر اساس علاقه خریدار مشخص می شود. بالطبع آثار کشورهایی که چنین خریدارانی مجال حضور در کشور آنها را پیدا نمی کنند مانند ایران, مورد غفلت واقع می شود و از طرفی انگیزه هنرمندان داخلی نیز پایین می آید.بگذریم… سوای این موضوع همیشه در خیلی از گفتگوها چه در دنیای مجازی و چه حقیقی انتقادهایی نسبت به قیمت های نجومی این تابلوها وارد بوده , برای همین این پست را می نویسم تا مجالی باشد برای ابراز عقیده ایرانیان درباره تابلوهای معروف و گرانقیمت دنیا:
مطلب زیر از این سایت برداشته شده:

1) تابلوی اول متعلق به نقاش آمریکایی به نام جکسون پالاک است  که تابلوی او را 140 میلیون دلار یا 140 میلیارد تومان خریداری کرده اند.

احیانا اگر احساس می کنید که توانایی کشیدن چنین اثری را ندارید سخت در اشتباه هستید چون می توانید با مراجعه به پیوند زیر و تکان دادن موس خود تابلویی شبیه به این خلق کنید.
برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر به این پیوند بروید.

2)تابلوی 135 میلیارد تومانی دوم متعلق به پرتره خانوم آدل بلوچ Adele Bloch-Bauer اثر Gustave klimt است.
این  نقاش اتریشی در دسته نقاش های نمادگرا قرار می گیرد.

این تابلو مدتی در دست نازی ها (در جنگ جهانی دوم ) بود و به تازگی به صاحبان اصلی آن بازگشته است.

برای دیدن این تابلو در اندازه اصلی به این پیوند بروید.

گفتنی است تاریخ تولد این نقاش July 14, 1862 و سبک کاری او  مدرن و تحت  عنوان New Art می باشد که در بخش نظرات بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد.

3)تابلوی شماره 3 مربوط به پیکاسو و با عنوان پسرکی با پیپ می باشد که 104 میلیارد تومان خریداری  شده است .

این تابلو مربوط به دوران «رز» یا دوران صورتی پیکاسو می باشد. توضیح اینکه نقاشی های پیکاسو را به چندین دوره از جمله آبی و خاکستری و صورتی تقسیم بندی کرده اند که هر دوره نقاش یک حالت روحی غالب داشته و از رنگ های خاصی استفاده می کرده است.

گفتنی است این تصویر که اندازه کامل آن را می توانید در اینجا ببینید تصویر فرزند پیکاسو است.

ضمن اینکه در اینجا و اینجا دو تابلو از پیکاسو را بررسی کرده بودیم.

4) تابلوی چهارم هم متعلق به پیکاسو است و با قیمت 95میلیارد تومان خریداری شده است.

این تابلو در سال 1941 کشیده شده است و مربوط به معشوقه پیکاسو است. که هنرمند و عکاس هم بودند.

البته من شخصا اعتقاد دارم تابلوی گرنیکا شایستگی بیشتری برای این جایگاه داشت ولی به هر حال می توانید این تابلو را در اینجا با اندازه بزرگتر ببینید و تصور کنید که 10 سال اخر زندگی پیکاسو چقدر در کنار این خانم زیبا جذاب بوده است…!

5) تابلوی پنجم متعلق به ونگوگ و با قیمت 82 میلیارد تومان می باشد. و مربوط به پرتره دکتر گجت  است.

این اثر نقاش امپرسیونیست هلندی  توسط یک فرد ژاپنی خریدرای شد که می توانید در این پیوند آن را ببینید.

البته از این نقاشی دو ویرایش وجود دارد. در این وبلاگ قبلا درباره تابلوی شب پرستاره اثر همین هنرمند صحبت کرده بودیم.

ونگوگ هنرمندی به شدت افسرده بوده که این افسردگی را در تابلوهای خود نشان داده است.بعید نیست این پرتره افسرده قبل از آنکه به دلیل غم خود فرد باشد بیشتر به دلیل غم نقاش اینچنین ترسیم شده باشد.

6) تابلوی 80 میلیارد تومانی در جایگاه ششم متعلق به کلود مونه نقاش امپرسیونیست معاصر است.

Claude Monet نقاش فرانسوی متولد سال 1840 میباشد. این تابلو جزو معدود تابلوهایی با عنوان طبیعت است که چنین گرانقیمت می باشد.

اندازه بزرگتر

7)   Pierre-Auguste Renoir, Le Moulin de la Galette عنوان تابلوی 78 میلیاردی اثر پیر اگوست رنوار است.

سایز بزرگتر


8 ) و اما کشتار بیگناهان اثر پل ربنس اولین و تنها تابلوی کلاسیک (کلاسیک به منظور قبل از قرن 18 نه سبک هنری)در این لیست می باشد!(78 میلیارد تومان)

سایز بزرگتر

درباره کشتار بی گناهان یک تابلو تفسیر کرده بودیم که البته متعلق به این هنرمند نیست و می توانید در اینجا ببینید.

درباره ربنس هم چندین مطلب داشتیم که می توانید در بخش مربوط به او ببینید.

9) دوباره در جایگاه نهم تابلویی از ون گوگ  داریم که پرتره ای است که خوش از خودش کشیده است. (71 میلیارد تومان)

10) Rideau, Cruchon et Compotier by Paul Cézanne

نقاشی دهم اثر پل سزان نقاش فرانسوی به قیمت 60 میلیارد تومان است.(پرده سبو و ظرف میوه خوری)

11) و در نهایت اثر آخری باز هم از پیکاسو است به قیمت 55 میلیارد تومان و همانطور که رنگ آن مشخص است مربوط به دوره آبی پیکاسو می باشد.(زنی با بازوان گره کرده)

با کلیک روی عکس می توانید آن را در اندازه اصلی ببینید.

از نکات جالب این لیست که در نگاه اول به چشم می آید این است که اولا ونگوگ و پیکاسو جزو گرانقیمت ترین نقاش ها است.

نکته بعدی اینکه هیچ نقاش زنی در این لیست نیست.

نکته دیگر اینکه تمام آثار به جز یکی مربوط به بعد از سال 1850 میلادی است و همچنین برتری نقاشان فرانسوی محرز است.

به راستی این تابلوها به مزاق شما هم خوشایند است یا ذائقه ایرانی با ذائقه اروپایی و غربی کلا متفاوت است؟ آیا حس زیبایی شناختی ما با دیگران متفاوت است یا این موضوع ناشی از عوامل دیگری است؟

البته از شوخی گذشته  سعی خواهم کرد که به مرور زمان ویژگی های خاص هر تابلو را به مرور زمان در بخش نظرات اضافه کنم و امیدوارم که شما هم من رو کمک کنید.

پ.ن: از خانوم بهاره به خاطر کمک در ویرایش مطلب تشکر می کنم.

پ.ن2: امیدوارم بالاخره بتونم یاد بگیرم درست بنویسم…از وضعیت بد ویرایش جدا عذر خواهی می کنم. ولی هر کاری کردم درست نشد.


شب پر ستاره :یک تابلوی موزیکال

37 دیدگاه


شب پر ستاره

امشب نیامده ام تا برای شما بنویسم..امشب برای دلم مینویسم..امشب را بر من ببخشایید و خرده نگیرید وکمی اهل دلانه از کنارم گذر کنید…امشب برایم مهم نیست که این تابلوی زیبا  را چه کسی کشیده وچه هدفی داشته اما میخواهم برایتان از موسیقی زیبای این تابلو بنویسم.

چندی قبل با یکی از خواننده های وبلاگ درباره این تابلو صحبت میکردیم.هر کداممان چیزی از این تابلو شنیدیم که با هم زمین تا آسمان فرق داشت.کمی در دنیای مجازی جستجو کردم و دیدم که به راستی که این تابلو حس موسیقایی و طبع شعر خیلی ها را تحریک کرده است.بزرگانی که در میان آنها نام سرشناسانی  چون تی.اس .الیوت و دان مک لین آشناست.

شبی پر ستاره دیده میشود در منتهای آرامش…نوید دهنده و شادی بخش به روشنایی آفتابی که در پیش رو خواهد بود…بر فراز دهکده ای که مردمان شاد یا غمگینی دارد…اما هر چه هستند عاشق هستند..چون که شب آنها پر ستاره تر از شب همه آدمهاست.هر چه هستند خوشبخت هم هستند چونکه ماه آنها گرمای خاصی دارد…کلیسای آنها به نظر خیلی توی چشم است..اما به نظر بی آزار میرسد…بگذریم.

لابد شما هم صدای موسیقی را میشنوید…از میان کلبه هایی که یکی شاد و یکی غمگین است…هنوز نتوانستید بشنوید؟ پس شاید باید از الیوت کمک بخواهیم.

الیوت(1965-1888) شاعر و فیلسوف انگلیسی برای این تابلوی زیبا اینچنین گفته:

I said to my soul, be still, and wait without hope
For hope would be hope for the wrong thing; wait without love
For love would be love of the wrong thing; there is yet faith
but the faith and the love and the hope are all in the waiting.


Wait without thought, for you are not ready for thought:
So the darkness shall be the light and the stillness, the dancing

ترجمه شعر بالا بدون شک در توان من نیست چون یک شعر ادبی است اما مفهوم کلی به این صورت است:

در حالی که با خودم صحبت میکردم میگفتم به خاطر امید امیدوار باش و برای بدیها بدون امید باش…به خاطر عشق عاشق باش  و ایمان داشته باش و بدان که تاریکی خواهد رفت و به نور و رقص تبدیل خواهد شد.

پس از آن به مک لین خواهیم رسید…اون این آهنگ خود را با نام Vincent وینسنت در سال 1971 ساخت…در زیر لینک یوتیوب آن را برایتان میگذارم

http://www.youtube.com/watch?v=nkvLq0TYiwI

اما میتوانید این آهنگ آرامش بخش و زیبا را اینجا هم گوش کنید…

راستی شما چه صدایی از این تابلو میشنوید؟

متن شعر آن هم به صورت زیر است:

Starry, starry night.
Paint your palette blue and grey,
Look out on a summer’s day,
With eyes that know the darkness in my soul.
Shadows on the hills,
Sketch the trees and the daffodils,
Catch the breeze and the winter chills,
In colors on the snowy linen land.

Now I understand what you tried to say to me,
How you suffered for your sanity,
How you tried to set them free.
They would not listen, they did not know how.
Perhaps they’ll listen now.

Starry, starry night.
Flaming flowers that brightly blaze,
Swirling clouds in violet haze,
Reflect in Vincent’s eyes of china blue.
Colors changing hue, morning field of amber grain,
Weathered faces lined in pain,
Are soothed beneath the artist’s loving hand.

Now I understand what you tried to say to me,
How you suffered for your sanity,
How you tried to set them free.
They would not listen, they did not know how.
Perhaps they’ll listen now.

For they could not love you,
But still your love was true.
And when no hope was left in sight
On that starry, starry night,
You took your life, as lovers often do.
But I could have told you, Vincent,
This world was never meant for one
As beautiful as you.

Starry, starry night.
Portraits hung in empty halls,
Frameless head on nameless walls,
With eyes that watch the world and can’t forget.
Like the strangers that you’ve met,
The ragged men in the ragged clothes,
The silver thorn of bloody rose,
Lie crushed and broken on the virgin snow.

Now I think I know what you tried to say to me,
How you suffered for your sanity,
How you tried to set them free.
They would not listen, they’re not listening still.
Perhaps they never will…

توضیحات از ویکی پدیای فارسی:

شب پرستاره (۱۸۸۹ میلادی) اثر نقاش و طراح معروف پسا دریافتگری (پست امپرسیونیسم) هلندی، ونسان ونگوگ (۱۸۵۳۱۸۹۰ میلادی) است که وی را در بالاترین درجه موفقیت هنریش قرار داد و تا مدت‌ها این اثر، نمادی برای فرهنگ هنری مدرن اروپا به شمار می‌آمد.

ونگوگ این اثر را در بیمارستانی روانی در سنت رمی در جنوب فرانسه که خود را وقف کمک به آنجا کرده بود، به سال ۱۸۸۹ میلادی کشید. این اثر هم‌اکنون در موزه هنر مدرننیویورک نگهداری می‌شود. در شهر

آسمان در شبی پوشیده شده با ابرهایی چرخ‌چرخان، ستارگانی فروزان و هلال درخشان ماه، پس‌زمینه رویاگونهٔ این اثر را تشکیل می‌دهند. اگرچه در توصیف عناصر اثر به وضوح اغراق شده‌است اما به سادگی می‌توان با آنها عجین شد. این آسمان چشم بیننده را روی تابلو در تعقیب خطوط خمیده‌اش به حرکت در می‌آورد و دیدی نقطه به نقطه با ستارگان به وجود می‌آورد. در پایین خط افق و در زیر تپه، شهر کوچکی قرار دارد که آرامش در ساختمان‌هایش موج می‌زند. رنگهای تیره خانه‌هایی با پنجره‌های روشن. برج بلند کلیسا در مرکز شهر روی ساختمانهایی کوچک‌تر، تلقینی از مقیاس زمینی به همراه حس ثبات و خداگرایی که معمولاً در کارهای دیگر ونگوگ نیز تکرار شده‌است می‌دهد.در سمت چپ اثر، ترکیبی بزرگ، تاریک و تاحدودی مبهم دیده می‌شود که مقیاس‌ها را به هم می‌ریزد و ذهن بیننده را درگیر ماهیت آن می‌کند. حدس‌ها از کوه تا بوته‌ای بزرگ و پر شاخ و برگ، متفاوت است و شناخت به بیننده واگذار شده‌است.

منابع:

http://www.oes.org/page2/7194~Starry_Night-Vincent_vanGogh_Starry_Starry_Night_Don_McLean.html

http://m4md.wordpress.com/2008/11/13/vincent-starry-starry-night-by-don-mclean-1971/

http://blogs.princeton.edu/writingart4/2004/12/

شاهنامه شاه تهماسب از گران قیمت ترین آثار هنری دنیا

7 دیدگاه


شاهنامه شاه تهماسب در قرن 10 قمری و 15 میلادی در زمان شاه اسماعیل اول در کارگاه سلطنتی تبریز به تصویر درآمد و برای تکمیل آن 20 سال زحمت کشیدند.این شاهنامه از آن رو که مورد حمایت شاه تهماسب بود به شاهنامه تهماسبی معروف شد و دارای بیش از 250 نگاره میباشد.
در این پست هدف ما بررسی چندین نگاره از این مخزن گرانبها میباشد.در واقع این شاهنامه از آن رو مورد اهمیت است که نقطه اوج هنر نگارگری و نقاشی ایرانی پس از اسلام محسوب میشود.با ظهور اسلام نگارگری و مجسمه سازی در ایران به حاشیه رانده شد اما با حمایت شاهان صفوی از هنر زمینه برای رشد نگارگری ایرانی فراهم شد اما در واقع به دلیل سختگیری علمای شیعه و نابسامانی های سیاسی این روند برگشت و دوباره ایران به «کشوری بی رونق» تبدیل شد و هنرمندان تنها در مساجد و معماری توانستند مجال عرض اندام بیابند.
هنرمندانی که این اثر را به وجود آوردند بیشتر از شاگردان کمال الدین بهزاد بودند.اسامی عده ای از هنرمندان بدین قرار است:میر مصور-میر سید علی-آقا میرک-میرزاعلی-دوست محمد و… که سرپرستی این گروه در ابتدا با سلطان محمد یکی از نگارگران برجسته بود.
قیمت یکی از برگهای این شاهنامه در سال 2006 به قیمت 1.7 میلیون دلار فروخته شد.و در حال حاضر بخش اعظم برگهای آن در ایران(حدود 118 برگ)و در مخزن موزه هنرهای معاصر است و بخش بزرگ دیگری از این شاهنامه در موزه متروپولتین نیویورک است.
به طور کلی بحث و بررسی همچین اثر سترگی در یک پست میسر نمیباشد ضمن اینکه این شاهنامه مخصوصا برگهای آخر آن که با کم شدن حمایتها و فشار بر هنرمندان همراه بود سرشار از نمادهای مختلفی است که توضیح آنها میتواند یک کتاب قطور را در پی داشته باشد.
اما بدیهی ترین نمادهای آن که از خود اشعار بدست میاید همان ظلم ستیزی و مقابله با ظالم میباشد.جالب است این فشار مضاعف که بر هنرمندان آمد نظیر تنگنایی که داوینچی با آن درگیر بود باعث ایجاد» نقاشی هایی با مضمون دینی اما در نقد دین و قدرتمداران دینی» شد..ای کاش مجالی بوجود بیاید برای روشن کردن این نمادهای بکر.
نکته دیگر در نقاشیهای این اثر علاوه بر معنی اصلی اشاره به تاریخ معاصر همان زمان است مثلا در تصویر پیشکش هدایای شاه هند به انوشیروان منظور نقاش نشان دادن ملاقات همایون امپراتور هند با شاه تهماسب اول است .
پس از این مقدمه نسبتا مفصل به بررسی چند اثر میپردازیم:(توصیه میشود که نقاشی را در یک پنجره جدید باز کنید و همزمان به مطالعه بپردازید)
اثر اول نبرد هوشنگ با دیو سیاه است.hushang_slays_the_black_demon_from_the_shah_nama_ph42
Hushang Slays the Black Demon
Illumination to the «Shah-nama» (Book of kings) by Firdawsi, copied for Shah Tahmasp, Tabriz, ca. 1522-1530. The miniature is attributed to Sultan-Muhammad.
הערות From: S. C. Welch, Persian Painting, p. 40, pl. 4
Original: 47.3 x 17 cm.
New York, Metropolitan Museum of Art
این اثر احتمالا مربوط به شاهنامه شاهی است .به هر حال مطمئن نیستم.چون توضیحات انگلیسی آن کمی گنگ است.متاسفانه اثری با کیفیت بهتر نتوانستم پیدا کنم.برای همین بررسی بعضی از بخشهای تصویر با توجه به نامعلوم بودن آن ممکن نشد…اما آنچه در این تصویر میبینید هوشنگ و دیو سیاه در مرکز نقاشی است که هوشنگ با حالتی پیروزمندانه بر روی دیو سیاه قرار دارد و کیومرث پدر بزرگ هوشنگ بر روی اسب نظاره گر این جنگ است..در سمت راست ایرانیان و در سمت چپ دیوان را میبنید که در حال فرار هستند.حیواناتی نظیر سگ و شیر به کمک ایرانیان آمده اند و پریان بر بالای آنها در حال پرواز هستند.در سمت راست و بالای تصویر سروش یا سپند مینو را میبیند که فرشته ی پیغام رسان اهورا یا خداوند است.
خلاصه داستان به این صورت است که سیامک پدر هوشنگ به جنگ دیو سیاه میرود اما دیو سیاه او را میکشد و هوشنگ پسر سیامک برای انتقام خون پدر به جنگ دیو سیاه رفته است.
آنچه در این تابلو میبینید نبرد میان خیر و شر است.شیر و پلنگ و حیوانات و پریان جزو لشکریان هوشنگ به حساب میایند و نماد پاکی و طبیعت دوستی ایرانیان هستند.دیوان بدون لباس و با حالتی شیطانی تصویر شده اند که نشان دهنده عقب بودن آنها از تمدن میباشد.
از طرفی آنچه میخواستم بگویم که این آثار با توجه به فشاری که دین بر روی هنرمندان گذاشته بود میتواند نوعی انتقاد از دین هم به حساب بیاید نمادهای واضحی است که در این اثر میبینم.
ایرانیان همواره در طول تاریخ از اشغال کننده گان سرزمین خود به عنوان دیو نام برده اند.از طرفی دین اسلام در آن زمان با توجه به شعار عباسیان که جامعه سیاه بود به دین سیاه و ایرانیانی که اسلام نیاورده بودند و بر علیه آن مبارزه میکردند به سپید معروف بودند.نبرد با دیو سیاه با توجه به حضور نمادهای زرتشتی از جمله سپند مینو میتواند نمادی از جنگهای آیینی باشد.در واقع هنرمند با زیرکی تمام مخالفت خود را با دینی که راه را بر او بسته ابراز کرده است.
نگاره ی دیگری که به بررسی آن میپردازیم نگاره ی مربوط به کابوس دیدن ضحاک میباشد.
hb_1970.301.4
Zahhak Is Told His Fate: From the Shahnama (Book of Kings) of Shah Tahmasp, ca. 1520–25
Iran, Tabriz
Colors, ink, silver, and gold on paper
18 1/2 x 12 9/16 in. (47 x 31.9 cm)
Gift of Arthur A. Houghton Jr., 1970 (1970.301.4)

خلاصه داستان به این صورت است که ضحاک ماردوش پس از ظلم وستم فراوان شبی خواب 3 مرد را میبیند که کوچکترین آنها دست و پای او را میبندد و و او را به کوه دماوند میبرد و به بند میکشد.در بعضی از منابع از جمله سایت موزه متروپولیتین ضحاک را عرب و اشغالگر ایران معرفی کرده.. اما نویسنده وبلاگ شهر براز به درستی نشان میدهد که ضحاک عرب نبوده است اما از همان نژاد و سامی بوده و احتمالا یکی از پادشاهان آشور وکلده و سرزمینهای غرب ایران بوده است.ضحاک به عنوان یک موجود 3 سر و 3 پوز و 6 چشم نمادی از خونخواری و ظلم به حساب میاید.
این تابلو نشان دهنده ی صحنه ای است که معبران خواب ضحاک را تعبیر کردند و او از شدت وحشت از هوش رفت.
hb_1970.301.4_av1
نماد مار معانی مختلفی دارد اما در اینجا مار از آنجا که زهر کشنده دارد پس در اینجا هم نماد مرگ و نابودی است.نکته جالب در استفاده از این نماد آن است که مار هنگامی که به صورت جفت به کار میرود نماد اتحاد 2 خصلت متضاد میباشد که باهم به قدرتی بی حد رسیده اند.اینکه فردوسی در این مورد چه منظوری داشته باید مطالعات بیشتری داشت که در توان من نیست.
ضمن اینکه باید اعتراف کنم نمادهای خاصی در این اثر به کار رفته که برایم نامفهوم است و یا درباره آنها تردید دارم..مثلا عصای بلند قرمز رنگی که دست حضار نزدیک به شاه است آیا همان نشان عصای شاهان صفویه است؟و یا دست سیاه یکی از معبران که در تصویر آخر میبینیم چیست؟آیا نشان دهنده خیانت بین اطرافیان ضحاک است؟و سوالهای زیاد دیگری که برای شما هم پیش میاید…
منابع:
مقاله خسرو ناقد در باب اسطوره ها در آیینه هنرهای تجسمی
مقاله کریم امامی در باب شاهنامه
مقاله دکتر علی میرفطروس درباب اندیشه های صائب
http://fa.wikipedia.org/wiki/ضحاک
http://shahrbaraz.blogspot.com/
http://deathiniran.nielsonpi.com/
http://bss.sfsu.edu/meis/TeachingMaterials/islamic-art.html
http://www.spongobongo.com/Islamic_Art/
Persian_Painting/Leaf_of_Shahnama_of_Shah_Tahmasp_by_Aqa_Mirak.htm
http://www.brynmawr.edu/collections/nehgradintern/iranica/preservessay.htm
http://www.metmuseum.org/toah/hd/shnm/ho_1970.301.4.htm
http://www.metmuseum.org/toah/hd/shnm/hd_shnm.htm
http://graphicrey.blogsky.com/1387/08/08/post-9/

یک عاشقانه آرام با بوی نفت…آیا این سرنوشت دنیا خواهد بود؟

24 دیدگاه


crudeoil
Title – «Crude Oil»

Material – Acrylic On Canvas
این نقاشی اثر «بنکسی» نقاش معروف و البته نامرئی بریتانیایی است.علت اینکه نامرئی گفتم این بود که این هنرمند تا سال 2008 قبل از اینکه یک نمایشگاه از 100 اثر خود را برگزار کند ناشناس بود و بیشتر آثار او بر روی دیوارها کشیده شده..او با وجود تمام شهرت و محبوبیتی که داشت هویت خود را تا 1 روز قبل از نمایشگاه مخفی نگه داشت(تقریبا 20 سال در اوج شهرت وگمنامی به طور همزمان بود).در این اثر خاص از این هنرمند که من را تحت تاثیر قرار داد و به عبارتی روحم را قلقلک داد زوج زیبایی را میبینید که تمول و اشرافیت آنها مخصوصا با پیشخدمتی که چتری را برای سایه انداختن بر آنها در دست دارد جلب توجه میکند…اما آنها بر روی زباله های نفتی(یا هسته ای؟) در حال رقص هستند.
تلنگری که به ما هشدار میدهد که شاید بایستی بیشتر به محیط زیست خود و زندگی خود اهمیت بدهیم…و از دیدگاهی دیگر میتوان این برداشت را کرد که حتی با وجود مرگ شقایق ها و نبود زیبایی ها بازهم میتوان عاشق بود…شاید حالت محترمانه پیشخدمت که سر خود را کمی پایین آورده نشانه احترام به عشق باشد و شاید سکوت غمگینانه کارگرانی که زباله ها را جابه جا میکنند نشانه پایان دنیا…کشتی شکسته غرق شده ای در انتهای تصویر میتواند نشاندهنده ی ناتوان بودن ثروت در برابر این مشکل بشری باشد.
طنز تلخی دارد این تصویر…
راستی آخرین دونفره ی زندگیتان کی بود؟

پرسپولیس در آتش و بلوف شجاعانه;معرفی تابلوهای با ارزش(3)

7 دیدگاه


توجه:مطالبی که در کلیه پست های “معرفی” خواهم گذاشت بیشتر کپی شده از سایت ویکیپدیا است و اضافات جزیی دارد اما پست های دیگر مطالبی است که تا بحال در سایت های ایرانی ترجمه نشده است

برای دیدن تصاویر در اندازه اصلی روی آن کلیک کنید

باوجود بحثهای زیادی که درباره رسیدن یا نرسیدن اسکندر به پرسپولیس ایران شده است اما تابلوهایی از این واقعه کشیده شده است که معروفترین آنها مربوط به ج.سیمون  G.simoni  نقاش قرن 19 میلادی میباشدمیباشد.

Thais_calls_upon_Alexander_the_Great_to_put_the_palace_of_Persepolis_to_the_torch_by_G._Simoni

 

همچنین صحنه ای از انیمیشن «up» انگیزه ای بود برای معرفی بلوف شجاعانه:

2

A_Bold_Bluff

بلوف شجاعانه یکی از مشهورترین آثار نقاش آمریکایی کاسیوس کولیج (۱۸۴۴۱۹۳۴ میلادی) است که در سال ۱۹۰۳ میلادی خلق شده‌است. کولیج نقاش و داروسازی دوره گرد بود که در ۳۰ سال پایانی عمر خود، شروع به کشیدن سگ‌ها در حالات و محیط‌هایی کاملا انسانی کرد.

بلوف شجاعانه متعلق به مجموعه سگ‌های پوکر باز است که شامل حدودا ۱۶ اثر دیگر می‌باشد که همگی سگ‌هایی مختلف از نژادهای گوناگون را پشت یک میز در حال پوکر بازی کردن نشان می‌دهد. این مجموعه به سفارش کمپانی هنری Brown & Bigelow برای چاپ در تقویم‌های تبلیغاتی کمپانی‌های بزرگ سیگارسازی آمریکایی مانند Marlboro بین سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ میلادی تهیه شده‌است.

علاوه بر مجموعه سگ‌های پوکر باز، کولیج سگ‌ها را در قطار، سالن رقص، زمین بیسبال، دادگاه و اماکنی دیگر نیز با دیدی کاملا انسانی به تصویر کشیده‌است. تا پیش از پایان دهه ۱۹۵۰ میلادی، بیش از ۵۰ میلیون نسخه از تقویم‌ها و هدایای تبلیغاتی با طرح سگ‌های کولیج در آمریکا و سراسر جهان به فروش رفت و بنا به باور بسیاری، مجموعه سگ‌های پوکر باز در میان ده اثر مشهور تاریخ هنر آمریکا قرار دارد.

بلوف شجاعانه به همراه واترلو: یک (دیگر اثر کولیج) در سال ۲۰۰۵ میلادی و در جریان یک حراجی در نیویورک به مبلغ نزدیک به ۶۰۰ هزار دلار به فروش رفت

معرفی آثار گرانبهای نقاشی(2):سیب زمینی خورها…!

6 دیدگاه


توجه:مطالبی که در کلیه پست های «معرفی» خواهم گذاشت بیشتر کپی شده از سایت ویکیپدیا است و اضافات جزیی دارد

ارتعاش در همه ی آثار ونگوگ دیده میشود اما همیشه یک صحنه زیبا تشکیل نمیدهد.بر خلاف آسمان پرستاره ونگوگ که زیبایی طبیعت را با زبانی دیگر فریاد میزد اینبار تابلویی نازیبا داریم که البته چندان هم غیر عمد نبوده است.انرژی خاصی که در پس چهره های زشت کارگران موج میزند و تصویر را گویی به تحرک وا میدارد جالب توجه است.

 

Potato%20Eaters

سیب‌زمینی‌ خورها (به هلندی: De Aardappeleters) یکی از آثار نقاش مشهور هلندی، ونسان ونگوگ (۱۸۵۳۱۸۹۰ میلادی) است که در سال ۱۸۸۵ میلادی خلق شده است.

این اثر به این دلیل دارای اهمیت است که نخستین تلاش و تجربه ونسان سر تا پا شور و شوق بود تا خود را به دنیای هنری اروپای اواخر قرن نوزدهم میلادی و دوران اوج امپرسیونیسم اثبات کند. تلاشی که پس از پنج سال مطالعه و خلق ده‌ها طرح و الگو و آثار مشابه، همچون اثر نیمه تمام حفاران سیب زمینی در ۱۸۸۳، این بار به نتیجه رسید.

ونگوگ این اثر را در پاسخ به کمک ها و حمایت های برادرش تئو به عنوان یک شاهکار هنری برای او فرستاد اما این اثر که تمام امیدها و آرزوهای نقاش جوان در آن نهفته بود، خیلی کمتر از آن چیزی که انتظارش را داشت به موفقیت رسید.

این اثر تا قبل از خودکشی ونگوگ در سال ۱۸۹۰ میلادی در هیچ نمایشگاهی در پاریس به نمایش گذاشته نشد و علی رغم درخواست های مکرر وی از برادرش، تئو آن را به دوراند روئل دلال آثار هنری که دوست وی بود، نشان نداد.

ونگوگ در نامه ای که همراه این اثر برای برادرش فرستاد، در مورد سیب زمینی خورها گفته بود:

«من سعی کرده ام روی این نکته تاکید کنم که این مردم، سیب زمینی خودشان را زیر نور چراغ با همان دستانی می‌خورند که چند لحظه پیش، زمین را با آن می‌کندند. پس موضوع اصلی اثر در مورد کارگران است و این که چگونه صادقانه غذایشان را به دست می‌آورند. به جای آن که دقیقا چیزی که در مقابل دیدگانم قرار دارد بازآفرینی کنم، رنگ را طوری آزادانه به کار می گیرم تا با اجبار بیشتری خویشتن را عرضه کنم.»

این اثر هم اکنون در موزه ونگوگ در شهر آمستردام هلند نگهداری می‌شود

Older Entries

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: