هنگامی که در سال 1504 رافائل وارد شهر فلورانس شد مقارن بود با مسابقه ای درکاخ شهرداری که در آن مسابقه ای بین میکل آنژ و داوینچی صورت داده بودند.
داوینچی 52 ساله در این مسابقه در حال رسم صحنه ای از جنگهای مردم فلورانس بر روی دیوار بود و میکلانژ و شاگردانش در دیوار مقابل طرح خود را اجرا میکردند.اما به دلیل اشتباه شاگردان وداوینچی رنگهای نقاشی او به دلیل گرما دادن اشتباه در حال ریزش از روی دیوار بود.میکلانژ که از دیدن این صحنه به جای خوشحالی از شکست رقیب به شدت ناراحت شده بود با عصبانیت از تالار بیرون رفت.
در همین گیرودار رافائل و دیگر دوستانش وارد تالار شدند و داوینچی نابغه را در حالی یافتند که با ناامیدی به دیوار که رنگها در حال سر خوردن از آن بودند را مینگریست.
چند روز بعد از آن رافائل جوان به دیدن کارگاه داوینچی رفت.هنگامی که لئوناردو برای استقبال از او رفت او رادر حالی یافت که که روبروی تابلوی مونالیزا ایستاده و از تاثیر عظمت و فطانت اثر اشک میریزد.
داوینچی به نزدیک او رفته و به ارامی در گوش او گفت :هیچ میدانی که تا به حال 30 جسد را تشریح کرده ام؟
رافائل چشمانش فراخ شد و متحیر شد زیرا که در آن دوران تشریح حرام بود و مجازات آن سوزاندن مجرم در آتش بود.
او با لحنی محترمانه به داوینچی گفت:شما دانشمند بزرگی هستید و در رابطه با مطالعات شما در باب پرسپکتیو و تاثیر نور و رنگ …هندسه و ابزار آلات نظامی…تحلیل پرواز پرندگان حشرات و… بسیار شنیده ام…به راستی که شما سلف شایسته ارسطو هستید.
-نه این کارها را فقط به عنوان اسبابی که در هنر لازم است انجام داده ام…
-تجلیات احساس در اثار شما خیره کننده است.
-به هر حال نقاشی شعر خاموش است.
تاثیری که بعد از آن دیدار رافائل از لئوناردو گرفت به خوبی در آثار اولیه اش مشهود است..
همانند تابلوی زیر معروف به مدونای ترانووا
Raphael. Terranuova Madonna. c.1505. Oil on panel. Staatliche Museen zu Berlin, Gemaldegalerie, Berlin, Germany.
raphael88
در حالی که 2 سال قبل تابلویی با همین مضمون را به شکل زیر کشیده بود.
Raphael. Diotalevi Madonna. c.1503. Oil on panel. Staatliche Museen zu Berlin, Gemaldegalerie, Berlin, Germany.
334
منابع:
کتاب نقاشان بزرگ اثر مرتضی حسینی
http://www.abcgallery.com/R/raphael/raphael97.html