شرحی بر » شام آخر » داوینچی و رد دلایل ارتباط داوینچی با فراماسون ها و انجمن اخوت

31 دیدگاه


در همین ابتدا تاکید می کنم که کماکان هیچگونه ارتباطی بین گروه های فراماسونری و انجمن اخوت وجود ندارد اما از آنجا که این اشتباه همه گیر شده است آنها را با هم آورده ام تا بتوانم اصلاح کنم.

در ادامه بحث قبلی باید توضیحاتی را درباره مریم مجدلیه Mary Magdalen اضافه کنیم ; اول اینکه اشاره های زیادی در 4 انجیل مورد تایید کلیسا به او شده است و در 7 لیست از 8 لیستی که از زنان برتر یاد می کند نام او در ابتدا آورده شده است و از او با عنوان «زن اول » نام می برد. البته کتاب مقدس همیشه برترین زن را در مسیحیت به مریم مقدس بخشیده است و در این مورد شکی نیست. اما درباره اینکه می گویند مریم مجدلیه فاحشه بوده است در واقع هیچ دلیل و ندرکی وجود ندارد، در این مورد فقط و فقط در انجیل لوک می خوانیم آن هم به این صورت که می گوید<< زنی از شهر بود که گناه کار و فاحشه بود>> و هیچ اسمی برده نمی شود.

حالا در این میان باید پرانتزی باز کنیم: اگر مریم مجدلیه همان جام مقدس استکه فرزند عیسی را حمل می کند، پس کسی که عیسی را مصلوب کرده استبه دنبال او هم خواهد آمدپس او مجبور است دارالسلام را ترک کند. طبق یکی از داستان ها او به مصر مهاجرت کرد به همراه عموی مریم مقدس یا یوسف Josef of Armatheia و آنها به اسکندریه رفتند و در آنجا مردمان یهودی بیشتری دیدند! مریم مجدلیه دخترش سارا را در آنجا به دنیا آورد. وقتی سارا 12 ساله شد به همراه مادرش و یوسف (سال 42 میلادی ) به جنوب فرانسه رفت. امروزه کلیسایی در جنوب فرانسه وجود دارد که تاریخ ساخت آن به قرن 9 میلادی بازمیگردد و همه ساله مهمانی یادبودی به مناسبت این سفر برگزار می کند. این کلیسا برای دو چهره مقدس وقف شده است. 1) مریم یعقوب Mary Jacoby  خواهر مریم مقدس و 2) مریم سالومه  Mary Salome مادر دو تن از قدیسین به نامهای سنت جیمز و سنت جان.

طبق اسناد کلیسایی هر دو مریم به همراه کاروان یوسف و مریم مجدلیه از مصر به فرانسه مهاجرت کردند !

شمایل مریم ها در حالی که پارو نمی زنند!

همانطور که در تصویر می بینید آنها در حال دور شدن از صلیب های عیسی هستند که در بالای تپه قرار دارد و مریم مجدلیه با دو بال بر روی دوشش در حال پارو زدن است و یوسف در طرف دیگر قایق نشسته است.

در همین کلیسا در یک اتاق ، مجسمه ای وجود دارد که یک دختر سیاه پوست را نشان می دهد که با نمادهای مذهبی به همراه تاجی بر سر تزیین شده است. به آن » سارای مصری » می گویند…!

حالا قبل از هر پیشداوری بهتر است به ادامه داستان بپردازیم. باید به انگلستان برویم. جایی که صومعه ای مرموز مربوط به قرن 12 میلادی در آن وجود دارد و گفته می شود که یوسف عموی مریم مقدس برای نگه داری جام مقدس برای اولین بار قبل از احداثش به آنجا رفت ، ولی آیا مریم و سارا به همراهش بودند؟

در ساخت صومعه گلاستنبری John Of Glastonbury  از نمادهای جالبی استفاده شده است. قلعه ای که در بالای تپه وجود دارد راهی به زیر زمین دارد ، جایی که یوسف به همراه جام مقدس به آنجا رفت. بلافاصله پس از ورود به حیاط یک آبراهه به رنگ مایل به قرمز می بینید  که کنایه می زند به خون مقدس عیسی کهاز جام مقدس سرازیر شده است.

این چشمه از چاهی سرچشمه می گیرد که به آن «جام مقدس عشای ربانی » The Chalice Well  می گویند. هرچه می گذرد این راز پیچیده تر می شود. آیا مونالیزا برای این لبخند می زندچون راز این داستان را میداند؟ آیا فرشته ای که در مدونای صخره ها است نسبت به مریم حالتی تهدید آمیز دارد؟

همه می گویند که داوینچی و یارانش عقاید ضددینی داشتند که امکان بیان آن در ملاعام میسر نبوده است. در این میان نشانه های کافرانه که در کلیسا دیده می شود و قبلا در این باره صحبت کرده بودیم را بیاد بیاورید. به این موارد می توان به اوزیریس Osiris اشاره کرد که کلیسا از آن تاثیر گرفته است. او می میرد و در آخرالزمان دوباره زنده خواهد شدو قضاوت به عهده اوست و خدایی زنانه به نام ایزیس Isis دارد که یادآور داستان مریم مجدلیه و عیسی است.

تا اینجای کار به این صورت است که سه گزینه برای جام مقدس داریم :

1) جامی که عیسی در آخرین شام خود از آن نوشید.

2) مریم مجدلیه که فرزند عیسی را در خود حمل می کند.

3) مدارکی که نشاندهنده خاندان عیسی است.

اما داستان به این سادگی هم نیست . در میانه قرن 13 و 14 میلادی فرقه ای در جنوب فرانسه رشد کرد که عقاید مخالف بسیاری با ارتودکس ها داشت و به آنها Cathar می گفتند . این فرقه هیچگاه در «راز داوینچی » و  نوشته های مربوط به جام مقدس آورده نمی شود. زیرا همانند گروه » چوپانها « است که درباره آن صحبت کردیم. اابته نه از نظر عقاید بلکه از نظر سواستفاده که از عقایدشان شد.

آنها زنان را مساوی مردان می دانستند و در غاری که عبادت می کردند یک پنتاگون یا ستاره پنج پر حک شده بود که در درون این ستاره یک پنج ضلعی قابل مشاهده است. همان شکل هندسی که داوینچی مرتبا در نقاشی هایش به آن اشاره می کند و در این یادداشت نشان دادم که در بیشتر آثارش آن را لحاظ کرده است.این فرقه ی مسیحی توسط سربازان مسیحی فرانسوی قتل عام شد.

حالا می توان نتیجه گرفت که داوینچی عضو این گروه مخفی است؟ پاسخ من به شما این است که » نه!!! «

بله او در آثارش ستاره های پنج ضلعی به کار برده و جام مقدسی مخصوص در نقاشی اش استفاده کرده زیرا اگر در تابلوی شام آخر دقیق بشویم می بینیم که هیچ جامی بر روی میز وجود ندارد.

شام آخر

به جای جان John مریم مجدلیه را می بینیم که نزدیک عیسی نشسته استو شکل V را می سازد که یکی از نمادهای قدیمی زنانه است.

اما جریان به همین سادگی هم نیست. داوینچی همانند هر  نقاش دیگری نمادهایی را در آثار خودش قرار داده است اما توجه کنید که در آن دوران نقاشی های زیادی درباره شام اخر ترسیم شده است که در بیشتر آنها «جان»  در کنار عیسی قرار دارد و با چهره ای زنانه ترسیم شده است. همچنین درباره نماد V ، چرا باید فکر کنیم که این نمادی زنانه است؟ منتقدان بر این باورند که این نماد ناچارا به وجود آمده است و ناشی از تحرک و پویایی تصویر است. اگر این حالت تشکیل نمیشد مسلما تقارن تصویر بهم می خورد و دیگر انسجام سابق را نداشت.

خوب ! اگر تصور کنیم که V  نماد زنانه نیست ، به خصوص که نفر کنار عیسی هم » جان » است و مریم مجدلیه نیست پس چرا روی میز هیچ جام شرابی نمی بینیم؟؟

پاسخ به این سوال » ساده و دشوار » است . زیرا باید کمی به ادبیات انگلیسی آشنایی داشته باشیم. منتقدان می گویند نبودن جام مقدس مربوط به » فرهنگ آرتوری»  برگرفته از ادبیان انگلیسی استو هدف تلنگری بوده برای مخاطب … خلاصه ای از نوشته ای از سایت » قهرمان درون من » کپی کرده ام می آورم تا بتوانید به خوبی به مفهوم » فرهنگ آرتوری » پی ببرید :

آرتور شاه از داستان ها و اسطوره های سلتیکی که به صورت نمادین با داستان هایی که از ایشان به جا مانده است در ذهن مردم تبدیل به یک مرد و انسان ایده آل که برای داشتن یک سرزمین و مملکت بی نظیر و زیبا و عالی ، علی رغم وجود مشکلات روی زمین و با توجه به ضعف انسان ، تلاش کرده است. در این داستان از دلقک بدین صورت یاد کرده که شخصی است که غیر ممکن را ممکن می سازد. در داستان آمده است:

آرتور شاه محافظ و نگاهبان جام مقدس ( جامی که حضرت عیسی در شام آخر از آن نوشید و بعداً یوسف ارمطی خون مسیح را در آن جمع کرد ) ، به سبب زخمی که بر ران خود داشت ، نمی توانست خود به تنهایی حرکت کند و این زخم درمان نمی شد ، همگی از درمان این زخم ناامید شده بوده و قطع امید کرده بودند .

و به علت اینکه پادشاه زخمی و رنجور و ناتوان بود ، مملکت نیز وضعیتی مشابه با حال و روز پادشاه داشت و در کشت و زرع و رویش و پرورش و باروری زمین ها تاثیر گذاشته و آن ها را تبدیل به کشت زارهای بی آب و علف و لم یزرع و خشک و بیابانی کرده بود و دیگر درختان میوه و ثمره ای نداشتند و حتی زنان آن سرزمین دیگر باردار نمی شدند و تولدی صورت نمی گرفت .

و تنها روزیِ آن ها ماهی رودخانه ای نزدیک قصر بود (ماهی نماد فردیت در عین توحید است و از آنجا که دیگر توان رشد و نموی نبوده و تولدی صورت نمی گرفته ، انگار که روزی شان را خدا می فرستاده برای آنکه آرتور شاه باید زنده می مانده) (فردیت خود را زندگی کنید ، رسالت شخصی تان را پیدا کنید که در کل شکل می گیرد و ما را به توحید و یکپارچگی که همان وحدت در کثرت است می رساند ، و بدون اصطکاک و با مصالحه بر اساس قاعده لاضرر به آن برسید زیرا هر چه بیشتر خود را جزئی از کل بدانید کمتر خود را جداشده و تنها و منفرد می بینید. شما تنها دندانه ای از چرخ هستید و قسمت و جلوه ای منحصر به فرد از کل ، یکی از همین مردم عادی و عامه ، نه فردی قرار گرفته در حصار زیبایی ها و حقوق شخصی و فردی خودمان ).

ملازمان از سرزمین های مختلف برای درمان شاه می آمدند ولیکن فایده و حاصلی نداشت. راهنمایان و پیشگویان دربار به او توصیه نمودند که مأموریت یافتن داروی علاج زخمش را می بایستی به احمق ساده لوح لوده ای بسپارد که با توجه به اینکه اهمیت مأموریت را جدی نمی گیرد و با سادگی و آرامش و لودگی به دنبال یافتن داروی مناسب حال پادشاه حرکت می کند ،توانایی این را دارد که به هدف رسیده و آزادانه و با قدرت از عهده انجام مأموریتش برآمده و باعث شفای پادشاه و آبادی مملکت گردد . این شخص روح و جانش پاک و معصوم است و بعداً نشان می دهد که محبت و همدلی او است که شاه را از آن رنج و اندوه شدید و مرگبار ، آزاد و رها می سازد .

در داستان آمده است که در حالیکه آرتور شاه تنها و غمگین بر روی تخت نشسته است ، فرد احمق و ساده لوحی از راه می رسد و از پادشاه می پرسد که آیا چیزی نیاز دارد یا خیر و پادشاه عنوان می کند که بسیار تشنه است و گلویش خشک شده است ، فرد از راه رسیده نگاهی به اطراف می کند و جامی را در کنار تخت پادشاه پیدا می کند که بلا استفاده مانده است ، در آن جرعه ای شراب که اشاره به خون مسیح دارد و نماد آگاهی می باشد ریخته و برای رفع عطش پادشاه به وی می دهد . (این سادگی نیز در کتابی به نام “Where is the rest of me” به اینصورت آمده که رونالد ریگان رئیس جمهور اسبق امریکا در سال ۱۹۴۲ در فیلم King’s Row  نقشی را ایفا می کند که پس از سانحه ای دو پای خود را از دست می دهد و در بیمارستان با جمله“پس بقیه من کجاست؟” به هوش می آید که نشاندهنده آن است که پس از یک روال عادی و زندگی یکنواخت ، با چنین سانحه ای به یکباره از خواب بیدار می شویم و خود را می بینیم که قسمت هایی از خویشتن خود را زندگی نکرده ایم و برای رسیدن به آن ها بیدار شده و قدم برمی داریم. )

آرتور شاه در حین نوشیدن متوجه می شود که تشنگی اش که بر طرف میگردد همزمان دردش نیز تسکین می یابد و به جام که می نگرد متوجه می شود این همان جام مقدس است و وقتی از فرد احمق می پرسد که چگونه جام را برداشته و به واسطه آن دردش را علاج کرده است ، در پاسخ فرد ساده لوح با بی توجهی می گوید شما تشنه بودید پس برایتان در این اطراف به دنبالِ جام گشتم!(کسی نمی توانسته به جام دست بزند و از آنجا که همه اطرافیان شاه جام را می شناختند و به اهمیت آن واقف بودند و یا اینکه آن را خیلی بزرگتر از آنچه هست می پنداشتند در صورت تماس دستان با جام ، دستشان می سوخته و آسیب می دیده ولی این شخص ساده لوح آن را به نوعی ساده پنداشته و در حقیقت آن را به اندازه می دیده است که در مسیر خدا شدن آن نیز ابزاری است برای شفا و تعالی ، پس آن را برداشته و موجب شفای آرتور شاه می شود.) و بدین صورت پادشاه مملکت به صورت بیرونی و درونی نجات یافته و شفا می یابد و سلطنت و تاج و تخت پادشاهی آرتور شاه را به وی برمی گرداند و حکومت وی جانی دوباره می گیرد.

تا اینجای کار هیچ دلیلی برای عضویت داوینچی در فرقه های مخفی نیست… البته اگر فکر می کنید داستان تمام شده است سخت در اشتباهید!!!

و عیسی لبهای مریم را بوسید و تاریخ نوشته شد … (به همراه تصاویر جنجالی بوسه عیسی و مریم )

38 دیدگاه


در انجیل فیلیپ می خوانیم :<< عیسی اغلب مریم مگدالن رو می بوسید همچنین » … » را می بوسید >> . در پاپیروس با یک جای خالی روبرو می شویم که نمی دانیم چیست .لبهایش رو می بوسید ؟ گردنش را ؟ شانه هایش را؟ گونه اش را؟


درباره جام مقدس بسیار نوشتیم و هدف  از این سلسله مباحث از نظر شخص خودم بررسی ظرافت های هنری و پی بردن به رازهای تاریخی بود. البته در این میان دوستانی بودند که مایل بودند نتیجه مشخصی از یادداشت ها بگیرند که این نوشته جدید جهت همین موضوع است. همه ی شما خوب می دانید که بحث های مربوط به جام مقدس دقیقا از زمان چاپ رمان جذاب  » راز داوینچی » جهانی شد. استقبال از کتاب و به دنبال آن فیلمی که ساخته شد و اطلاعات «ممنوعه ای » که ارائه شد با عث همه گیر شدن بحث های مربوط به جام مقدس شد.

قبل از هر چیزی لازم به ذکر است که در این نوشته از مستند «لئوناردو » بسیار کمک گرفته ام.

در سال 1244 میلادی در جنوب فرانسه قتل عامی رخ داد که در طی آن افراد یک دهکده به طور کامل کشته شدند. این امر توسط یک لشکر 40000 نفری انجام شد. این یک واقعیت تاریخی است و البته خیلی ها بر این عقیده هستند که این کار برای حفظ یک راز تارخی انجام شد ، رازی که میتوانست پایه های کلیسا را از بین ببرد. این راز بزرگ که به خاطر آن کشتارها رخ داده است توسط داوینچی در نقاشی » شام آخر » The Last Supper آورده شده است.

«]شالوده اصلی داستان ، همانطور که میدانید اطراف مری مگدالنمی چرخد. فاحشه ای که به دست عیسی نجات پیدا کرد و پس از آن پیوسته با او همراه بود و به او کمک کرد تا اینکه بالاخره از او جدا شد. دراین میان البته خیلی ها عقیده دارند که عیسی با مری ازدواج کرده است و این فقط منحصر به «راز داوینچی»  نیست. عیسی نقش پسر خدا را بازی می کند و مری نقش عروس او را .

به گواهی تاریخ مری مگدالن پس از به صلیب کشیده شدن عیسی به مصر رفت البته به همراه دخترش سارا !  «سارا » در واقع وارث پادشاه عیسی می شود. بد نیست بدانید که در زبان عبری سارا به معنی شاهزاده Princess  است.  پس از آن در سن 12 سالگی به همراه مادرش به سواحل جنوب فرانسه می رود . جایی که خاندان پادشاهی مارووینجین  The Merovingain شکل می گیرد. آنها پس از 300 سال نابود می شوند.

حالا نیاز به تلاشی جدید برای حفظ خون عیسی است. این مقطع تاریخی همزمان می شود با تاسیس دیر صهیون یا زیونPriory Of Sion

که طبق نظر «راز داوینچی  » برای محافظت از نسل عیسی و مدارک مربوط به آن در سال 1099 میلادی تاسیس شد.پس از آن شاخه نظامی این گروه به نام شوالیه های معبد بنا نهاده شد The knights Of Templer . به دستور سران دیر صهیون این شوالیه ها به خرابه های معبد سلیمان می روند تا مدارک مربوط به نسل عیسی و جام مقدس را پیدا کنند . در حدود 200 سال بعد شاه فیلیپ به شوالیه های معبد حمله می کند و سران اصلی آنها را نابود می کند.

در کلیسا منظور از جام مقدس ، همان جام شرابی است که عیسی از آن نوشیده و البته از خون عیسی پر شده است و بعد از آن در مراسم عشا ربانی به طور نمادین آن را می بینیم . اما از نظر » دن براون » جام مقدس همان رحم مری مگدالن است که فرزند عیسی و خون عیسی را درون خود نگه داشته است.

در » راز داوینچی  » می خوانیم که داوینچی یکی از گراند مسترهای دیر صهیون استکه در تابلوی خود به جای John حواری ، مری مگدالن را کنار عیسی ترسیم کرده است.

در انجیل فیلیپ The Gospel Of Philip  می خوانیم که عیسی اغلب مری مگدالن را می بوسید و ما می خوانیم << صورتش را و … >> و به اندازه یک کلمه فضای خالی در پاپیروس دیده می شود که سانسور شده است. لبهایش را؟ گردنش را؟ …

در تاریخ می خوانیم که مری یک فاحشه بوده است اما به نظر می رسد که یک جای کار می لنگد . چرا این زن در پای صلیب حتی از مادر عیسی هم دلسوزانه تر و سوزناک تر می گرید؟ برای پدری که کودک متولد نشده اش را در شکم دارد؟!؟

شهری که مری و سارا در آن بودند و در جنوب فرانسه است همان Rennes-le-Château  خودمان است که بارها درباره آن صحبت کردیم و همان آرکادیای معروف است. اما حقیقت قضیه چیست؟ خواهیم دید که هم کلیسا و هم دن براون خقایق را در کنار جعلیات قرار داده اند تا داستانی جذاب بسازند . احتمالا در یادداشت بعدی متاسف می شوید که ببینید چطور با مهارت و ترفندی تاریخ را تحریف کرده اند.

فراماسون ها و جام مقدس ; دروغ هایی بی شرمانه …!

57 دیدگاه


<< وقتی با دقت به این تصویر نگاه می کنید ، متوجه می شوید که یک ستاره پنج پر که نماد شیطان  است در آن مخفی شده است ، این ستاره نمادی است برای گروه های فراماسونری که نشان دهنده قدرت مخفی آنها در کل کره زمین است … ! >>

جمله ی بالا را احتمالا زیاد دیده اید و یا شنیده اید . در ظاهر همه جای کار درست است. نمادها بر اساس قواعد ریاضی و هنری در تابلو یا هر اثر دیگری مثل ساختمان قرار گرفته اند و به نظر می رسد که تصادفی نباشد اما باور کردن این موضوع که گروهی به اسم فراماسونها این چنین در پهنه تاریخ قدرتمند هستند بسیار دشوار و البته هراسناک می نماید.

حالا مشکل از کجاست؟ به نظر یک جای کار می لنگد! نتیجه این شد که من به طور اتفاقی در جریان تابلوهای مربوط به » جام مقدس » به شواهدی رسیدم که نشان می دهد این موضوع در واقع سواستفاده ای از یک جریان فراموش شده است . من سعی می کنم خلاصه ی آن را با ذکر شواهد برای شما بیان کنم و البته هر کس مایل باشد می تواند به منابع برای مطالعه بیشتر بپردازد.

برای شروع بسیار مهم و لازم است که مطلب مهمی را بگویم. بیشتر کسانی که به شایعه قدرت فراماسونری در ایران و سایر نقاط جهان دامن میزنند از یک تکنیک خاص در صحبتهای خود استفاده می کنند که برای روشن شدن آن از مثال خودمان در بالا استفاده می کنیم. در جمله اول من بر اساس اطلاعات قبلی به شما گفتم که :

<< وقتی با دقت به این تصویر نگاه می کنید ، متوجه می شوید که یک ستاره پنج پر که نماد شیطان  است در آن مخفی شده است >>

تا اینجای کار البته همه چیز درست است و حتما قبل از آن شواهد مربوطه نیز توضیح داده شده ، حالا در این شرایط که ذهن مخاطب کاملا شگفت زده از چنین هنرنمایی زیبایی از جانب نقاش است و جریان ذهن او در دست مخاطب قرار گرفته او ناگهان می گوید :

<< این ستاره نمادی است برای گروه های فراماسونری که نشان دهنده قدرت مخفی آنها در کل کره زمین است … ! >>

و خواننده و بیننده هیچگاه از خود نمیپرسد که چطور شد که این موضوع به فراماسون ها ربط پیدا کرد و چرا گوینده ناگهان حلقه زنجیر را پاره کرد ، زیرا ذهن او اکنون آمادگی دریافت هرچیزی را دارد . همیشه برای شخص این سوال وجود داشته که چرا گروه های فراماسونری را با جام مقدس یکی می دانند در صورتی که جام مقدس مربوط به گروه دیگری است . بعضی از مطالب و سخنرانی ها که در این مورد دیده ام طوری درباره این موضوع صحبت می کنند که گویا این موضوعی » بدیهی »  است !

حالا از بازی با کلمات و تکنیک های سخنرانی  که بگذریم یک موضوع دیگر نیز جذاب است . اینکه چطور می شود که چهره های بزرگ هنری در یک برهه خاص از تاریخ (رنسانس) همگی هم فراماسون شده اند و هم » جام باز » و هم همزمان عقاید آگنوستیک (نیوستیک ) دارند و هم عقاید مسیحی ! این هم یکی از سرنخ هایی بود که به من کمک کرد تا چاره کار را در جایی دیگر بیابم چون واقعا می شد شواهد را به چند مورد متضاد تفسیر کرد.  

 اپیزود اول : 

در سال های آخر قرن پانزده میلادی لورونزو مدیچی Lorenzo de› Medici   که یکی از ثروتمندان و سیستمداران ایتالیا (فلورانس ) بود به دلیل علاقه ای به هنز و ادبیات داشت تصمیم گرفت که گروهی از هنرمندان بزرگ و با استعداد آن دوران را به دور خود جمع کند. از خوش شانسی او چهره های بزرگی همچون داونیچی ، پوسن ، میکل آنجلو ، بوتیچلی و … در نزدیک او و شهر او حضور داشتند . یک موقعیت عالی که شاید در هیچ برهه تاریخی همانند آن پیش نیاید. هدف اول او  حمایت از هنرمندان بود و صرفا قصدی خاص از جمع کردن آنها نداشت . البته او سیاستمداری زیرک بود که شاید می خواست وجهه خوب خود را در جامعه تقویت کند  اما به خوبی می دانست که چنین بزرگانی خود را زیر لوای یک سیاستمدار جای نخواهند داد. گروهی که او تشکیل داد نامش بود «چوپانان آرکادیا » . دقیقا همان نامی که ما در مجموعه جام مقدس با آن روبرو بودیم.  البته این گروه زمینه ای مذهبی داشت اما آنها خود را در مقام  چوپانی برای جامعه خود می دیدند. این موضوع را از چوپان بودن پیامبران برای امت خود اقتباس کرده بودند. در واقع آنها خود را محق می دانستند که باید جامعه را به سمتی که خود صحیح می دانند هدایت کرد. اعضای این گروه چوپان یا Shepherd نامیده می شدند و در این گروه سلسله مراتبی وجود نداشت بلکه همه در یک سطح بودند و همه هم هنرمند بودند .آنها عقایدی داشتند که امروزه ما از تابلوها و آثار آنها اقتباس می کنیم و پس از تحلیل تابلو به این نتیجه می رسیم که فلان رمز یا فلان نماد در تابلو وجود دارد. این البته خیلی عادی خواهد بود که اعضای یک گروه اشتراکات زیادی را در آثاری که خلق می کنند به جای گذارند.                                            اپیزود دوم : 

افراد و گروهای زیادی  مثل فراماسون ها ، اعضای دیر صهیون ، شوالیه های معبد و غیره و غیره وجود دارند که تا توجه به جذابیت زیادی که آثار نقاشان و هنرمندان برای مردم داشت و با توجه به عمر طولانی این آثار و اینکه آنها در بلندای تاریخ جاودانه هستند ، سعی کردند که نمادهای خود را شبیه به نمادهای مورد علاقه این هنرمندان انتخاب کنند. به عنوان مثال تا به حال دقت کرده اید که چقدر نمادهای مربوط به فراماسون ها زیاد و متنوع هستند ؟ این موضوع این فایده را دارد که هر نمادی که از گذشته دور کشف می شود می توان به آنها نسبت داد حتی از دوران مصر باستان! در صورتی که این گروه ها به نسبت تاریخ بسیار نوپا محسوب می شوند .در همین وبلاگ درباره دیر زیون یا صهیون صحبت کرده بودیم که تاریخ تاسیس آن مربوط به پنجاه سال پیش است در صورتی که در همه اینطور القا می کند که در سال 1099 میلادی تاسیس شده است.

در این میان افراد و ادیانی که نمیتوانند ضعف و مشکلات خود را که قبول کنند سعی در » دشمن سازی » می زنند و دشمنی می سازنند بی نهایت مخوف و قدرتمند که بتوانند تقصیرها را به گردن آن بیاندازند و احتمالا بودجه ای هم برای مقابله با دشمن فرضی به دست آورند . شاید بیشتر از تبلیغاتی که خود فراماسون ها و گروه های مشابه برای خود داشته اند ، گروه های مذهبی و اعتقادی برای آنها تبلیغ کرده اند و هر نشانه بی ربطی را به آنها نسبت داده اند.

در آخر لازم است که منابعی را که به گروه چوپانان آرکادیا که اکنون از بین رفته اند ، اشاره کرده اند را برای شما بیاورم :

1 ) جلد 10 صفحه 536 از کتاب :

The General biographical dictionary

 With this intention he endeavoured to lorm a new society, or, as they are called in Italy, academy, under the name of Arcadia, the members to be called the shepherds of Arcadia, and each to take the name of a shepherd,

2 ) جلد 6 صفحه 735 از کتاب :

Encyclopaedia Britannica

3 ) صفحات 245 و 354 از کتاب :

Encyclopedia Americana

 edited by Francis Lieber, Edward Wigglesworth, Thomas Gamaliel Bradford

4 ) صفحه 158 از کتاب :

Secrets of the World’s Undiscovered Treasures

 By Lionel and Patricia Fanthorpe, Patricia Fanthorpe

جام مقدس (بخش پنجم )

36 دیدگاه


پیش نوشتار : با درود و عذرخواهی به خاطر دیر آپدیت کردن وبلاگ. درباره مطالب جتم مقدس باید چند نکته را یادآوری کنم. اول اینکه ممکن است این داستان بیش از آنچه تصور می کردم طولانی شود ، چون هر چه سعی کردم با خلاصه نویسی آن را «جمع » کنم موفق نشدم . دوم اینکه هدف اصلی این وبلاگ بررسی تابلوهای نقاشی و یا آثار هنری است که ما با نشان دادن رمزهای آنها می خواهیم «جالب » بودن آنها را نشان بدهیم ، پس اصراری بر درست بودن یا نادرست بودن افسانه «جام مقدس» نیست. اما به هر حال در خلال این بحث آثار هنری بی شماری بررسی خواهند شد.

————————–

باتوجه به صحبت هایی که در خلال یادداشت های قبلی شد به نظر بهتر می آید کمی درباره شهر» قن لو شاتو»  Rennes-le-Château  صحبت کنیم :

شهر کوچکی است در جنوب فرانسه که حدود 100 هزار نفر جمعیت دارد و برای اولین بار در حدود سال های دهه 1950 میلادی یک «رستوران دار » محلی متوجه شد که تعداد مسافران شهر به طرز چشمگیری افزایش پیدا کردند و در پی آن شایعاتی مطرح شد که در آن شهر گنجی مخفی شده است. همچنین یک کشیش ادعا کرد که در آن شهر نشانه هایی از فرقه زیون یا صهیون را پیدا کرده است. نکته جالب دیگر آن است که در این شهر کلیسایی بسیار قدیمی به نام  «مریم مگدالنا یا مجدلیه » وجود دارد.

کشیشی که مسئول این کلیسا بود در دهه 1950 میلادی در کلیسای خودش یک متن تاریخی و قدیمی پیدا کرد که بر روی پوست آهو نوشته شده شده بود. چند سال بعد نویسنده کتاب  «جام مقدس  _ خون مقدس » بر اساس  شواهد تاریخی مدعی شد که مقبره ای  شبیه به مقبره ای که پوسن کشیده است در نزدیکی این شهر وجود دارد. در سال 1556 میلادی ، 10 سال قبل از مرگ نیکولاس پوسن ، یکی از نزدیکان دربار برای مباشر مالی پادشاه نامه ای محرمانه می نویسد و در آن نقاش ساده داستان ما را «ارباب پوسن »  Monsieur Poussin  می خواند و می گوید که او حامل رازی می باشد. مدتی بعد از آن پادشاه لوئی چهاردهم مبلغی گزاف برای بدست آوردن تابلوی «چوپانان آرکادیا » پرداخت.

موضوع هنگامی جالبتر می شود که بدانیم بلوری Bellori که اولین کسی بود که درباره پوسن بیوگرافی نوشت و همچنین از دوستان نزدیک پوسن بود ، گفته است که ایده » چوپانان آرکادیا » که همانطور که قبلا گفته بودیم بر گرفته از نوشته های ویرژیل درباره  معبد دافنه می باشد ، توسط روسپیلگیوسی Rospigliosi  که خلیفه ی کلیسای کاتولیگ رم ، یا همان پاپ کلمنت نهم به وی القا شده است…!

خوب…! تا به حال صحبت از دیر صهیون بود و جام مقدس ! اما لطفا بدون اینکه مثل من گیج شوید به یاد  بیاورید که اکثر تابلوهایی که مربوط به دوره رنسانس بود ، گاهی صحبت از فردی می کردیم به نام مدیچی … خاندان قدرتمندی وجود داشت به نام خاندان مدیچی … اگر مطالب وبلاگ فوسکا را دنبال کرده باشید می بینید که تعداد قابل توجهی از تابلوهای معروفی که می شناسیم سفارش خانواده مدیچی بوده است. در حدود سالهای میانه قرن 15 میلادی لورنزو مدیچی گروهی را تاسیس کرد به نام «چوپانان آرکادیا » که در آن نقاشان و ادیبان عضویت داشتند … از جمله این افراد می توان به داوینچی ، میکل آنژ  و بوتیچلی اشاره کرد. یا به عبارتی بزرگترین چهره های دوره رنسانس… به هر یک از اعضای این گروه چوپان می گفتند و گروه به خوبی از هنرمندان عضو خود حمایت می کرد.

یکی از افرادی که تحت حمایت خاندان مدیچی بود Guercino نقاش سبک باروک است . او در سال 1618 میلادی تابلوی زیر را با عنوان » پوست کندن آپولو از مارسیاس » ترسیم کرده است.

‘Apollo Flaying Marsyas’ (1618)

همانطور که می بینید در این تصویر دو چوپان در حال مشاهده جدال بین آپولو و مارسیاس هستند. اگر یادتان باشد در بخش چهارم درباره نبرد آپولو و پن گفته بودم. حالا داستان تابلوی بالا را که قبل از داستان پن رخ داده است از وبسایت راسخون می آورم تا شما هم بخوانید :

در روایتی آتنا نی هائی می سازند که با دمیدن در آن صدای مارهای محتضر موهای گورگون از آن بیرون می آید اما وقتی می بیند با نواختن درنی چهره اش زشت می شود نی ها را به دور می اندازد. نی انبان رها شده به چنگ ساتیری به نام مارسیاس Marsyas (مارسیز) می افتد و مارسیاس در نواختن موسیقی با آپولو به رقابت می پردازد و در مرحله اول برنده می شود اما وقتی آپولو با جنگ خویش آهنگ را معکوس و از پایان به آغاز می نوازد مارسیاس دراین کار شکست می یابد و آپولو پوست مارسیاس را باکارد می کند که این شکل از کیفر شاید بازگو کننده شکلی از قربانی کردن و مراسم آیینی آسیایی است در روایتی دیگر میداس Midas که داور نوازندگی آپولو و پان Pan است به سبب داوری بد بر سرش دو گوش خر پدیدار می شود و ناچار می شود گوش ها را در زیر کلاه فریجیه ئی خود نهان کند. سلمانی میداس با آگاه شدن از این راز؛ بدان سان که آرایشگرها راز نگه دار نیستند! نمی تواند خاموش بماند و به ناچار در جایی دور از مردم چاهی حفر می کند وراز را در چاه بازگو می کند و نی هائی که از چاه سر بر می آورند راز شاه میداس را بر ملا می کنند و هر کس در آن می دمد می نالند که آه شاه میداس گوش خر دارد .

راستی این شعر را درباره مارسیاس به طور اتفاقی پیدا کردم ، بد نیست بخوانید.

حالا به اینجا می رسیم که بگوییم همین نقاش تحت حمایت خاندان مدیچی در سال 1620 میلادی تابلویی به نام «et in arcadia » ترسیم کرد که هم نام تابلوی پوسن می باشد. تابلو را در پایین می بینیم.

در این تابلو همانطور که طبق داستان آمده چوپانهایی در کنار مقبره ای دیده می شوند که بر روی آن عبارت معروف داستان ما حک شده است. اما نکته جالبی که شاید تا به حال متوجه آن شده اید این است که در هر دو تابلو چوپان ها دقیقا مشابه هم هستند !!! حضور دو چوپان با لباس دوران خودشان ، در دوران اسطوره ها به معنی این است که چوپانان یا همان اعضای فرقه اشاره شده از رازهای دوران باستان با خبر هستند ، مانند کسی که آن را از نزدیک دیده اند.

اما هنگامی که پاپ داستان ما از پوسن خواست تا تابلوی مورد نظرش را ترسیم کند در واقع از او سه اثر را درخواست کرد.»رقص موزیک زمان» و  «زمان نجات حقیقت » دو تابلوی دیگر بودند. تابلوهایی که خود پوسن درباره آنها گفته : << به اعتقاد من این تابلوها برای مردمی که می دانند چه چیز باید از آن بفهمند نامطبوع نیست >>

و برنینی درباره آنها گفته است : << به راستی که پوسن بهترین روایت کننده داستان است ، داستانهای که با پختگی تمام آن را تعریف می کند >> . مگر پوسن چه داستانی را می خواسته تعریف کند؟

Time_Saving_Truth_from_Envy_and_Discord

Author : NICOLAS POUSSIN Date :c. 1638 Technique :Oil on canvas, 82,5 x 104 cm Type :genre Form :painting Location :Wallace Collection, London

اگر به تابلوی Time_Saving_Truth نگاه کنید در آن زنی برهنه را می بینید که نقش  «حقیقت» را دارد و توسط  » زمان » که همانند مردی قوی تصویر شده است از چنگ «حسد» و  » نفاق » فرار می کند. در بررسی های این تابلو ، تحلیلگران به هندسه ای مخفی دست پیدا کردند که در آن صور فلکی زودیاک نشان داده می شود. این حالت  «حقیقت و زمان » نشان دهنده زحل در مدار منظومه شمسی می باشد. سیاره ای که یکی از ماه های آن » پن » می باشد… همان پن معروف داستان ما! واقعا چه زیباست وقتی اینهمه نشانه در کنار هم زنجیروار و همانند قواعد ریاضی و با دقت کنار هم قرار می گیرند…کاملا حساب شده و ظریف. اشاره ای دوباره به آکادمی چوپان ها که در واقع اهمیتی خاص برای خدای پن قائل هستند. همین نشانه ها را در تابلوی بعدی خواهیم یافت و موضوع هنگامی جالب می شود که بدانیم نشانه سیاره زحل در زودیاک همان «بز » می باشد. یکی از نمادهای معروف شیطان!

به خاطر بیاورید که گفتیم سایه یکی از چوپان ها در تابلوی آرکادیا به حرف R اشاره داشت ، باید اضافه کنیم که شکل سایه به شکل داس بود. «داس» نسبت داده می شود به زحل ، دوران طلایی که گذشته ، و دوران طلایی که باز خواهد گشت. در نامه ای که نوسترآداموس که در بخش قبلی درباره آن صحبت کردیم می گوید :<< دوران پادشاهی وعصر طلایی که بازخواهد گشت >>

جام مقدس( بخش چهارم)

75 دیدگاه


در یادداشت قبلی به آنجا رسیدیم که مشخص شد کوه هایی که در پس زمینه تابلو اصلی قرار دارند در 4 تابلوی دیگر از همین نقاش نیز دیده می شود. قرار بر این بود که دوستان تا آنجایی که می توانند درباره این 4 تابلو صحبت بکنند تا بتوانیم راحتتر تابلوی اصلی را بررسی کنیم.اما به هر دلیل در این مورد نظری داده نشد. در ابتدای این یادداشت من نظر شحصی خودم ، و البته تاکید می کنم که نظر شخصی خودم که ممکن است کاملا اشتباه باشد را درباره این 4 تابلو خواهم گفت و سپس به ادامه بحث قبلی خواهیم پرداخت :

یکی از تابلوها درباره» پرورش(بزرگ شدن) ژوپیتر» است. سوای از اینکه در تابلو چه المان هایی به کار رفته است بهتر است اسطوره ژوپیتر را بهتر بشناسیم. ژوپیتر خدای خدایان در روم باستان بود. در واقع او را پدر خدایان می دانستند. او خدایی بود که به همراه همسر خود بر سه گانه فرمان می راند.در لغت نامه دهخدا آمده است :

ژوپیتر یا زئوس بنابر افسانه های یونان قدیم پسر کیوان ۞ است که یونانیان و رومیان او را پدر و خدای خدایان می پنداشتند. ژوپیتر نخست پدر را از آسمانها بزیر افکند، پس از آن دریاها و دوزخ را به برادران خود نپتونوس و پلوتو (رجوع به این دو نام شود) سپرده خود سلطنت آسمانها و زمین را اختیار کرد.

اگر 4 چوپان و 4 تابلو را در نظر  داشته باشیم تابلوی ژوپیتر با چوپان سوم یا آبی پوش متناظر خواهد شد. (از نظر ترتیب چیبیدن تابلوها به هم )

تابلوی دیگری که داشتیم  تابلوی » پیروزی پن» بود. پن خدای جنگل ها و چوپان هاست. او خدای چوپانی و ولگردی و کاملا شبیه به انسانها بوده است. او همیشه یکی از حوری ها را دنبال می کند اما هیچ وقت مورد قبول واقع نمی شود. او پسر زئوس و یا همان ژوپیتر است. فرد متناظر او در تابلو همان چوپان قرمز پوش و یا فرد دوم از سمت راست است. پن نوعی ساتیر محسوب می شود و به دلایلی یکی از نمادهای مذهب است. او در یکی از معروف ترین تابلوهای خود به نوعی در تعامل با شیطان محسوب می شود.

دوتابلوی دیگر اشاره به غسل تعمید و یحیی تعمید دهنده دارند.تابلوی مربوط به یحیی تعمید دهنده در رود اردن مربوط به چوپان سفید پوش می شود. مسیحیان اعتقاد دارند که عیسی در رود اردن توسط یحیی غسل تعمید داده شد. غسل تعمید یکی از 7 رکن اصلی کلیسایی محسوب می شود و بدون آن امکان نجات بشر وجود ندارد. یکی از شروط ورود به مسیحیت انجام غسل تعمید است.

و آخرین تابلو یادآور نام عشای ربانی را دارد. مراسم عشای ربانی به تعبیری یکی از نمادین ترین مراسم و البته مرموزترین مراسم مذهبی دنیاست. مراسمی که به طرق مختلف تفسیر شده است و بیشتر این تفاسیر از سوی کلیسا مردود اعلام شده است.در این مراسم مسیحیان گوشت و خون پیامبر خود را می خورند و می نوشند… آنها ترسناک هستند!اما به هر حال آنچه در تصویر می بینیم مربوط به مراسم غسل تعمید است.

فرد متناظر با تابلوی  عشای ربانی ، تنها زن تابلو می باشد.به طور کلی مراسم عشای ربانی به یاد «شام آخر» مسیح انجام می شود. سوای از شباهت های آیین میتراییسم با مراسم عشای ربانی و غسل تعمید که یاد آور نمادهای آناهیتا و نیز مراسم قربانی کردن گاو می باشد بهتر است این چند خط را جمع بندی کنیم :

تابلویی را در ذهن خود تصور کنید که در آن خدا و مسیح در مرکز تابلو هستند و در دو طرف آن فرشتگان در حال انجام مراسم عبادی عشای ربانی و غسل تعمید هستند!!!

جمله بالا هرچند کوتاه بود ولی می تواند خط فکری خوبی باشد از آنچه در آینده خواهیم دید. پن را عیسی و خدا را ژوپیتر تصور کنید. یحیی تعمید دهنده بخش بزرگی از مرد سقید پوش را در برخواهد گرفت و رستاخیز در وجود زن متجلی خواهد شد. فرزندی که یادگار پدر خواهد بود شاید یادآور رستاخیز و زندگی دوباره او باشد. حالا خصوصیات ژوپیتر و پن و غیره را در شخصیات های فرض شده بگذارید تا نتیجه وحشتناک را خودتان متصور شوید.

خوب !

به ادامه بحث می پردازیم :

شاید وقت آن رسیده است که به معرفی کتیبه ای که در کاخ خصوصی خانواده آنسون Anson Family وجود دارد اشاره کنیم. در باغ این کاخ کتیبه ای وجود دارد کاملا مشابه با نقاشی ای که از پوسن برای شما گذاشته ام.

Shepherds_Monument_Relief

و اما تفاوت های(موثر) دو اثر با هم :

1) نقاشی و حکاکی نسبت به هم آینه هستند.

2) در نقاشی چوپانی که نشسته است و به متن اشاره می کند به حرف R اشاره می کند اما در این مجسمه چوپان به حرف N در IN  اشاره می کند.

3) علاوه بر آن متن رمزدار دیگری نیز به حکاکی اضافه شده است که در پایین با هم می بینیم.

O•U•O•S•V•A•V•V
D                                      M

Shugborough_Code


– خانواده آنسون یکی از اعضای اصلی «شوالیه های معبد»  هستند(بودند؟) .

– نیکولاس پوسن!  بر این اعتقاد بود که رییس اصلی شوالیه معبد همان کسی است که دستور حمله به دارالسلام را صادر کرد.

– در همین ابتدا خیال شما را راحت کنم که با وجود اینکه در طول حدود 300 سال که از ساخت این حکاکی می گذرد کسانی مثل چارلز داروین! و پرفسور پارک ( رمزشناس معروف جنگ جهانی اول) روی این کد مطالعه کردند اما به هیچ نتیجه قطعی نرسیدند، پس آنچه در ادامه خواهد آمد چیزی جز فرضیات نخواهد بود.

همچنین 4 کلمه در عبارت  عنوان به چشم می خورد. در توضیح نماد چهار اینگونه می توانم کمک کنم :

1) یهوه یا خدا در یهودیت به 4 شکل نوشته می شود :

Four Hebrew consonants yod, he, vav, and he – variously transliterated as JHVH, JHWH, YHWH, or YHVH – that together represent the name of God.

2) 4 سوار کار در مکاشفات یوحنا دیده می شود به نام های  : 1) جنگ  2) قحطی 3) مرگ  4) طاعون (توصیه می کنم این یادداشت را جهت تکمیل مطلب بخوانید)

3) 4 گروه خونی داریم ، 4 عنصر اصلی خاک و آب و … ، 4 فصل داریم ، 4 جهت جغرافیایی داریم و چیزهایی از این قبیل.

– نکته بعدی این است که شما 4 عدد رومی در عبارت مورد اشاره خواهید دید به شکل زیر

«I” , “C» , «D» and “I» in «ET IN ARCADIA EGO» phrase (There are 4 Roman numerals).

که مجموع 4 عدد فوق می شود 1151 . این عدد معادل عدد رومی است که به شکل MCLI نوشته می شود (چیزی شبیه به حروف ابجد خودمان).حالا ما 4 حرف جدید را با چهار حرف قدیمی جایگزین می کنیم. آنگاه خواهیم داشت :

«ET MN ARCALIA EGO»

که معادل آن در حروف ابجد ! عبری یا     Hebrew Gematria

می شود 866.

و اما 866 چیست؟ شماره یکی از 4 بیتی های نوسترآداموس است که در آن به سه مرد و یک زن اشاره کرده است : یک شاه ، یک ملکه ، یک پرنسس و یک دوک !

———————————-

پ.ن:فکر می کنم حداقل دو یادداشت دیگر ادامه داشته باشد.خسته کننده نباشد یک وقت؟!


بببلشیبلتا «I «IV»«

Older Entries

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: