The Return of Judith to Bethulia c. 1472 Oil on panel, 31 x 24 cm Galleria degli Uffizi, Florence

در دوران قدیم سرداری بود هولوفرنس Holofernes نام که یکی  از سرداران سپاه نبوکدنصر ، پادشاه آشوری بود. روزی که این پادشاه هوس کشور گشایی کرده بود سردار خود را برای فتح شهر کوچک  بتولیا Bethulia روانه می کند. و اما در این شهر کوچک  یونانی دخترکی بود جویث نام که آوازه زیبایی او از سراسر گیتی به گوش هر کسی رسیده بود ، و اما هنگامی که هولوفرنس شهر را محاصره کرده بود جودیث تصمیم می گیرد به همراه خدمتکار خود برای شهرش فداکاری کند. او پنهانی و دزدکی با کمک زیبایی و معصومیت  چهره ی خود سربازان را فریب داده و به خیمه ی سردار نزدیک می شودو سر او را در حالی که خوابیده بود از تنش جدا می کند. هنگامی که سربازان آشوری متوجه می شوند که ژنرالشان مرده است پا به فرار می گذارند و آن شهر کوچک از آن لشکر عظیم نجات پیدا می کند.

اما داستان ساده ی این تابلو نکات جالب و قابل توجه زیادی دارد. در این تابلو جودیث در دست چپ خود برگ درخت زیتون را به نشانه صلح در دست دارد و در دست راست شمشیری را در دست دارد که به کمک آن سر سردار را بریده است. تناقضی عجیب و شاید قابل قبول… صحبتی که خیلی ها به آن عقیده دارند و می گویند راه صلح از خونریزی می گذرد. پس از آن ظرافت و شکننده بودن ظاهر جودیث است که البته در بیشتر تابلوهایی که در این دوره از این داستان کشیده شده است این موضوع رعایت شده است. جودیث همانند حوریهایی ترسیم شده است که در بیشتر تابلوهای این دوران دیده می شود. ببینید به چه ظرافت بوتیچلی طوری او را ترسیم کرده است که گویا همزمان دو برداشت می توان از این حالت او داشت… گویا هم در حال برداشتن قدم های بلند است (همانند جنگاوران ) و هم با غمزه و عشوه ایستاده است تا خدمتکارش به دور او بگردد ( همانند زیبا رویان ) .  من متعجبم که چرا تا به حال منتقدان هنری دو تابلوی ونوس بوتیچلی و جودیث او را در کنار هم قرار نداده اند. این دو تابلو درواقع نقاط اشتراک زیادی دارند. حالت نگاه و غمی که در ونوس و در صورت جودیث است و شباهت حالت دستان و البته فرم ایستادن هر دو کاملا قابل توجه است. در این میان خدمتکار همانند اطرفیان ونوس حالت گرفته است.  موضوع وقتی جالب می شود که بدانیم معنی نام بتولیا به معنی «باکره» است. باکره ای که از » تجاوز » لشکر آشوری در امان ماند .  این ظرافت و زیبایی که در موقع لزوم چنین وحشیانه می تواند سر یک انسان را ببرد  نشان دهنده ذات متناقض زنان است .  این حالت در تابلوی ونوس هم مشاهده می شود. ونوسی که الهه زیبایی است و در حالی که برهنه از صدف خود بیرون آمده است  و در ظاهر آسیب پذیر است اما می بینیم که  چرخ و فلک همه برای او تلاش می کنند .  نقاش به زیبایی توانسته این داستان زیبا را نمادی برای جلوگیری از تجاوز مردان معرفی کند .  مردانی که فریب قدرت خود و ظاهر معصوم دخترکان را می خورند .

فقط می ماند دو نکته ظریف دیگر برای اهل دل… یادتان می آید درباره گروه چوپانان در یادداشت جام مقدس صحبت کردم؟ گفتم بوتیچلی و داوینچی و غیره همه در این گروه بودند… آیا درختی که پشت سر جودیث و پشت سر ونوس و نیز تابلوهای داوینچی وجود دارد آشنا نیست؟ نکته دوم این است که چه ظرافت جالبی دارد شباهت میان این دو جمله ، بریدن سر سردار مانع از تجاوز به شهر شد ، بریدن سر آلت مردان هم مانع از تجاوز به دخترکان می شود… !

راستی چرا دخترکان تابلوهای بوتیچلی غمگین هستند؟

Advertisements