بازگشت جودیث با سر بریده ژنرال، نماد دخترانی که باکره می مانند

27 دیدگاه


The Return of Judith to Bethulia c. 1472 Oil on panel, 31 x 24 cm Galleria degli Uffizi, Florence

در دوران قدیم سرداری بود هولوفرنس Holofernes نام که یکی  از سرداران سپاه نبوکدنصر ، پادشاه آشوری بود. روزی که این پادشاه هوس کشور گشایی کرده بود سردار خود را برای فتح شهر کوچک  بتولیا Bethulia روانه می کند. و اما در این شهر کوچک  یونانی دخترکی بود جویث نام که آوازه زیبایی او از سراسر گیتی به گوش هر کسی رسیده بود ، و اما هنگامی که هولوفرنس شهر را محاصره کرده بود جودیث تصمیم می گیرد به همراه خدمتکار خود برای شهرش فداکاری کند. او پنهانی و دزدکی با کمک زیبایی و معصومیت  چهره ی خود سربازان را فریب داده و به خیمه ی سردار نزدیک می شودو سر او را در حالی که خوابیده بود از تنش جدا می کند. هنگامی که سربازان آشوری متوجه می شوند که ژنرالشان مرده است پا به فرار می گذارند و آن شهر کوچک از آن لشکر عظیم نجات پیدا می کند.

اما داستان ساده ی این تابلو نکات جالب و قابل توجه زیادی دارد. در این تابلو جودیث در دست چپ خود برگ درخت زیتون را به نشانه صلح در دست دارد و در دست راست شمشیری را در دست دارد که به کمک آن سر سردار را بریده است. تناقضی عجیب و شاید قابل قبول… صحبتی که خیلی ها به آن عقیده دارند و می گویند راه صلح از خونریزی می گذرد. پس از آن ظرافت و شکننده بودن ظاهر جودیث است که البته در بیشتر تابلوهایی که در این دوره از این داستان کشیده شده است این موضوع رعایت شده است. جودیث همانند حوریهایی ترسیم شده است که در بیشتر تابلوهای این دوران دیده می شود. ببینید به چه ظرافت بوتیچلی طوری او را ترسیم کرده است که گویا همزمان دو برداشت می توان از این حالت او داشت… گویا هم در حال برداشتن قدم های بلند است (همانند جنگاوران ) و هم با غمزه و عشوه ایستاده است تا خدمتکارش به دور او بگردد ( همانند زیبا رویان ) .  من متعجبم که چرا تا به حال منتقدان هنری دو تابلوی ونوس بوتیچلی و جودیث او را در کنار هم قرار نداده اند. این دو تابلو درواقع نقاط اشتراک زیادی دارند. حالت نگاه و غمی که در ونوس و در صورت جودیث است و شباهت حالت دستان و البته فرم ایستادن هر دو کاملا قابل توجه است. در این میان خدمتکار همانند اطرفیان ونوس حالت گرفته است.  موضوع وقتی جالب می شود که بدانیم معنی نام بتولیا به معنی «باکره» است. باکره ای که از » تجاوز » لشکر آشوری در امان ماند .  این ظرافت و زیبایی که در موقع لزوم چنین وحشیانه می تواند سر یک انسان را ببرد  نشان دهنده ذات متناقض زنان است .  این حالت در تابلوی ونوس هم مشاهده می شود. ونوسی که الهه زیبایی است و در حالی که برهنه از صدف خود بیرون آمده است  و در ظاهر آسیب پذیر است اما می بینیم که  چرخ و فلک همه برای او تلاش می کنند .  نقاش به زیبایی توانسته این داستان زیبا را نمادی برای جلوگیری از تجاوز مردان معرفی کند .  مردانی که فریب قدرت خود و ظاهر معصوم دخترکان را می خورند .

فقط می ماند دو نکته ظریف دیگر برای اهل دل… یادتان می آید درباره گروه چوپانان در یادداشت جام مقدس صحبت کردم؟ گفتم بوتیچلی و داوینچی و غیره همه در این گروه بودند… آیا درختی که پشت سر جودیث و پشت سر ونوس و نیز تابلوهای داوینچی وجود دارد آشنا نیست؟ نکته دوم این است که چه ظرافت جالبی دارد شباهت میان این دو جمله ، بریدن سر سردار مانع از تجاوز به شهر شد ، بریدن سر آلت مردان هم مانع از تجاوز به دخترکان می شود… !

راستی چرا دخترکان تابلوهای بوتیچلی غمگین هستند؟

چه رازی در 25 دسامبر وجود دارد که خاصیت «خدازایی» دارد؟

27 دیدگاه


هزاران سال پیش در ناکجاآبادی از فلات ایران ستاره ای از آسمان فرود آمد که نامش میترا بود.او فرزند خورشید بود و از مادری باکره و در تاریخ 25 دسامبر متولد شده بود. ماموریت او از طرف اهورا نجات و رستگاری بشر بود.

مدتها پس از او در گوشه ای دیگر ، در سواحل نیل خدایی دیگر ظهور کرد.نام او هوروس بود و با قرص خورشیدی که بر بالای سر داشت پیوند خود را با پدر آسمانی نشان می داد. او نیز در 25 دسامبر و از مادری باکره متولد شد.

خدای مصریان

پس از آن خدایانی دیگر در چهارگوشه جهان پدیدار شدند. مثل کریشنا در هند و دیونیزوس و آتیس در یونان و اروپا. همه ی آنها از مادرانی باکره و در 25 دسامبر متولد شدند.

درباره دیونیوزوس  قبلا در اینجا صحبت کرده بودیم.او در نهایت حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح  همانند تصویر زیر به صلیب کشیده شد …!

به صلیب کشیدن دیونیزوس

پس از آن تاریخ به صورتی مستندتر نوشته شد. به عنوان مثال در اساطیر یونان و روم داریم:

<< از درون خلا نخستین سه موجود فناناپذیر پدیدار شدند که یکی از آنها گایا یا مادر زمین بود… او بدون اینکه شریک یا همسری داشته باشد اورانوس یا پدر آسمان را زایید >>

پس از آن همانطور که بهتر از من می دانید عیسی هم از مادری باکره و در 25 دسامبر به دنیا آمد. خوب فکر می کنم شما هم مثل من هم عقیده شدید که بایستی در روز 25 دسامبر اتفاقی خاص افتاده باشد که چنین خاصیت «خدا زایی» دارد. پس بد نیست ابتدا به اشاره بوتیچلی در تابلوی  مدونا و کودک بنگریم:

Alessandro_Botticelli_Madonna_ del_Libro

به ستاره هایی که بر روی شنل مریم بر روی بازوی چپ او وجود دارد دقت کنید. گویی چندین ستاره به سوی خورشید روان هستند. به جز آن هاله نور در میان اکثر تصاویر یادآور نور خورشید است. از این اشاره ها در نقاشی ها زیاد دیده می شود. اگر بدانیم در 25 دسامبر هر سال چه اتفاقی در طبیعت می افتد شاید معما حل شود. به کمک فیلمی که یکی از دوستان در بخش کامنت ها گذاشته بودند عکس زیر را تهیه کردم.

در تصویر بالا ستاره شرقی یا شعرای یمانی که با نام سیریوس مشخص شده است را می بینید. در 25 دسامبر هر  سال ستارگان سیریوس و 3 شاهزاده و خورشید به صورت بالا در آسمان ظاهر می شوند. گویی سه شاهزاده به ملاقات فرزند خورشید می آیند. در اینجا ترجیح می دهم خواننده با قدرت تخیل خود باقی داستان را حدس بزند. داستان سه پادشاه شرقی که به ملاقات عیسی می روند را همه شنیده ایم. هم در مطلب دوم از سری مطالب ستاره شناسی و هنرو در پستهای قدیمی تر مفصل در این مورد صحبت کرده ایم.

افاضات اضافی :

قبلا هم شاید گفته بودم، همیشه  تضادی که بین اسطوره های اسلامی و ادیان دیگر وجود داشته  برایم قابل درک نبوده است. یکی دیگر از این تضادها این است که در مسیحیت 3 شاهزاده یا شاه به ملاقات مسیح می آیند اما در اسلام پیامبر آنها به سه شاهزاده یا شاه آن دوران نامه مینویسد. یعنی برعکس اسطوره های مسیحی.

شاید یکی از علت های آن این است که پیامبر مسلمانان در ایتدای تابستان به دنیا آمده و پیامبر مسیحان در ابتدای زمستان…

برای کنترل تاریخ تولد هجری و میلادی به اینجا بروید.

رمزگشایی از تابلو «ولادت عیسی» اثر بوتیچلی: نمادهای نیوستیک در یک تابلوی دینی

27 دیدگاه


تابلویی که در زیر می بینید اثر بوتیچلی هنرمند ایتالیایی عصر رنسانس است که بر خلاف ظاهر آن که در نگاه اول ساده و حتی تا حدودی احمقانه جلوه می نماید بسیار تابلوی جالبی است. در ابتدای یادداشت باید به این نکته توجه شما را جلب کنم که توضیح کامل این تابلو حداقل 3 پست می طلبد و از آنجا که  می خواهم آن را در یک پست جمع کنم در صورت علاقه دوستان مطالب خلاصه شده را در بخش نظرات به بحث خواهیم نشست. از طرف دیگر بیشتر به نکات جالبی که مفسران دیگر به آن اشاره کردند می پردازیم و به طور خلاصه تفسیر خود را اضافه خواهم کرد.

 

The Mystical Nativity...BOTTICELLI, Sandro...c. 1500 Tempera on canvas, 109 x 75 cm National Gallery, London

همانطور که در تصویر می بینید این تابلو اشاره به زمان تولد عیسی مسیح دارد. گویی تصویر به 4 طبقه تقسیم شده است و مریم را می بینید که بالای سر کودک خود ایستاده در درون یک استطبل …مشابه آنچه  در روایات مسیحی شنیده ایم.

اما این تابلو به دلایلی غیرعادی است. اولین دلیل برای غیر عادی بودن این تابلو این است که تنها تابلویی از بوتیچلی است که حاوی امضای این هنرمند است و در چند خطی که در بالای تابلو می بینید این چنین نوشته شده:

«این تصویر در پایان  سال 1500 در پایان آشوب های ایتالیا ترسیم شده است. من ساندرو این تابلو را بر اساس فصل یازده انجیل سنت جان  ترسیم کرده ام و …»

این مطلب به زبان لاتین و یونانی به صورت مخلوط نوشته شده و  امضای او در واقع به صورت Alexandros می باشد.

برای بررسی این موضوع باید به تاریخ رجوع کنیم. جایی که  جیرولامو ساونارولا فلورانس را در ایتالیا به التهاب کشیده بود. همان طور که در پیوند ویکی پدیا می خوانید ساونارولا پس از خاندان قدرتمند مدیچی که به طریقی حمایت هایی را از بوتیچلی  و دیگر هنرمندان کرده بود بر سر کار آمد. درباره آتشی که در پیوند نوشته شده  و در آن اثار هنری را سوزاندند باید اضافه کنم  که لغت یا مفهوم ونیتاس که در این یادداشت درباره آن صحبت کرده بودیم  از همین موضوع می آید. در واقع با اشاره به این موضوع و حالتی در تصویر که همزمان رستاخیز و تولد عیسی را به  ذهن می آورد به طور سمبلیک می خواهد بگوید که خداوند درباره این فجایع قضاوت خواهد کرد.

در ابتدا به شما گفتم ترکیب این تابلو در ابتدا به نظر احمقانه می آید اما با کمی دقت می بنیم که اینطور نیست. فرشته های سفید و قرمز و سبز در چندین جای تابلو تکرار شده اند. فرشته ی سفید همان فرشته ی ایمان و خوش قلبی و صداقت است و فرشته های سبز و قرمز جنبه های دیگر ایمان و یا روی دیگر مذهب هستند که در ساونارولا دیده ایم. در واقع بوتیچلی با نشان دادن شیاطین ریز (مانند آنچه در گوشه کنار تصویر می بینید از جمله در شکل زیر ) و حالت سه گانه دین به نماد سه فرشته( بهشتی…جهنمی و یا برزخی) در کنار تولد عرفانی مسیح در یک نگاه کلی اعتراف می کند که دین هم دارای جنبه خیر می تواند باشد و هم شر.

به شیطانی که در زیر سنگ فرش دفن شده و نیز شیاطینی که در گوشه کنار تصویر هستند دقت کنید

حالا باز هم خلاصه  می کنیم و به بخش بعدی می پردازیم. با کمک خطوطی که از ادامه دادن سقف اسطبل به دست می آید به مثلث ها یی می رسیم که در شکل زیر کاملا نشان داده شده اند. فکر می کنم تصویر زیر به قدر کافی واضح باشد.

مثلث هایی که بوجود می آید  مثلث های عادی نیستند  بلکه با اعداد ریاضی به خوبی و زیبایی بازی شده است و نسبت های طلایی در آن به کار رفته است. از آنجایی که تقریبا می شود گفت که اسطبل معماری غیر عادی دارد و شیروانی  عالی آن با دیوارهای مخروبه که حتی جنگل را از میان آوارهای آن می توانیم ببینیم سازگاری ندارد  پس می توان نتیجه گرفت که این اعداد و این مثلث به صورت عمدی به کار رفته اند. در همین وبلاگ درباره مرد ویترووین به دفعات صحبت کرده بودیم و اگر به این پیوند مراجعه کنید با دیدن تصاویر نسبتهای طلایی و پی که در اهرام مصر و نیز دایره ویترووین مشاهده شده را به خاطر خواهید آورد.

صرف نظر از اینکه نقاش نسبت های 280 و440 را به خوبی در این مثلث ها رعایت کرده است  و نیزبا اعداد دیگری نیز بر این موضوع تاکید کرده است که در زیر بررسی می کنیم:

12 فرشته در حال رقص در آسمان (یاد آور علائم زودیاک؟ )

3 فرشته نشسته روی سقف (  نماد آب … آتش و هوا ؟)

7= 4 پیکره در سمت راست مریم و 3 پیکره در سمت چپ او ( یاد آور تربیع در مقابل تثلیث؟ که اگر به خاطر داشته باشید گفتم مربوط به حضور زنان در مسیحیت می شود و این زن می تواند مریم مجدلیه باشد)

6 فرشته و انسان بر روی زمین

مجموع اعداد بالا می شود 28 که به طور نمادین نشان دهنده تکامل است (تکامل به معنای حضور زنان در این چرخه) و نیز یاد آور عدد 280 است که در شکل پیوند به عنوان ستون هرم دیدید.

در کنار اینها باید اضافه کنم که این تابلو مورد علاقه  طرفداران مریم مجدلیه که به عنوان همسر احتمالی عیسی شناخته می شود نیز هست.

احتمالا سر شما را درد آورده ام . تمام این نکات که گفتم را قبلا در تابلوهای مختلف در این وبلاگ به بحث نشسته ایم. به درستی نمی توان گفت که آیا بوتیچلی این ترکیبات را در جهت افکار ضد کلیسایی خود آورده است یا خیر اما یک نکته مشخص است و آن اینکه بوتیچلی در آن زمان نمی توانسته از جزییات قاعده و عمود هرم مطلع باشد. پس چگونه چنین دقتی روا داشته است؟

پ.ن:راستی در این تصویر شمایل IAO یا  » ایزیس-آپوفیس-ایزیریس»  که یکی از نمادهای گنوستیکی یا لاادری گری می باشد نیز به چشم می خورد. به ترکیب همزمان دایره و مثلث ومربع دقت کنید.( بحث مفصلی است…در صورت علاقه بیشتر توضیح می دهم)

پ.ن2: از طولانی شدن مطلب عذر خواهی می شود

یک ایده ناب و 2نقاش بزرگ و مرموز:داوینچی و بوتیچلی(بخش دوم)

32 دیدگاه



در بخش یک به معرفی و بررسی کلی نمادهای این تابلوها پرداختیم.به جرات میتوانم بگویم توضیح کامل مطالبی که در این تابلوها به کار رفته در حد یک کتاب قطور خواهد بود اما در این پست سعی میکنم تا جالبترین انها را گفته و باقی بحث را به خواننده واگذار کنم.در ابتدا توصیه میکنم تا تصاویر نقاشی را در یک صفحه جداگانه باز کنید و همزمان با خواندن مطلب نمادها را چک کنید.

————————————-

723px-Sandro_Botticelli_085در نقاشی بوتیچلی دییم که شاهان مغ در برابر مسیح زانو زده اند..ابتدا به مرد پشت مریم مقدس میپردازیم…او سنت جوزف است و در زیر ستاره های بیت اللحم که اشاره به داستان ستاره شناسی مغان حاضر در تصویر دارد که با دیدن نشانه هایی در آسمان به جستجوی عیسی آمدند.حالت عزادار و متفکر سنت جوزف اشاره به پایان دردناک عیسی است که در نهایت به صلیب کشیده میشود.

جوانه های تازه سبز شده بر روی دیوار  سمبل تولد دوباره عیسی در پایان دنیا و ابدیت مسیح است.آرکهایی که در بالای سمت چپ میبینید نشانه سقوط امپراطوری روم است.

ناگفته نماند این اثر از جنبه تصویر جزییات و پرتره ها جزو آثار بسیار گرانقیمت و با ارزش به حساب میاید.

magi1اکنون به تابلوی داوینچی میرسیم…تابلویی که شگفت انگیزتر از ان است که در نگاه اول به آن میرسیم و به نظر من نشان دهنده نبوغ داوینچی 22 ساله میباشد.

درختی که دقیقا پشت مریم مقدس قرار دارد(نه نخلی که ذکرش رفت) را میبینید؟به این درخت درخت زندگی میگویند.پای این درخت و در سمت چپ و راست دختر و پسر نوجوانی را مشاهده میکنید که این دو کسی نیستند به جز عیسی و مریم مجدلیه!!!

آری همان مریم مجدلیه معروف که همفکران داوینچی میگویند همسر عیسی بوده است و در واقع عیسی مسیح در این نقاشی 2 یار تصویر شده است..

همانطور که میبینید یک دست پسرک یا مسیح بر پای درخت ابدیت به نشانه زندگی ابدی(مقایسه کنید با سبزه های بوتیچلی) و دست دیگر او اشاره به آینده میکند که به اعتقاد مفسران به نسل خود و مریم همسرش اشاره دارد.دستان ماری نوجوان گویی در حالت نیایش است اما او در واقع زهدان زنی را تصویر میکند که فرزندش درون آن جای میگیرد.

و در پس این پرده شوالیه را میبینید! همان شوالیه ای که همواره از سوی دیر صهیون ماموریت دارد تا از نسل مسیح محافظت کند و در نهایت در سمت راست آنها فردی را میبینید که به آن دو مینگرد (جهت نکاه او با توجه به اینکه آنها سوژه اصلی نیستند مهم  است)و انگشتان خود را به شکل vدر آورده است که نماد زنانگی است.

همچنین جنگی که در پشت سر جریان دارد اشاره دارد به پیمانی که پین پادشاهان و پیامبران پیش از مسیح بوده و آنها آن را شکستند و خون ریختند و اکنون جنگ جای خود را رقته رقته به صلح میدهد و حضور آنها سوار بر اسبهایشان که به شدت بین ادیان و پادشاهان در جریان بود حال همانها با همان اسبها برای بیعت با مسیح پیش میایند(نگاه کنید به مفهوم دوم نخل در بخش یک).

ناگفته نماند 3 پیرمردی که در این تابلو میبینید همان  3 مغ که به عبارتی 3 شاه شرقی و به عقیده بعضی 3 شاه ایرانی بودند هستند.

یک ایده ناب و 2 نقاش بزرگ و مرموز:داوینچی و بوتیچلی(بخش 1)

40 دیدگاه



«ستایش مغ» یا»Adoration of the Magi»….این ایده ای بود که 2 نقاش بزرگ دیر صهیون و البته نقاشان بسیار دیگری به آن پرداختند اما در این پست و پست بعدی میخواهیم به مقایسه آثار این  2 نقاش مرموز که هر دو عضو دیر صهیون بودند پرداخته و آنها را با هم مقایسه کنیم…همانطور که مشاهده خواهید کرد به دلیل طولانی شدم ناچار به قسمت بندی پست ها شدم.

در پست اول به بررسی شاهکار داوینچی میپردازیم اما لازم است قبل از آن به بررسی معنی Magi بپردازیم.

magi که ترجمه فارسی آن زرتشتیان…مغ جادوگر و ستاره شناس آمده است و ما دقیقا نمیدانیم که آیا داوینچی یا بوتیچلی او را به طور نمادین از نماینده  زرتشتیان تصویر کرده اند یا خیر:

«. مغ گروهی هستند که به زرتشت گرویده و کتاب مقدسشان اوستاست»

«2.در زبان عربی به » موغوش»، » مجوس» گفته می شود، که به پیروان دین زرتشتی اطلاق می شود. ولی در اصل » مجوس»، به طرفداران زرتشت گفته نمی شود. اکنون ثابت شده است که » مجوس» به پیروان مادها گفته می شد که قبل از زرتشت زندگی می کردند. در اوستا واژۀ » مجوس»، در شأن معارضان زرتشت استعمال شده است. ولی چون در سرزمین های اعراب و بلاد شام، اهل ماد به » موغوش» مشهور بودند، به پیروان زرتشت نیز » مجوس» گفته شد»

——————————————–

Adoration of the Magi..Da Vinci..1481.Location..Uffizi..Florence.

 

magi1

در این تصویر مردمی از تمام سن ها میبینیم که مریم مقدس و کودک او عیسی را احاطه کرده اند…پیرمرد مغ در برابر مریم و عیسی زانو زده است و عیسی او را تبرک میدهد…

افراد موجود در تابلو به صورت نیم دایره کودک و مادرش را احاطه کرده اند و در سمت راست این نیم دایره کودک چوپانی را میبینیم که بی توجه به این اجتماع به سمت دیگر تابلو مینگرد..این کودک کسی نیست جز تصویر نوجوانی های داوینچی!

در میان افراد تابلو حضور اسب ها بسیار جالب توجه است و اینکه عده ای هم از روی اسبهایشان به ابراز احساسات میپردازند تامل برانگیز است.در پشت جمعیت پله هایی از یک کاخ متروکه را میبینیم که افراد به صورت سواره و پیاده در حال بالا رفتن از آن میباشند تا اینکه به یک عبادتگاه نزدیک میشوند..در میان افراد حاضر در صفحه تصاویر «پادشاه شرق» و سنت جوزف نیز قرار دارد.در پشت کاخ ویران تصاویر موهومی ار جنگ افراد میبینیم که با توجه به محو شدن تصویر بشارت دهنده ی صلح میباشد..کاخ ویران شده نمادی از زوال تدریجی کفر والحاد بعد از تولد مسیح میباشد.اما جالب ترین نمادی که در این تصویر به کار رفته همان نخل است…درخت نخلی که 2 مفهوم دارد..اولی همان است که در کتاب مقدس آمده است و در هنگام زایمان مریم مقدس برای او کمک حال بود و دومی را با توجه به اینکه این نخل در میان ویرانه های کاخ های سلطنت کفر قرار دارد میفهمیم و آن اینکه با توجه به اینکه نخل نماد امپراطوری روم هم بوده است و همچنین با یادآوری اینکه کنستانتین امپراطور کافر روم با پایه گذاری کلیسا قدرت را به مسیحیت تقدیم کرد نتیجه گرفته میشود که باز هم داویچی با وجود اینکه در آن زمان 22 سال بیشتر نداشت اما باز هم به قدرت فساد آلود کلیسا انتقاد داشته است و آن را جان گرفته از نخلی میداند که اگرچه باعث نجات جان مسیح شده اما بلای جان مسیحیت گردید!

در این نقاشی 66 انسان و 11 اسب تصویر شده است.

حال به تابلوی بوتیچلی مبپردازیم

Adoration of the Magi..botticelli…1475..Location..Uffizi..Florence

723px-Sandro_Botticelli_085

این اثر مثل بیشتر آثار بوتیچلی برای خانه مدیچی ها ترسیم شد.در این تصویر تعدادی از افراد خاندان مدیچی تصویر شده اند…کاسیمو مدیچی همان کسی که در برابر مسیح زانو زده و نقش مغ را دارد و دیگری پسرش که در مرکز تصویر زانو زده و نقش یک مجوس دیگر را دارد.و جیووانی سومین مجوس حاضر در تصویر.هچنین فردی که لباس زرد دارد و به شما نگاه میکند همان تصویر بوتیچلی است.پیرمردی که بالای سر همه نشسته و نظاره گر است فردی تازه به دوران رسیده به نام گاسپری لامی میباشد .متاسفانه متوجه نشدم که چرا همچنین فردی در چنین مکان خاصی قرار گرفته و هدف نقاش چه بوده است!!!ا(نقش نمادین آن را فهمیدم که در پست بعدی گفته میشود)البته این نقاشی به درخواست مستقیم او کشیده شده است.

همانطور که در هر 2 تصویر میبینید اینبار هم تصاویری از یک قصر ویرانه در پشت  این تشریفات سنگین دیده میشود که همان معنی قبلی را میدهد…اما آنچه در هر دو تصویر توسط منتقدان اشاره شده است ای است که در هر دو تصویر 2 مثلث فرضی وجود دارد که در هر دو مریم مقدس در راس آن و نقاش در راس سمت راست آن قرار دارد و راس سوم چه مفهوم یا فردی را در خود گنجانده است؟پیرمردی که زنگوله به دست دارد…نگاه مرموزی که شاهزادگان به هم دارن..فردی که گویی در حال مرگ است و ….

سوالات زیادی در این 2 طرح مطرح میشود که در پست بعد به آن میپردازیم.

نمادها و شخصیت های «پریماورا» اثر بوتیچلی

14 دیدگاه



در سال 1480 در شهر فلورانس هنرمند خوش ذوق و عاشق پیشه ایتالیایی به سفارش خانواده قدرتمند مدیچی اثر بینظیری خلق کرد که هنوز هم بحث پیرامون آن داغ است.بهار یا پریماورا بدون شک بعد از تولد ونوس مهمترین کار بوتیچلی است.

Botticelli Primavera wga.hu Web Gallery Artاین بهار است.پیرامون این تابلو مطالب بسیاری گفته شده که به اختصار به آنها اشاره میکنیم.

ونوس یا الهه عشق در مرکز تابلو کمی عقبتر از بقیه ایستاده است.بالای سر او فرزندش با تیر کمان خود در حال پرواز است و قلب زیبارویان را نشانه میگیرد.دختران زیبایی که با ظرافت به صورت دایره ای میرقصند.باغ زیبای رب النوع عشق توسط هرمس یا مرکوری که در سمت چپ تابلو و بی توجه به شور زندگی اطرافش ایستاده است محافظت میشود.او که یک کلاهخود و شمشیر دارد به ابرها و نشانه ای از عصایی که دو مار به دور آن پیچیده اند و نماد صلح و علم پزشکی است اشاره میکند.و با نگاه بیخیال خود گویی میگوید که مرگ به فصل ها اهمیتی نمیدهد.نقاش در اینجا به جای مارها از اژدها استفاده کرده است.

در سمت راست الهه باد یا زفیروس به دنبال کلوریس یا حوری زمین است و با باد گرم خودش او را باردار میکند و با تنفس کلوریس از دهان او گلها ی بهار بیرون میریزد

ChlorisPrimavera

کلوریس به سمت زن سمت چپ خود میرود …کسی که فلورا یا خدای بهار نام دارد و فلورا در حال پخش کردن گلهایی است که از دهان کلوریس به دامن او ریخته شده است میباشد.عده ای از منتفدان اعتقاد دارند که کلوریس و فلورا هر دو یک نفر هستند.

به طور کلی حرکت و موسیقی تابلو کاملا محسوس است.حرکت از سمت چپ به راست است که خود نشان دهنده نماد زنانگی قوی در تابلو است که البته به یک مرد ختم شده.

تابلو با خدایان آغاز و با خدایان پایان میابد.فلورا جارچی بهار فصل مورد علاقه ونوس عاشق است.ونوسی که با سینه هایی بزرگ و شکم برآمده حالتی مادرانه و باردار دارد.کوپید یا پسرک ونوس تیر آتشین خود زا به سمت دخترک رقاص وسطی که محو تماشای هرمس شده است نشانه گرفته و این حالت آهنگین تابلو موسیقایی و هارمونی خاصی به آن بخشیده است.

لباس شخصیت ها نیز بسیار جالب است.ونوس با پوششی متوسط با ردایی قرمز رنگ به همان رنگی که هرمس پوشیده است القا کننده عشق است.پوشش نیمه برهنه حوری زمینی که گویی پس از عشق بازی با باد به فلورا با آن پوشش محجوبانه با پوششی از گلها و سبزه ها تبدیل میشودو چهره شادش بسیارجلب توجه میکند.حلقه گل بر گردن و تاج گل نیز نماد پاکدامنی اوست.

و دخترکان رقاص نیمه برهنه که آتش عشق را شعله ور میکنند.بیخود نیست که منتفدان اعتقاد دارند که این تابلو نشان دهنده شورزایش در طبیعت و انسان است.

این تابلو تا سال 1743 در خانه مدیچی ها مخفی ماند و پس از مرگ دیانتی به معرض دید عموم گذاشته شد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: