شام در عمواس ، یا خسی در میقات

14 دیدگاه


پیش نوشت: با سلام دوستان عزیز. امیدوارم که از تغییرات ایجاد شده در وبسایت راضی باشید. این تغییرات در جهت بیشتر شدن امکانات سایت همچنین افزایش سرعت انجام گرفته است. همچنین صفحه فیسبوک سایت هم در اینجا قابل دسترس است و کافی است با بردن نشانگر ماوس روی علامت فیسبوک بروید و آن را لایک کنید. همچنین امکان نظر دادن از طریق حساب فیسبوک، گوگل یا وردپرس نیز فراهم شده است و شما می توانید هنگام نظر دادن روی گزینه مربوطه کلیلک کنید و با حساب کاربری خود نظر دهدید. به امید اینکه این تغییرات باب میل شما باشد و فرآیند نظر دهی را تسهیل کند.

————————————————————————–

شام در عمواس اثر کاراواجو

Artist: Caravaggio (1571-1610)
Medium: Oil and tempera on canvas
Genre: History painting illustrating a Biblical story
Movement: Caravaggism
Location: National Gallery, London.

 تابلوی "شام در عمواس " یا Supper at Emmaus یکی از موضوعات چالشی در میان هنر مسیحیت است.

موضوع این تابلو مربوط به داستانی از انجیل است که در آن دو تن از حواریون بعد از ماجرای تصلیب مسیح، شام خود را با غریبه ای شریک می شوند و در جریان شام متوجه می شوند که فرد غریبه در  واقع عیسی است که دوباره زنده شده است. این باعث ترس و تعجب دو حواری شده است در حالی که صاحب کافه در پشت سر آنها با حالتی عادی به این ماجرا نگاه می کند. در واقع کاراواجو همانند عکاسی عمل کرده است که دقیقا آن لجظه ی شوک دو حواری را برای ما ثبت کرده است و به زمان ما فرستاده است.

از نظر تاریخی در آن دوران زمانی بود که کلیسا با پروتستانیسم می جنگید و از نقاشان و هنرمندان تقاضا داشت تا به هنر مذهبی بپردازند تا بتواند با پیروان خود با زبانی دیگر نیز سخن بگوید. و اما تحلیل اثر:

تابلو بدون شک از بار دراماتیک بالایی برخوردار است و هر عضو تابلو دارای حس و عکس العملی خاص است. همانند آنچه در صحنه های تئاتر دیده می شود. همچنین این تابلو همانند باقی آثار هنرمند در فضایی بسته و تاریک ترسیم شده است. گویی نشان دهنده شرایط تاریک عصر خود است. اما حتی اگر اینطور هم نباشد ، بازی با نور و سایه این توانایی را به داده است  تا بتواند به قدرت روایتگری خود بیافزاید. مثلا  بدون اینکه کسی به ما بگوید ما میتوانیم بفهمیم که محلی که در آن شام سرو می شود محلی روستایی، فقیرانه با آب و هوایی سرد و فضایی دلگیر است که هرچند در آن غذا و خورد و خوراک خوبی پیدا می شود اما در آن شادی نیست.

همچنین فضاسازی تابلو بسیار ماهرانه صورت گرفته. وقتی که دست حواری سمت راست آنچنان باز شده است که گویی تابلو را از داخل آن لمس می کند و حواری سمت چپ اگر صندلی را بیشتر بکشد از تابلو بیرون خواهد افتاد. در کنار اینها ضرف میوه را قرار بدهید که جوری بر لبه میز قرار گرفته که گویی با یک تکان ممکن است بر روی زمین پخش شود و آن زمین در واقع زمین واقعی است که بیننده روی آن قرار گرفته است.

جزییات تابلو

 

اما طبق معمول همه داستان این نیست! در این میان شیطنت هایی از جانب نقاش صورت گرفته که بسیار مکارانه است. به عنوان مثال این تابلو قرار بود به مخاطب دیندار خود اینطور القا کند که حتی می تواند در جریان خلسه ی خود وارد تابلو شود و با عیسی رودررو شود. البته برای مخاطبی که هیچگاه جزئیات برایش مهم نیست و هر چیزی را باور می کند. اما از چشم بیننده یتیز بین چند نکته پنهان نیست. اول از همه صورت زنانه و بدون ریش عیسی است. دومین نکته حالت بی خیال و نگاه عاقل اندر سفیه مهمانخانه دار است که به جریان می نگرد. سوم حالت لباس های کثیف و وضعیت شلخته ی حواریون است که گویی می خواهد بگوید آنها چیزی از آداب اجتماعی نمیدانستند. و چهارم ظرف میوه ای که مربوط به آن فصل نیست. چون که این داستان برای فصل بهار است اما میوه های آن پاییزی است.

مجموع این نکات و حالت بی احترامانه ی مهمانخانه دار که حتی کلاه خود را برای عیسی بر نمی دارد به ما میگوید که باید جور دیگری به تابلو نگاه کرد. پس اگر تا به اینجا با من همراه بوده اید باید بگویم که وقتش رسیده تا به قسمت جالب ماجرا برسیم:

این نشانه ها به ما  میگوید که محتویات میز در واقع حالتی نمادین دارند نه واقعی. سیب که اشکارا در حال فاسد شدن است ما را به یاد اخراج انسان از بهشت می اندازد.. نوری که به جام شراب یا آب تابیده است نشان دهنده ی تولد از باکرگی است. به این معنی که نور از جام میگذرد بدون اینکه بر آن تاثیری بگذارد.  نان هم که مثل همیشه نشانه ی بدن عیسی است. حالت دستان عیسی که نشان دهنده ی نماد قربانی شدن عیسی است که از آن در کلیساها برای تبرک استفاده می کنند. انگور اما در این میان که به شراب تبدیل می شود نماد خون عیسی است.  انار همچنین نماد کلیسا است و البته حالت ماهی مانند سایه ای که تشکیل شده است نماد ماهی عیسی است که در دوران خفقان اولیه برای شناسایی پیروان استفاده می شده است. در این میان اضافه کنید سایه ی مرد بی ایمان که برای عیسی هاله ی تقدس را ساخته است!

حال وقت این است که شما نتیجه بگیرید که این همه نماد که گاهی متضاد به نظر می  رسند در مجموع چه معنایی دارند.  بازگشت عیسی در حالی که سبد میوه ی مقدس در حال سقوط است؟ فریب کاری و ریاکاری از سوی مردمانی که هنوز واقعیت داستان را نمیدانند والبته از طبقات پایین جامعه هستند؟ یا وضعیت بغرنج تاریخ که همیشه همین بوده و خواهد بود؟

منابع:

http://www.telegraph.co.uk/comment/letters/8836892/Religious-symbolism-in-the-art-of-Caravaggio.html

http://www.visual-arts-cork.com/famous-paintings/supper-at-emmaus.htm

http://www.artbible.info/art/large/28.html

http://law-journals-books.vlex.com/vid/visualizing-caravaggio-supper-emmaus-56877861

تحلیل و بررسی تابلوی » فراخواندن سنت متی » اثر کاراواجیو

27 دیدگاه


در هر شغل، موقعیت اجتماعی و درجه فهمی از دنیای اطرافمان که باشیم، گاهی اوقات دچار حالات روخی غریبی می شویم که درک آنها برای خودمان هم آسان نیست. این حالات روحی، از عشق گرفته تا افسردگی و خلا روحی ، گاهی باعث می شود که انچه در درونمان می گذرد را به گونه ای تخلیه کنیم که سر درونمان آشکار نشود. مخصوصا اگر انسانی درونگرا باشیم. این موضوع در انسانهای حساس تر به خصوص هنرمندان بیشتر است. همانطور که همه شما می دانید در این سایت ما به دنبال این نیستیم  که حرفی که هنرمند می زند  » درست » است یا  » نادرست » امابه دنبال آن هستیم که بفهمیم چه می گوید. هر چند که در » خاصیت » داشتن این فهم هم محل مناقشه است. در هر صورت غرض از این مقدمه این بود که بگویم به نظر حقیر تابلوی امروز کاراواجیو حاصل یکی از این لحظات غریبی است که او ناچار شده است حرفش را در قالب یک پروژه کاری بیان کند.

این تابلو که در سال 1600 میلادی به سفارش یک کلیسای فرانسوی ترسیم شده است داستان انتخاب شدن » متی قدیس » به عوان یکی از 12 حواری عیسی است. داستان به این صورت است که عیسی در مسیری در حال عبور بود که ناگهان متی را می بینید که در آن زمان به عنوان مامور مالیات مشغول به کار بود و ناگهان به او می گوید » با من بیا » و او بدون هیچ حرفی دستور عیسی را اطاعت می کند.

Caravaggio - Vocazione di S. Matteo

 

در این تابلو شغل متی به عنوان مامور مالیات توسط چند سکه روی میز مشخص شده است.

نوری که از منبعی ناشناس می آید صورت عیسی را روشن کرده و جهت مسیر  مورد نظر او به سمت متی را روشن می کند.

حالت اشاره عیسی به سمت متی احتمالا ایده گرفته شده از کار میکل آنژ است.

و اما نکته جالب اینکه در این میان مشخص نیست که متی کدوم یک از دو شخصیت زیر می باشند.

در حالی که به نظر می آید که جهت نور و اشاره عیسی به سمت مرد نشسته با سر افکنده باشد در این میان مرد ریشو یه حالتی غریب هم به خود و هم به مرد نشسته اشاره می کند و حالتی تردید آمیز به وجود می آورد که با حالت دست های آنها بیننده را بیشتر سردرگم میکند.

این حرکت بیسیار هوشمندانه کاواجیو کل تابلو را به دو قسمت تقسیم میکند. می توان این دو قسمت را دنیوی و اخروی، یا شیطانی و روحانی و یا هر چه با روحیات شما سازگارتر است نامگذاری کنید. در بخش منفی این تابلو مامور مالیات سری افکنده و نا امید داره که غم دنیا را بر دوش دارد و به جای عیسی مرد ژنده پوش عمل می کند که فرسوده و پلاسیده از گذر عمر است و جای عیسی را می گیرد. در قسمت مثبت داستان عیسی با ابهت و اطمینان اشاره به مرد ریشو می کند که در چشمانش برق امید را میتوان دید و گویی راه نجات را یافته است. در این میان حالت غریب نورپردازی که به جای اینکه از پنجره باشد از نوری ناشناس می باشد به این وضعیت دامن می زند.

این تابلو جای بحث زیاد دارد. از حالت سه  فرد دیگر تابلو گرفته تا حالت پاها… اما از حوصله ی این مقاله خارج است و بهتر است در بهش نظرات با هم صحبت کنیم.

راستی شما هم قبول دارید که این هم از آن حالات غریب نقاش بوده است؟  چالش بین خوب و بد…

راز تابلوی «توبه مری مگدالنا» (مریم مجدلیه) اثر کاراواجو

51 دیدگاه


در تابلوی زیر دختری را می بینید که به صورت مغموم و پشیمان در حالی که طلا و جواهراتش در کنار او قرار دارد و یک بطری نسبتا پر شیشه عطر در کنار او قرار دارد و قطره اشکی که از چشمان او سرازیر است.

مریم مجدلیه

 

موهای زیبای شرابی رنگ او که می گویند با آن پاهای مسیح را شستشو داد و البته لباس افراد کاملا  متمول او که به احتمال زیاد با واقعیت در تضاد است. مطلب گنگ این تصویر به نظرم کوتاهی بیش از حد صندلی و پایین تنه نامتعارف مریم است. شاید در تلاش برای بهتر کردن زبان بدن این اتفاق افتاده (آن چیزی که ما از حالت بدن می فهمیم خضوع و فروتنی پاکی است)

به طور اتفاقی یا عامدانه شیشه عطر نسبت به جواهرات به مریم نزدیکتر است و درب شیشه باز است. برجسته تر کردن اهمیت عطر نسبت به طلاها  به طور سمبلیک نشان دهنده این است که او زندگی خود را فدای کس دیگری کرده است. مثل بوی عطری که شما را خوشبو می کند اما از بین می رود در مقایسه طلا شما را زیبا می کند اما هیچ گاه از بین نمی رود.

اما نقوش لباس او نیز مهم است. یک گلدان یا ظرف جام شکل و گل و گیاهی  که بر روی لباس دیده می شود. گلدان نمادی از باروری  رویش است. ظرفی است که تخم گیاه را درون خود نگه می دارد و آن را می رویاند تا جوانه بزند. در کنار آن حالت کلی فرم تابلو و نیز گل هایی که می بینیم نماد و یادآور ونوس است. این موضوع اشاره به عشق مریم مجدلیه به عیسی دارد.

شاید به نظر شما این نظری افراطی باشد که فکر کنیم که کاراواجو اشاره به این موضوع داشته که مریم  مجدلیه از عیسی صاحب فرزند است اما شاید با دیدن تابلوی زیر نظرتان عوض شود.

مریم باکره و فرزند

تابلوی بالا بخشی از یکی دیگر از تابلوهای کاراواجیو می باشد. مشخص است که مدل همان است و اینبار همان دخترک با همان فیگور که در بالا دیدیم اینبار فرزندی در آغوش دارد. ابتدا باید عرض کنم که بیشتر منتقدان عقیده دارند که حالت صورت مریم مجدلیه در تابلوی اول مشابه حالت سر عیسی است در زمانی که از صلیب آویزان بود و عده ای دیگر بر این عقیده هستند که شباهت فیگورهای بالا و پایین ناشی از طعنه ای است که کاراواجیو به فرزند داشتن عیسی می زند. اما می توان اینطور نیز برداشت کرد که شبیه بودن این دو تابلو بیشتر  نشان دهنده پاکی مریم مجدلیه است  زیرا به مریم مقدس تشبیه شده است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: