همانطور که می دانید در این وبسایت تا بحال نقاشی های زیادی از ادیان مختلف قرار داده ایم و با هم بررسی کرده ایم اما همیشه نقاشی هایی که مربوط به دین اسلام باشد کمتر بوده است که گاهی باعث دلخوری دوستان شده است. البته در جواب دلخوری دوستان همیشه گفته ام که ما اینجا بر اساس مذهب یا دین تابلوها را بررسی نمیکنیم که فرضا بیشتر تابلوها مربوط به مسیحیت می شود بلکه صرفا این موضوع مربوط به بیشتر بودن تابلوهای با موضوع مسیحی است، از طرف دیگر به دلیل محدودیت های مربوط به رسم نقاشی در اسلام طبیعتا تعداد آثار بسیار محدود و یا فاقد ارزش هنری است و تنها جنبه تاریخی دارد. با این حال در این یادداشت می خواهم تعدادی از تابلوهای با ارزش را با هم بررسی کنیم.نکته جالب این است که بیشتر این آثار هم اکنون در اسکاتلند نگه داری می شوند.

.یکی از غنی ترین منابع نقاشی مربوط به پیامبر مسلمانان که تقریبا از تمام دوره های زندگی پیامبر مسلمانان تصویر گذاشته است کتاب "جامع التواریخ" است.جامع التواریخ یا تاریخ رشیدی از آثار ارزشمند و کهن تاریخی به زبان فارسی درباره تاریخ، اسطوره‌ها، باورها و فرهنگ قبایل ترک و مغول و همچنین تاریخ پیامبران از آدم تا محمد پیامبر اسلام، تاریخ ایران تا پایان دوره ساسانیان و سایر اقوام است که توسط رشیدالدین فضل‌الله همدانی سیاستمدار و تاریخ‌نگار ایرانی در اواخر سده هفتم خورشیدی/اوایل سده ۸ قمری و سده ۱۴ م. نگاشته شده است.

 

تصویر اول مربوط به اولین سفر محمد به همراه عمویش ابوطالب به شام است که در دوران نوجوانی او رخ داد. البته در این سفر اختلاف هایی وجود دارد ولی تصویر بالا که نشان دهنده این تصویر است بحیرای ترسا را نشان می دهد که در حال صحبت کردن با محمد نوجوان است. کسانی که می خواهند مطلب را به صورت کامل بخوانند میتوانند به اینجا مراجعه کنند ولی به صورت خاصه به اینصورت است که هنگامی که کاروان قریش به صومعه مسیحیان می رسند بحیرا که به کمک کتابی که داشته از علوم اینده با خبر بوده است با توجه به تکه ابری که بالای سر کاروان بوده، متوجه می شود که پیامبر مسلمانان درون این کاروان است پس به سمت او می آید و از او سوالاتی می پرسد که همه آن را جواب می گیرد و در همانجا پیامبری او را پیشگویی می کند. 

همانطور که میبینید ابری در بالای سر وجود دارد که اشاره به همان تکه ابر داستان است با این تفاوت که فرشته ای از آسمان به نظر می رسد دانش و علم را به او می دهد تا بتواند سوالات را پاسخ بگوید. نکته جالب توجه دیگر در این تصویر واضح بودن ترکیب عددی تابلو است . از عدد یک که خود محمد باشد شروع کنید به عدد دو راهب در گوشه راست و 3 راهب در روبروی پیامبر و 4 کیسه گندم متحد الشکل و پنج شتر و الخ. عدد 4 یا 6 در این ترتیب گم شده است است به این معنی که اگر فرض کنیم کیسه ها را به عنوان نماد عدد 4 در نظر بگیریم آنگاه عدد 6 حذف می شود و بالعکس. عدد 4 عددی نماینده زنانگی و عدد 6 عددی مقدس در دین یهود است که با توجه به سابقه یهودی بودن نقاش می تواند نشان از شیطنت او باشد.

تصویر بالا همانطور که می دانید مربوط به معراج پیامبر مسلمین است و طبق روایات اسلامی جرئیل و میکائیل و اسرافیل براق را برای ایشان می آورند تا سوار بر اسب بالدار به معرج بروند. در مورد کتابی که در دست براق است در حقیقت چیزی در روایات اسلامی پیدا نکردم اما بعید نیست قرآن باشد. همانطور که می بینید براق به صورت یک زن ترسیم شده است و در دست یکی از فرشتگان نیز ظرفی وجود دارد که در آن احتمالا شربت یا سوپی باید موجود باشد.. این دو نکته می تواند از شیطنت های دیگر نقاش و یا اشاره به نمادین بودن این سفر داشته باشد. نکته بسیار ظریف و عجیب در این تابلو این است که به جای هاله های مقدسی که معمولا در این نوع نقاشی ها دیده می شود با " تاج" رو برو هستیم مخصوصا براق که حتی لباسی شبیه به زنان حرمسرای شاهی و تاجی ملکه وارانه بر تن دارد و اسب بال ندارد. برای من شخصا وضعیت شاهنشاهی آن دوران ایران در مقابل اعراب و استفاده اعراب از ایران را به خاطر می آورد.

تصویر بالا مربوط به تماشای بهشت به همراه جبرییل که در بالا سمت چپ می بینید می باشد.در تصویر غلمان و حوری ها را می بینید که در حال گشت و گذار در بهشت هستند اما جالب اینجاست که در حالی که پیامبر خود سوار بر اسب است وسیله نقلیه مرسوم در بهشت شتر است. باز هم در این تابلو هاله نور نشان دهنده ی وضعیت خاص آن دوران است. معمولا هاله نور به صورت دایره ترسیم می شود که این موضوع در همه فرهنگ ها تقریبا همه گیر است اما در اینجا به صورت هاله ای شبیه به آتش تصویر شده ایت که میتواند به علت تقدس آتش در میان ایرانیان باشد و نمادهایی که از دین زرتشت به دین اسلام راه پیدا کرده است. قبلا هم در این یاددشت به شباهت هایی چند در این زمینه اشاره کرده بودم.