زکسانا و اسکندر در مجلس تاجگذاری ملکه

ازذواج رکسانا و اسکندر توسط پل ربنس در ویرایش های  مختلفی ترسیم شده است که در نهایت مهمترین اثر آن را مشاهده می فرمایید که هم اکنون د یکی از موزه های اسراییل در حال نمایش می باشد. ابعاد این اثر که به صورت رنگ و روغن می باشد 40×35 می باشد که ابعاد کوچکی است.

در این تصویر همانطور که می بینید کوپید در پایین در حال پوشاندن صندل به پای رکسانا می باشد. صندل پوشاندن یا کفش پوشاندن به پای دختران نمادی برای ازدواج آنهاست کما اینکه در داستان معروف  شاهزاده ای که به دنبال دخترک مورد علاقه خود می رفت و برای شناختن او از یک صندل استفاده می کرد که فقط به اندازه پای او بود.

در این میان پسرک لختی در حالی که به سمت اسکندر چرخیده است در حال بیرون آوردن حجاب رکسانا است. این موضوع احتمالا به پوشش خاص ایرانیان و یونانیان در آن دوران باز می گردد که زنان ایرانی با حجاب تر از زنان یونان بودند. البته من در این مورد مطمئن نیستم و دوستان تاریخ شناس درباره پوشش زنان باید کمک کنند.

این نقاشی با وجود کوچکی جزییات زیاد و عجیبی دارد. مثلا سگی کوچک در زیر میز عسلی در سمت راست تابلو دیده می شود که البته آن میز جزو جهیزیه رکسانا می باشد.  شاید بد نباشد بدانید رکسانا تنها زنی بود که برای اسکندر پسر به دنیا آورد. یا مثلا کودکی که کلاهخود اسکندر را برداشته است و  تاجی که اسکندر بر سر رکسانا (روشنک ) قرار می دهد.

در این وبلا گ درباره رکسانا مطلب خوبی نوشته شده :

رکسانا (Ruxana) و یا همان رکسانه تلفظ یونانی نامش است. نام او روشنک است، یعنی ستاره ی کوچک.

خیلی ها فکر می کنند او دختر داریوش سوم است؛ اما او دختر وخش اورد، فرماندار باختر و یا همان سغد که جایی نزدیک به سمرقند امروزیست بود.

او کمتر از چهارده سال دارد که اسکندر در کشورگشایی هایش به ایران می رسد…

اسکندر ایران را فتح کرده و داریوش سوم را فراری داد. پس از آن یک به یک از استان های ایران گذشت تا به باختر رسید…

باختر آخرین استان ایران بود که به تسخیر اسکندر درآمد و در آن زمان وخش اورد فرماندار آن بود. باختر از استان های ممتاز و برتر ایران به شمار می رفت.

وخش اورد تصمیم گرفت که از اسکندر فرمانبرداری کند. به همین دلیل، اسکندر او را به حکومت در باختر ابقا کرد تا همچنان حاکم باختر باشد. برای این که ماندگاری فرمانبرداری وخش اورد به  اسکندر پایدار بماند، اسکندر دو پسر از سه پسر وخش اورد را برای خدمت در ارتش خود فراخواند. وخش اورد علاوه بر قبول کردن این درخواست اسکندر، پسر سومش را هم به ارتش اسکندر سپرد.

پس از آن، وخش اورد خواست ضیافتی برای اسکندر با تجملات مشرق‌ زمین برپا کند. او با همین مقصود، سی نفر از دختران خانواده‌های درجه یک سغدیان را برای این ضیافت فراخواند. دختر خود حاکم هم جزو آنها بود. این دختر از حیث زیبایی و لطافت همانندی نداشت و به قدری دلربا بود که در میان آن همه دختران زیبا توجه تمام حضار را به خود جلب می‌کرد. بله! او روشنک بود…

در این ضیافت، و بر طبق آداب ایرانی، روشنک با روبند می رقصد؛ اما مجبور می شود به درخواست اسکندر، روبند خود را بردارد…

اسکندر که با نوشیدن شراب، چیزی که به آن اعتیاد داشت، مست شده بود، از خود بی خود شده و عاشق روشنک شد.

در حال حاضر این تابلو در قابی زیبا نگهداری می شود که در زیر آن را می بینید:



Advertisements