نقدی بر یادداشت بسیار زیبای «انگشتی در چشم حوا»

42 دیدگاه


امروز در وبلاگ » نسوان مطلقه معلقه» یادداشتی بسیار زیبا و جاندار خواندم که انصافا بسیار لذت بردم و البته وسوسه شدم با وجود مشغله کاری زیاد پاسخی در خور به آن بدهم.

موضوع مقاله مربوط به تابلوی آفرینش آدم اثر میکل آنژ است که در زیر تصویر آن را می بینید:

 

وبلاگ فوسکا

 

همانطور که نویسنده به درستی اشاره کرده است خداوند در «قالب» مردی فرزانه ظاهر شده است  و سمت راست که نماد نرینه است بیانگر این است که نقاش عقیده دارد که دین های قرون وسطی دین هایی مردانه هستند. همانطور که در یادداشت قبلی هم گفتیم سمت راست ( دست خدا) انرژی دهنده و سمت چپ (دست چپ آدم) انرژی گیرنده است .

زنی که در آغوش خداوند است حوا است. حتی اگر اثر انگشت نقاش در چشم او نبود با توجه به مطالبی که در پی می آید او در تابلو جایگاه خاصی دارد. درباره پوشش قرمز رنگی که دور تا دور خدا را فرا گرفته نظر دیگری دارم. در تصاویر زیر می بینید که این شکل کلی مغز است و نه رحم زن و اما زنانه بودن آن را باید به روشی دیگر بیان کرد. نکته جالب تر این است که همانطور که در این مقاله می خوانید شبیه به مغز یک مرد است و نه زن، در واقع تاکیدی بر مردانه بودن دین :

 

همانطور که می بینید حتی فرشتگان و حوا به صورتی در تصویر قرار گرفته اند که خطوط داخلی مغز را پوشش دهند

 

در واقع نویسنده مورد علاقه من (نویسنده وبلاگ نسوان) هر چند کمی در تشخیص خود کمی به خطا رفته است اما نتیجه ای که گرفته کاملا منطقی است. آنجا که می گوید <<آیا نقاش می خواسته بگوید که خدا زاییده ی خیال ماست؟ >> بله خدا در ذهن ماست. در تصویر هم مشخص است.

در لینکی که بالاتر به آن پیوند داده ام اگر ببینید می بینید که تصویر بر اساس شکلهای 2 و 4 می باشد در صورتی که امروزه متوجه شده اند حالت صحیح آن شکلهای 1 و 3 است. اما به هر حال شیارها و جهت حرکت پارچه سبز رنگ کاملا در تطابق با آناتومی است.

درباره دقت ترسیم میکل آنژ همانطور که نویسنده فرموده اند این موضوع ناشی از عشق است. دلیل آن هم این بود که در آن دوران همه میکل آنژ را مورد تمسخر قرار می دادند چرا که او به عنوان یک مجسمه ساز معروف شده بود و همگان اعتقاد داشتند که او توانایی ترکیب رنگ ها را ندارد. بنابراین او بدون دستیار این نقاشی را به پایان برد تا نبوغ خود را به رخ بکشد.

اما چه اشکالی دارد که تفسیر دیگری به این تفسیر زیبا اضافه کنم؟

از نظر من می توان این تابلو را نمادی برای تقدیم عقل به انسان دانست! همانطور که می بینید انسان زنده است و چشمان او باز است. اما گستاخانه  در برابر خالق خود لمیده است. پس خداوند می خواهد به او عقل ببخشد ( ببینید چطور از میان مغز بیرون می آید…) در این میان البته نقش حوا که از ترس آدم بی عقل در پشت خداوند پنهان شده است اساسی است. او در حال راندن خدا به سوی آدم است…! اوست که خدواند را تشجیع می کند تا تغییری در مخلوق خود بدهد. حالت پاهای نامتعادل خدواند کاملا بیان کننده این است که اگر فرشتگان کوچک به اون کمک نمی کردند  او سقوط می کرد. گویی او در حال پریدن به سمت انسان است و لی انسان بی خیال و راحت آرمیده است. در واقع پشت هر خدای موفقی یک حوا پنهان شده است!!!

این تابلوی میکل آنژ را نیز می توان در زمره کارهای دیگر او که قبلا بحث کردیم قرار داد ، به این معنی که تلاش می کند تا جنبه زنانه دین را تقویت کند. در این میان استفاده همزمان رنگ سبز و قرمز تامیل بر انگیز است. قرمز را میتوان در اینجا به عنوان فدارکاری تفسیر کرد. فداکاری حوا برای عاشق کردن انسان و سبز نیز که در پی آن می آید نماد باروری و تلاشی برای بقای نسل آدمیان است.

حوایی که حاضر است رنج زایمان را بر عهده بگیرد تا نسل این آدم مغرور و بیخیال باقی بماند.

این تابلو نمادی برای تولد دوباره روح است.هنگامی که بدن های بی احساس و قوی ا ز قدرت زندگی درون خود خبر ندارند و حوای ظریف و ضعیف با رندی آنها را رام خود می کند. تابلو نمادی برای ارتباط دائمی خالق و مخلوق است ، ارتباط بین زن و مرد! ارتباطی که ساهای سال شاعران و نویسندگان درباره آن نوشته اند و ما هنوز آن را درک نکرده ایم و رقص تانگوی بین آدم و خدا به  اصرار حوا صورت می گیرد و به راستی که  آهنگ زیر  چقدر به تابلوی بالا می آید:

http://avaxhome.ws/music/dancewithmewaltzandtango.html

تصویر بانوی پیشگوی ایرانی در نقاشی میکل آنژ

40 دیدگاه


گاهی اوقات تکه های پازل به طرز جالبی در کنار هم چیده می شوند و معماهای ذهن ما را حل می کنند و گاهی فقط یک تصویر مبهم دیگر به تصاویر مبهم ذهنمان می افزایند.

در نقاشی های کلیسای سیستین که  می دانید جزو آثار میکل آنژ است و ما تابلوی رستاخیز آن را مورد بررسی قرار داده بودیم نقاشی دیگری دیده می شود که مربوط به بانوی پیشگوی ایرانی است. پیشگوهای باستانی را اصطلاحا سیبولا یا سیبل می نامیدند. ابتدا تصویری از این نقاشی  که با زاویه ای منحصر به فرد گرفته شده می بینیم و توضیحات در ادامه می آید.

سیبولای ایرانی

«س.ک.ادی»  در توضیح سیبولا گفته است <<سیبولا  زنی  بود ملهم از جانب خداوند که وقایع و حوادث هولناک و بدبختی زا و حیرت آور را پیشگویی می کرد>>

«وارو» مورخ زمان رومیان نام 10 نفر از این سیبولا ها را نام برده و می گوید سیبولای پارس از همه قدیمی تر است.(سیبل لزوما زن نباید باشد) و استرابون گفته است  که سیبولای ایرانی به کمک آب پیشگویی می کرده است.

مری بویس می نویسد : << اهمیت بیشتر سیبل ایرانی به دلیل قدمت افسانه ای او از اینجا آشکار می شود که میکل آنژ قرن ها بعد به او احترام گذاشته و تصویر او را در راس 5 سیبل همراه با انبیای تورات در کلیسای سیستین نقاشی کرده است>>

پیشگوی ایرانی

آنطور که از تصویر مشخص است زن در حالی که کتاب پیشگویی خود را در دست دارد دیده می شود و در پشت کتاب تصویر دو فرد دیده می شوند. گویی می خواهد بگوید که این زن معنی متون پیچیده و نامفهوم مرموزی که آینده را پیشگویی کرده اند می فهمد وافرادی  که در پست تصویر هستند معنای آن متون هستند. اینکه آن دو نفر که از پی هم می آیند چه کسانی هستند یه درستی بر من مشخص نیست و حدس و گمان خود را در بخش نظرات می گویم اما امیدوارم که اگر کسی می داند که آن دو نفر چه کسانی می توانند باشند و اشاره نقاش به کدام یک از پیشگویی های  این زن است آگاه کند ممنون خواهم شد که من و خوانندگان  را هم مطلع کند.

همانطور طور که مری بویس نیز گفته  4 سیبل دیگر نیز توسط میکل آنژ نقاشی شده اند که من پیوند تصویر دو تا از آنها را در اینجا اضافه می کنم .

سیبل لیبی و سیبل دلفی

نکته جالب دیگری که در اینجا میتواند برای بسیاری از شما جالب باشد ارتباط بین این سیبولا و علایم معروف زودیاک  است. توضیح آنکه در گیتی نگاری ایرانی که توسط این سیبل مورد استفاده قرار می گرفته  جهان دارای دوران های دوازده هزار ساله ای است که بر پایه این نمادها که در پی می آید رده بندی شده است. می بینید چه شباهت جالبی با علایم زودیاک دارد؟

1) بره      2) گاو      3) دوپیکر         4) خرچنگ        5) شیر          6) خوشه          7) ترازو      8) کژدم        9) نیمسب یا کمان        10) بز

11) آبکش          12)  ماهی

پیشگویی های جالبی توسط این سیبولا و سیبولاهای دیگر معروفی که نوسترآداموس در میان آنها معروفتر می باشد شده است که البته متن آن را دارم اما به دلیل آنکه احساس میکنم در ترجمه یا ویرایش آنها دخل و تصرف صورت گرفته از آوردن آنها خودداری میکنم.

جهت اتمام یادداشت دیدن تصویر زیر که سالها پس از میکل آنژ توسط  جورجیو گیسی  کشیده شده خالی از لطف نیست.

Giorgio Ghisi (Italian, 1520/24-1582)
after Michelangelo Buonarroti (Italian, 1475-1564
)

منابع:

http://www.artic.edu/aic/collections/search/citi/category:110?page=5

http://en.wikipedia.org/wiki/Sibyl

http://schools-wikipedia.org/images/37/3764.jpg.htm

http://www.christusrex.org/www1/sistine/14-Prophets.html

بررسی تابلوی «رستاخیز » اثر میکل آنژ و کهن الگوهای به کار رفته در آن(بخش دو)

65 دیدگاه


در ادامه مطلب بخش اول:

در پایین سمت راست همانطور که گفته شد کارن را میبینید که بر روی قایق جهنمیان را به سمت جهنم میبرد و در آنجا تحویل مینوس غول شاخدار میدهد.

کارن از نمایی نزدیک

در تصویر ارواح گناه کاران و حواریون هر دو با هم دیده میشوند..در این میان  صحنه ای مشاهده میکنید که 2 روح خیر و شر بر سر بردن یکی از ارواح آدمیان برای به بهشت یا به جهنم بردن آن می جنگند.یک چشم این فرد از شدت ترس بسته و یک چشم دیگر از امیدواری باز است.

ترس و امید در میان کشمکش میان خیر و سر

در میانه تصویر در حدود یک سوم میانی در سمت چپ و راست از نظر بیننده 2 واقعه را مشاهده میکنید ..در سمت راست فرشتگان در حال مبارزه با ارواح جهنمیانی هستند که میخواهند به زور به بهشت وارد شوند و در سمت چپ تابلو در حال کمک به بهشتیانی هستند که با وجود بهشتی بودن توانایی پرواز به آنجا را ندارند (در پایین علت آن را توضیح داده ام).در بالای تابلو سمت چپ ابزارهای آزار مسیح در روز به صلیب کشیدن او را میبینید که  فرشتگان به عرش اعلی بالا برده اند.(قسمت بالا سمت راست را هنوز متوجه نشده ام که موضوع چیست)

در مرکز تابلو هم با دمیدن صور اسرافیلی مردگان را از خواب بیدار میکنند.همانطور که در عکس بالا هم گذاشته شد اکثر شخصیت ها معرفی شده اند و با اینحال اگر سوالی بود در کامنتها پاسخ میدهم.

نکته دیگری که باید اضافه کنم و در پست قبلی سوال برانگیز بود و البته اشتباه پاسخ داده بودم راجع به پاهایی است که در بالای تابلو آویزان به نظر میرسد.همانطور که دوست خوبمان سوم شخص مفرد اشاره کردند زیر آن نوشته است است یونش و البته این پاهای یونس پیامبر است که در پایین عکس کامل آن را می گذارم.

یونس پیامبر در بالای تابلوی رستاخیز

همانطور که می بینید در پس زمینه اثر ماهی که فروبرنده یونس بود مشاهده می شود.به طور کلی در تالار کلیسای سنت سیستین که این نقاشی کشیده شده پیامبران زیادی به همین صورت بر روی کنگره ها تصویر شده اند اما اینکه چرا یونس بر بالای رستاخیز ترسیم شده جستجوی زیادی کردم . به نتیجه ای که رسیدم وحدس میزنم  که درست باشد این است که در این آیه از انجیل مسیح قیام دوباره خود را به معجزه یونس تشبیه کرده است . همچنین بد نیست بدانیم در قرآن هم به این موضوع اشاره شده و گفته شده اگر یونس از تسبیح کننده گان نبود تا روز رستاخیز در شکم ماهی زندگی میکرد.

در این میان یک بحث جالبی از سری مقالات یونگ را برای شما خواهم آورد که تقریبا برای تمام آثار مذهبی با شرایط مشابه صدق میکند و نمادهای کهن الگویی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در این تابلوها به کار رفته است.

ابتدا کهن الگو را تعریف میکنم:عناصر ساختاری موروثی در ناخودآگاه جمعی که یونگ برای اشاره به مضامین مکرری به کار میبرد که در اسطوره ها و افسانه ها و نیز در رویاها و خیالات و توهمات امروزین دیده میشود(روانشناسی دین..دیوید ام وولف.ص888)

اگر شما به این تصویر با کیفیت و بزرگ که از داخل کلیسا گرفته شده می بینید که روبروی تابلو میزی قرار دارد که مراسم عشای ربانی را تداعی می کند . در واقع به بسیاری از سوال های ما به کمک ارتباط بین مراسم عشای ربانی و رستاخیز  پاسخ داده میشود . از جمله  در سمت چپ تصویر از دید بیننده و در یک سوم میانی تابلو می بینید که بعضی از افراد را که لباس تیره دارند به کمک فرشتگان در حال بالا کشیدن هستند . اینها افرادی هستند که مستحق بهشت هستند اما به دلیل  اینکه غسل تعمید داده نشده اند و مراسم عشای ربانی را به جا نیاورده اند نمی توانند  به آسمانها پرواز کنند و در سمت مخالف آنها برعکس همین قضیه صدق می کند. یعنی افرادی که غسل تعمید داده شده اند اما لایق بهشت نیستند و توسط فرشتگان و قدیسان (مثلا سنت سبایتین که با تیر آنها را می زند ) از بهشت رانده می شوند .

بحث دیگری که به آن می پردازیم حضور پر رنگ مریم مقدس در تابلوهای هنرمندان به خصوص  در دوره های رنسانس است . این موضوع مفهوم مهمی دارد . کلیسا صرفا یک  سازمان پدر سالار  با الگویی کاملا مردانه و خشن می باشد و با حذف زنان از دایره قدرت و منحرف کردن نمادهای زنانه مانند الهه ها (که البته قبلا در دین یهود هم مشاهده شده بود اما نه به این شدت) سعی  کرد تا موضوع قدرت را به صورت انحصاری در اختیار مردان درآورد . بحث مرموز مریم مجدلیه را هم قبلا بارها در همین وبلاگ صحبت کرده ایم و نیز ممنوعیت ازدواج برای کشیش ها و غیره  و غیره …

اما هنرمندان آگاهانه یا نا آگاهانه با گنجاندن تصوبر مریم مقدس در تابلو ها  مثل تاجگذاری مریم در تابلوی روبنس و در این تابلو حضور مریم در کنار عیسی در روز رستاخیز (همانطور که می دانید طبق اعتقاد مسیحیان عیسی در روز رستاخیز به تنهایی حساب پس می گیرد)  سعی در بازگرداندن الهه ها داشته اند . اسطوره ی»جام مقدس» نیز تلاشی در این سمت و سو بوده است . این اقدامی در جهت تعادل روانی بشر و ادیان میباشد . به یاد بیاورید که در یکی از  پست های قبلی از سوفیا صحبت کردیم و گفتیم حضور بیشتر سوفیا نمادی از خرد و حکمت در پدر آسمانی به حساب می آید و در واقع می توان اینطور برداشت کرد که در این مورد خاص بین کلیسا و مسیحیت !! تضاد وجود دارد .

رازی که در مراسم عشای ربانی وجود دارد در ارتباط تنگاتنگ با عقیده تثلیث است . پدر,پسر و روح القدس نمادهای مهمی هستند اما تشکیل یک ماندالا یا صورت انتزاعی یک کهن الگوی کامل را نمی دهند به دلیل آنکه از عنصر زنانه خالی هستند . حضور مریم مقدس ضمن اینکه این کهن الگو را کامل میکند خود بیان کننده کهن الگوی دیگری است به نام «مادر» . نماد «مادر» نشان دهنده حکمت و تعالی معنوی که فراتر   ازعقل است از جنبه مثبت و نشان دهنده جهان مردگان از نظر منفی می باشد. مریم و سوفیا دو جلوه پرطرفدار این نماد هستند که در کنار کهن الگوی «خود» که در  عیسی متجلی می شود به همراه  خدا و روح القدس تشکیل یک نماد کامل را می دهند .

در توضیح نماد «خود» باید گفت که نشان دهنده حد وسط شخصیت  و هماهنگی و تعادل  می باشد که صورت های زیادی دارد که در این تابلو شکل «مسیح » آن از همه آشکارتر است .

پوزش فراوان جهت طولانی شدن پست. ضمن اینکه هر نکته ای که جا افتاده بود در کامنتها بپرسید پاسخ می دهم.

منابع :

http://en.wikipedia.org/wiki/Jonah

http://www.artstamps.dk/Alphabet-M-N-O.htm

http://en.academic.ru/dic.nsf/enwiki/40845

http://bible-truths.com/lake16-D4.htm

http://en.academic.ru/dic.nsf/enwiki/2362146

http://www.travelblog.org/Photos/4118476.html

http://artblogbybob.blogspot.com/2007_10_01_archive.html

http://obsession3.blogspot.com/

کتاب روانشناسی دین اثر دیوید ام وولف

کتاب نمادهای تحول اثر یونگ

کتاب درک هنر اثر هربرت رید

بررسی تابلوی «رستاخیز » اثر میکل آنژ و نمادهای به کار رفته در آن(بخش یک)

20 دیدگاه


بعد از مدتها قرار است کمی به روزهای اوج برگردیم و یک تابلوی سمبلیک را با دقت نسبتا بالا تحلیل کنیم تا کمی دل خواننده های همیشگی شاد شود.

برای این منظور به سراغ تابلوی «آخرین محکمه» یا به عبارتی رستاخیز اثر میکل آنژ می رویم.

این تابلو در شهر واتیکان در یکی از تالارهای کلیسای سیستین به صورت فرسک یا همان نقاشی روی دیوار کشیده شده است کشیده شده است.برای تکمیل این اثر 8 سال زمان گذاشته شد.

بدون شک این یک اثر جسورانه و نیازمند اعتماد به نفس بالای هنرمند است..پیچیدگی و گستردگی کار  شما را به یاد یک رمان بلند با شخصیتهای اصلی فراوان می اندازد و شما حیرت زده از این که خالق اثر خود چگونه پیوستگی اجزا را حفظ میکند اثر را دنبال میکنید.به طور کلی اثر نشان دهنده عروج ارواح برای پاسخگویی در پیشگاه مسیح هستند و در این میان ارواحی که موفق به عروج نشدند جهنمی هستند.

بدون شک امکان بررسی کامل این تابلو نیازمند مقاله ای مفصل است.ناچارا به جالبترین بخش های آن می پردازم و در صورتی که سوالی داشتید درباره شخصیتهای معرفی نشده در کامنت ها پاسخ می دهم.

طبق معمول آنچه در تابلوهای مذهبی دیده میشود محوریت تابلو با عناصرمقدسی همچون مسیح است و اجزای کیهانی و دنیوی همه در اطراف او در حالتی جذب شده دیده میشوند.این تابلو به طور کلی نماد مسئولیت پذیری برای زندگی دنیوی به حساب می آید.

قبل از شروع بررسی تابلو بد نیست اشاره کنیم که بین کاردینال کارافا و میکل آنژ بر سر این تابلو مشاجره سختی وجود داشت به علت آنکه کاردینال نقاش را به دلیل برهنه کشیدن افراد به وقاحت و فساد اخلاقی متهم کرد.کار تا بدانجا پیش رفت که شورای تفتیش عقاید که کاردینال هم از آنها  بود دستور پاک کردن فرسک را داد.حتی برای تایید این دستور پاپ نیز به مشاهده تصویر آمد و از دیدن آنهمه تصاویر برهنه حیرت کرد و تابلو را شرم آور خواند اما هنگامی که میکل آنژ به او گفت که برای چهره مینوس در سمت راست و پایین تابلو از صورت پاپ کمک گرفته است ناگهان همه مشکلات حل شد و چنین اثر ارزشمندی از نابودی نجات یافت.

همچنین گفتنی است که اعضای تناسلی بعدا توسط یک نقاش دیگر به نام دانیل ولترا پوشانده شد.همانطور که میبینید روی اعضای تناسلی به کمک یک پارچه پوشانده شده.

برای بررسی تابلو و راحتی کار ابتدا یک عکس که شامل معرفی شخصیت ها میباشد را برایتان می گذارم:

شخصیتهای تابلوی رستاخیز اثر میکل آنژ

همانطور که میبینید مسیح و مریم در مرکز تابلو مشخص هستند.مرد درشت اندامی که در سمت راست مریم باکره به او زل زده است یحیی تعمید دهنده است.در سمت راست تابلو پایین صفحه مینوس را می بینید که صورت پاپ برای او استفاده شده است.درباره مینوس قبلا در پست گشت و گذاری در جهنم صحبت کرده بودیم.همچنین کارن بر روی قایق که آن نیز در همان پست گشت و گذار در جهنم معرفی شده بود.سنت پیتر و سنت سباستین در پست تاجگذاری مریم مقدس معرفی شدند و به اختصار اضافه میکنم که سنت پیتر با کلیدی بزرگ که کلید درهای بهشت به حساب می آید در سمت راست مسیح و سنت سباستین که تیری در دست دارد که نشان دهنده طریقه شهادت او میباشد در سمت راست تابلو مشاهده می شود.

بقیه شخصیت ها نیز در ادامه پست معرفی می شوند.

بارتولومیو در حالی که پوست بدن خود را در دست گرفته

او یک چاقو و پوستی از بدن انسان در دست دارد که اشاره به طریقه کشته شدن اوست که با چاقو پوستش راکندند.نکته جالب در این قسمت از تابلو این است که میکل آنژ پرتره خود را در صورت پوست کشیده است.از نظر بعضی از منتقدان در این تصویر طنزی پنهان شده است که میکل آنژ نسبت به بیش از حد بزرگ کردن شهدای مسیحیت  بیان کرده است.

در بخش دوم توضیحات تکمیلی  و معرفی منابع به همراه بررسی نمادهای کهن الگو در این تابلو را ادامه میدهیم

مجسمه بسیار زیبای مریم مقدس وعیسی اثر میکل آنژ

23 دیدگاه


احتمالا معروفترین تندیس مذهبی در دنیا همین اثر میکل انژ است.جالب است بدانید او این اثر خود را در 24 سالگی به پایان رساند.بر روی تصاویر کلیک کنید تا در اندازه واقعی ببینید.

michelangelo27s_pieta_5450_cropncleaned1

Michelangelo. Pieta. 1499. Marble. St. Peter’s, Vatican

هنگامیکه به جزییات اثر نگاه میکنید از ظرافت وگیرایی و لطافت آن به حیرت میافتید مخصوصا اگر توجه داشته باشید که در آن زمان ابزارهای برقی برای کمک به هنرمندان وجود نداشت.در این تصویر با شکوه و مجلل هنرمند به ما احساسی روحانی از رنج کشیدن مسیح را منتقل میکند.آثار بسیار زیادی از هنرمندان مختلف درباره همین موضوع وجود دارد اما بدون تردید هیچکدام همانند این بیننده را تحت تاثیر قرار نمیدهند.

michelangelo7

 

 

Pieta-JesusfacePieta-Maryface

 

 

 

 

 

چهره مریم مقدس در حالیکه بدن بی جان فرزندش را در آغوش گرفته تجلی آرامش…ملاحت و عظمتی است که این غم بزرگ را با آغوش باز پذیرفته است.هنگامیکه میکل انژ اثر خود را به نمایش گذاشت بعضی به او انتقاد کردند که مریم را جوان نشان داده است در حالیکه در آن زمان میبایستی حدود 45 سال داشته باشد اما او با حالتی خونسرد پاسخ داد که گذر زمان بر روی باکرگی مریم مقدس تاثیری نداشته است.پس میتوان نتیجه گرفت که جوانی و ملاحت در اینجا نماد باکرگی مریم است.

همچنین صورت مریم مقدس از صورت مادر میکل آنژ اقتباس شده است…او مادرش را در 5 سالگی از دست داد اما با این اثر صورت او را برای همیشه به نمادی از شادابی و جوانی تبدیل کرد…این موضوع در آثار هنرمندان بعدی کاملا مشهود است.همچنین او بعد از به نمایش گذاشتن این اثر دچار غرور شد و همانطور که در تاریخ میخوانیم بسیار بدخلق بود..او بعدها امضای خود را روی اثر به این شکل قرار داد.

Pieta-faciebat

هنگامیکه روبروی این تندیس زیبا قرار میگیرید بر بالای سر شما گنبدی وجود دارد که در تصویر زیر آن را میبینید.نقاشی های این گنبد نیز از آثار میکل آنژ است و کاملا در ارتباط با همین تندیس است.تصویر میانی نماد سعادت و رستگاری  حاصل از دین مسیح است.و 4 طرف گنبد توسط روح القدس و فرشتگان محافظت میشود…آن پرنده ی سفیدی که در میان طاق ها میبینید نماد روح القدس است.گوشه ها ی گنبد تصویر 4 مرد را میبینید:نوح…موسی…ابراهیم . ارمیای نبی.

نوح در این تصویر نماد نجات و رستگاری بشر است و ابراهیم در حال ذبح اسماعیل نماد قربانی شدم مسیح برای بشریت است و موسی به همراه لوح 10 فرمانش نماد پیمانی است که بین مسیح و رستگاران وجود دارد و ارمیای نبی بر فراز خرابه های کفر در بیت اللحم نماد پیروزی نهایی مومنان است.

St_peters_dome

>

منابع:

1)  http://www.abcgallery.com/M/michelangelo/michelangelo6.html

2)  http://www.backtoclassics.com/gallery/michelangelo/pieta/

3) http://www.saintpetersbasilica.org/Altars/Pieta/Pieta.htm

4) http://www.italianvisits.com/people/michelangelo/index.htm

5) http://www.geocities.com/uttamkumar44/michelangelo1.html

6) http://www.arthistoryclub.com/art_history/Michaelangelo

7) http://www.davidsandum.com/Hall%20of%20fame.html

8) http://www.travel-images.com/photo-vatican5.html

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 456 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: