ولتر می گوید : «در بازی زندگی، انسان ابتدا گولخور است و در پایان، گولزن؛ به عبارت دیگر او بره به دنیا میآید و روباه از دنیا میرود.»
نقاشی مورد بحث امروز به جرات یکی از پنجاه نقاشی مهم تاریخ بشر به حساب می آید. (ویکی پدیای فارسی میگوید: ) یان وان آیک (به فنلاندی: Jan van Eyck) یا یوهانس دی آیک، نقاش فنلاندی، یکی از بهترین نقاشان سدهٔ ۱۵ میلادی در اروپای شمالی بود. تاریخ دقیق تولد وان آیک مشخص نیست تنها میدانیم ۱۳۹۵ یا کمی زودتر سال تولد وی بودهاست. اولین نوشتهای هم که در مورد او وجود دارد از دربار یوهان سوم، دوک باواریا در لاهه پایتخت هلند است در این نوشتار اشاره شده که وان آیک در خلال سالهای ۱۴۲۲ تا ۱۴۲۴ خدمتکار دربار به عنوان نقاش بودهاست.
در واقع میتوان گفت بررسی کامل این نقاشی در یک یادداشت غیر ممکن است ، بنابراین بهتر است به صورت خلاصه جذابترین نکات تابلو را مرور کنیم. نام تابلو » ستایش (تقدیس) بره » است.

Ghent Altarpiece or Adoration of the Mystic Lamb ; 1434 Oil on wooden panel, National Gallery, London
همانطور که در تصویر می بینید گوسفندی بر روی یک سکو قرار دارد و فرشتگانی دور او را احاطه کرده اند مردمانی در دور و اطراف و همه مشغول تقدیس گوسپند هستند. در واقع اشاره به روایتی از انجیل می کند. قبل از شروع به بررسی تابلو باید بدانیم که تصویر بالا در واقع بخشی از یک تابلوی بزرگتر است که تصویر کامل آن را در زیر با هم می بینیم :
در مرکز تصویر گوسفندی را می بینید که توسط 14 فرشته احاطه شده است و در جلو آنها آبی که منشا حیات است به رودخانه کوچکی می ریزد. از سمت بالا کبوتری در حال تقدیس «بره» است که در واقع همان روح القدس می باشد. به طور کلی 4 گروه از مردمان در چهارگوشه تصویر جمع شده اند. در گوشه پایین سمت چپ شما فیلسوف ها و نویسنده های کافر قبل از مسیح و نیز پیامبران یهودی را می بینید که البته دربین 4 گروه فقط بعضی از این افراد این گروه زانو زده اند در حالیکه کتاب مقدس را در دست گرفته اند. از جزییات این گروه میتوان فهمید که از قسمت های مختلف دنیا آمده اند.
در گوشه پایین سمت راست پرهیزکاران مسیحی را می بینید که در پیشاپیش آنها پاپ ایستاده است. در بالا هر دو سمت تصویر شهدای مسیحیت دیده می شود با این تفاوت که مردان در سمت چپ تابلو و زنان در سمت راست تابلو هستند. مردان مشخصا با لباس های مقدس ترسیم شده اند و زنان با شاخه ای از نخل خرما که نشانه شهادت است ترسیم شده اند.
اگر بخواهیم به طور خلاصه جزییات قاب دور نقاشی اصلی را توضیح بدهیم باید بگوییم در بالا و وسط شما عیسی را می بینید که همانند پادشاهان نشسته است و در کنار او یحیی تعمید دهنده و مریم باکره دیده می شود. پس از آن فرشته هایی در حال نواختن موزیک و سپس آدم و حوا به صورت برهنه دیده می شوند درحالی که حوا سیب معروف خود را به دست گرفته است !
آنطور که من در سایت های مختلف جستجو کردم و شمردم حدود 22 نماد در این تابلو به طور واضح به کار رفته است! به بخشی از آنها می پردازیم :
1) مریم باکره با ردایی آبی رنگ و حاشیه دوزی هایی به شکل زنبق سفید و رنگهای طلایی دیده می شود. رنگ آبی نشانه خلوص و پاکی مریم است و زنبق سفید نماد تن و بدن مریم است که در مقابل خلوص نیت مریم قرار گرفته است و رنگهای طلایی نشانه درخشندگی روح مریم است. در حالی که رنگ زرد در پس زمینه دوباره تکرار شده که بیان کننده حق سلطنت است.
2) کتابها که نماد دانایی ، آگاهی و یادگیری است ، مریم کتابی را به صورت باز در روبروی خود دارد که نماد سرسپردگی به قانون الهی است و فیلسوفان نیز به نشان این که کتابشان تایید کننده احکام الهی است آن را باز می گذارند. اگر کتاب بسته باشد به نشانه این است که دانش نویسنده کامل نیست و کتابش مورد تایید کلیسا نمیباشد.
3) 14 فرشته ای که در تصویر وجود دارند کمی گیج کننده هستند. شاید عدد 14 معانی مختلفی داشته باشد ولی برای فرهنگ مسیحیت کمی گیج کننده است. نزدیکترین چیزی که به خاطرم می رسد این است که احتمالا اشاره به 14 فرشته ای دارد که در اسطوره ها از آسمان فرود می آیند و کودکانی را که در جنگل گم شده اند احاطه می کنند و برای آنها آواز می خوانند تا بخوابند.
4 ) چوپان ! عیسی در اینجا در نقش چوپان هم ظاهر شده است. در انجیل می خوانیم چوپان خوب ، چوپانی است که خودش را فدای گوسفندانش می کند.
در این میان من نمیخواهم و قصد ندارم بگویم که نقاش در حال شیطنت بوده است اما لحظه ای به حالت گوسپند که تک ایستاده و مردمان همه گله ای در کنار و اطراف او در حال ستایش او هستند در حالی که خدایان در بالا نظاره گر این وضعیت هستند، انگار همه چیز » برعکس » ترسیم شده است. چوپان و گله جای خود را عوض کرده اند. اگر درباره شیطنت های آیینه ای این نقاش شنیده باشید شاید با من همعقیده باشید. اگر نشنیده اید در بخش نظرات بحث را دنبال می کنیم.

سپتامبر 16, 2011 @ 23:23:07
شاید بیانگر این باشد که تمام افرینش برای انسان بوده است. حتی پیامبران به خاطر وجود انسان به زمین آماده اند. شاید گوسفند در اینجا نمادی از انسان باشد که محور افرینش است.
این فقط برداشت شخصی منه.
سپتامبر 17, 2011 @ 21:59:18
این هم جالب بود. اونوقت انسانهای دیگه نماد چی هستند اگر گوسفند نماد انسان هستند؟
سپتامبر 17, 2011 @ 01:12:34
ممنون
سپتامبر 17, 2011 @ 12:04:48
گوسپند که عیساست.
رو قسمت بالای ستون های چپ و راست تو نقاشی کامل 2 تا نقش هست .دارن چیو نشون میدن؟
متوجه شیطنتی که گفتین نشدم
سپتامبر 17, 2011 @ 22:02:14
عکس مثلتی کوچک در بالای آدم و حوا رو میفرمایین؟ عکس بالای حوا لحظه نشان دادن کشته شدن هابیل به دست قابیل رو نشون میده و عکس کوچک سمت چپ بالای سر آدم لحظه قربانی کردن قابیل و هابیل برای خدا رو نشون میده که هابیل یکی از دامها (احتمالا گوسفند ) و قابیل گندم رو برای قربانی کردن میاره و قربانی هابیل پسندیده میشه.
پ.ن: متوجه منظورتون از اینکه گوسپند عیسی است نشدم
سپتامبر 19, 2011 @ 06:56:05
سلطان به سلامت بادا
قربان تصور میکنم در خصوص هدیه هابیل و قابیل کمی اشتباه شده
تا جائی که یادم میاد ، اونا قربانی نکردن ، هدیه دادن
ضمنا هر دو گندم هدیه دادن
اساسا اون موقع هنوز ادمها وارد عصر دامداری نشده بودن
یه سرکی به ویکیپدیا زدم در باره این موضوع
اولین بار انسان حدود 11000 سال پیش گوسفند رو اهلی کرد(شروع دامداری)
درصورتیکه زمان هبوط حضرت آدم رو بین 12000 تا 14000 سال پیش میدونن
البته اینا ته مانده خاطرات من ز دوران طفولیته !!! ممکنه اشتباه باشه
شاد باشید
قلم عالی مستدام
پی نوشت:
قربان دیر فرمودید آشغالانس رفت !
ترسیدم شهرداری دربار رو جریمه کنه ، زباله هارو برگردوندم تو!!!
پی نوشت:
نه که خیلی هم مواجب میپردازید!!!
خوبه ما هم اعتراض کنیم ! اعتصاب کنیم !
سپتامبر 19, 2011 @ 10:09:50
قربانت کردم، یک امعان نظری به این » ویکی فقه! » بیاندازید … صحت مطلب بر عهده راوی!
http://www.wikifeqh.ir/%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%84#%DB%B2.%20%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%84%20%D9%88%20%D9%82%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%84
سپتامبر 19, 2011 @ 18:20:31
سلام جناب او
تو کتاب پیدایش تا حدود زیادی به سن و زمان بچه دار شدن پیامبران یهود از آدم تا ابراهیم است و میگن یوسف پدر عیسی با فاصله 20 نسل به ابراهیم وصل میشه که میشه یه تخمینایی زد.
کلا یه جا خونده بودم یهودیا زمان آدم رو 7800 سال پیش میدونن .راست و دروغش پای اون بابا که نوشته بود.
این همه حرف زدم ولی کلا به نظرم تاریخ طبیعی رو که نمیشه به این تاریخا به اون شکل وصل کرد و گفت اون زمان گوسپند اهلی نبود.
پ.ن:به نظرم حوا حاملست.جون من تایید کنید .حدود ماه 4-6.
اگه نیستنم شکم عرق خوریه دیگه
اکتبر 06, 2011 @ 17:42:40
من هم با با نظر مهران موافقم.
در عقاید مسیح گوسفند نمادی در تولد حضرت مسیح است.در کل(با عرض پوزش از دوستان مسیحی)از معتقدان دین مسیح به عنوان گله و از حضرت مسیح به عنوان چوپان خوب یاد می شود و تلمیحا اشاره به داستان چوپانی دارد که خودش را فدای حفاظت از گله کرد.
سپتامبر 18, 2011 @ 22:13:59
ببخشید یخورده دیر سر زدم.
اون لحظه که داشتم مینوشتم تو ذهنم خیلی حتمی بود که این گوسپند یا بره همون عیساست .اونقدر که نیاز به توضیح نباشه .علتشم آقا کیوان گفتن که به مکاشفه یوحنا برمیگرده.به حالت نورانی روی سر گوسپند هم دقت کنید.
عیسی به عنوان نخست زاده خدا و انسان برای خدا و انسان قربانی میشه همونجور که تو مذهب یهود نخست زاده دام هاشون رو برا خدا قربانی میکردن (واسه بچه خودشونم عوض میدادن) فکر میکنم لااقل مفهوم اولیش برای مردم عادی که این باشه .متوجه کنایه ای از نقاشم نشدم حالا اینکه با توجه به سابقه نقاش یا ریزه کاریاش چیز دیگه ای باشه نمیدونم.اونا رو دیگه من رعیت نمیفهمم
پ.ن:آره منظورم همون بود .هابیل و قابیل رو با چه لباس هایی کشیدن .پیشرفت سریعی واسه یه نسل از بشره
پ.ن:2قبلا کلی به اون حرفی که زدین فکر کردم .جوابیکه خودما باهاش خر کردم این بود که قرار نیست تهش فایده ای باشه .مهم مسیره.هر جا تو هر چیم که فکر کنی تهش نتیجه ای هست. اشتباه ماست اونجا تهش نیست فقط مسیره و تهشم که در یه لحظه (یا حتی تدریجی) نیستیم ……..
پ.ن اضافی:تو یه شعری شنیدم
ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش قضاوتی قضاوتی قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار در کار درکار در کار بود بود بود .
آدم بعضی وقتا دوست داره پایانی باشه .ولی خب دست ما نی .مغز ما نه پایانو میفهمه نه بی پایان رو
به خاطر وراجیمم پوزش
سپتامبر 17, 2011 @ 13:37:43
مکاشفه یوحنا……..و اعتقادات میترائیسم….همین
سپتامبر 17, 2011 @ 22:09:17
مکاشفه یوحنا… اعتقادات میتراییسم …عصر سنگی …انفجار بزرگ… هیچ و دیگر هیچ … واقعا فقط همین.!
گاهی با خود فکر می کنم اینهمه زندگی می کنیم که چه بشود؟ اگ زندگی هم نکنیم چه می وشد؟ چه فرقی می کرد در غصر سنگی باشیم یا در عصر اطلاعات؟ چه فرقی می کند راحتر زندگی کنیم یا سختر؟ چه فرقی می کند عشق بورزیم یا نورزیم؟ تلاش می کنیم که چه بشود؟ یکی می گوید از بای بهشت و جهنم ، چه فرقی می کند در بهشت یا جهنم بودن وقتی که فقط قرار است بگذرد؟ چه فرقی است بین خوش گذشتن و نگذشتن؟ یکی می گوید سلول هایی هستیم که نمیدانیم برای چه هستیم اما انسانی را زنده نگه داشته ایم… خوب چه فرقی می کند زنده باشیم یا نباشیم؟ سرطانی باشیم یا زیبا و زشت باشیم… چه فرقی می کند هدفدار باشیم یا پوچ؟ همین و فقط همین…
سپتامبر 27, 2011 @ 07:33:14
سلام
عجب فلسفه مايوسي از شما بعيده به پوچي فلسفي رسيده باشيد . اينهمه اما واگر براي زندگي زيادم رئال نيست از ماگفتن تجديد نظر نفرماييد قربان .
سپتامبر 18, 2011 @ 08:49:53
همونطور كه ميدونيد در مسيحيت انسانها به گوسفند و مسيح به شبان تعبير ميشه. گوسفند در نقاشي ميتونه تعبيري از بشريت باشه. هر انسان ديگري هم كه در نقاشي هست حالتي سمبليك از گروه ها يا افرادي كه در رشد بشريت تاثير داشتند. يعني هر كدوم به طور فردي هدف از اومدنشون تعالي انسانيت و بشر بوده و مركزيت و اهميت در اصل به بشر داده شده و نه به مذهب يا تفكر خاصي. به اين صورت كه مذهب پيامبران يا مكتب فلاسفه و … وسيله براي رشد بشر هست و اهميت انسان از تمام اينها بالاتره.
در خيلي جوامع اونقدر در اهميت دادن به مذاهب و مكاتب گم ميشن كه هدف اصلي فراموش ميشه.
البته بازم ميگم اين صرفا برداشت شخصي منه و مسلما من به اندازه آگاهان اين رشته اطلاعات ندارم ولي معني هنر همينه كه هر كس به اندازه اطلاعات شخصيش يه برداشتي از موضوع داشته باشه.
سپتامبر 18, 2011 @ 14:39:58
فکر کنم منظورم را که تفسیر کلی از نقاشی بود بد فهمیدید…در میترائیسم گاو قربانی میشه تا دنیا خلق بشه….این اعتقاد بشکل بره در مسیحیت و بخصوص در مکاشفات یوحنا در انجیل که نوعی مقام برابر با خدا برای بره قربانی شده قائل می شه و در حقیقت نوعی ضد مذهبی است …میدونیم میترائیسم در مسیحیت نفوذ بسیار داشت…و اغلب اعتقادات بظاهر ضد مذهبی آن را هنرمندان بخصوص نقاشان از ترس کلیسا نمادی بیان می کردند…..همین
سپتامبر 18, 2011 @ 17:42:33
سلام کیوان جان
منظور شما واضح بود اما من هم در حال خودم بودم و یکباره این نوشته اومد به ذهنم… منظورم کنایه یا مورد خاصی نبود… خلاصه پوزش بابت روده درازی.
سپتامبر 19, 2011 @ 05:37:15
من موافق نظر دوستانی هستم که گوسفند رو عیسا میانگارند. گوسفند جایی قرار گرفته که باید عیسا قرار میگرفت و انگار از صلیبی که فرشتگان نگه داشته ند پایین اومده و بر تخت ایستاده. من روی تخت جامی رو میبینم که خون گوسفند قربانی شده داره توش میریزه. در مورد شیطنت نقاش به نظر میرسه که عیسا نه خدا بلکه گوسفندی تصویر شده که گله گوسفندان رو شبانی میکرده (یا میکند) (شاید میگوید انا غنم مثلکم؛ یوحا الی) و مورد ستایش گله قرار داره.
سپتامبر 19, 2011 @ 06:43:22
مناجاتخانه عزیز
سلام
(ببخشید ، اسم دیگه ای از خودتون بجا نذاشته بودید که به اون اسم خطابتون کنم!)
تفسیر بسیار بسیار زیبائی بود
لذت بردم
اتفاقا محل خونریزی گوسفند هم ، با محل زخم حضرت مسیح بر روی سینه چپ همخونی داره
محضوض شدیم !
شاد باشید
پی نوشت:
وبلاگ بسیار جالبی دارید.تبریک میگم
به تمامی درباریان توصیه میکنم حتما برید بخونید ، حالش رو ببرید
پی نوشت2:
احتمالا شما با خواجه عبدالله انصاری نسبتی ندارید ؟!!!
پی نوشت3:
کاملا بی ربط !
لشکر گوسفندانی که توسط یه شیر رهبری میشه ، میتونه لشکر شیرهائی رو که توسط یه گوسفند رهبری میشه شکست بده
راز این شعر (نقاشی ) همین مصرع پایانی بود(مریم حیدرزاده)
سپتامبر 20, 2011 @ 13:36:53
جناب سوم شخص مفرد
ممنون از حسن نظر جناب عالی. با قدم گذاشتن در مناجاتخانه این حقیر مشرف فرمودید.
با خواجه عبدالله صاحب مناجاتنامه ربطی ندارم. ایشان عارف بودند و مناجاتنامه مینوشتند. بنده مناجاتخانه دارم.
سپتامبر 21, 2011 @ 08:00:23
سلام دوست گرامی
امیدوارم از من نرنجیده باشی
در این دربار همایونی ، کار من فقط شرارت و مردم آزاریه !!!
شاد باشید
سپتامبر 19, 2011 @ 14:53:40
Behold the Lamb of God who takes away the sin of the world
این جمله ای رو که نوشتم مربوط به انجیل یحی یا همون john بخش اول آیه بیست و نهمه البته در باره ی اسم این حواری به فارسی کمی شد دارم که بعد از مطمئن شدن در صورت خطا ی بنده حتما تصحیح می کنم
تا جایی که من میدونم در مسیحیت و در انجیل به گوسفند یا به طور بهتر گوسفند خدا که نمادی از یحیای تعمید دهندست . در واقع یحیی یا گوسفند خدا کسیه که گناهان رو از جهان پاک می کنه . گوسفند نه نماد مسیح بلکه نماد خود پاکی در واقع حتی به نظر من اینجا یحیی هم منظور نیست . همه کس چه دانایان چه مردان و زنان وحتی کافران به خصوص فیلسوفان دور پاکی حلقه زدن . در واقع روح القدس یا کبوتر نماد قدرت و نور الاهی (این رو از یک مسیحی ارتودوکس پرسیدم وقتی در باره ی تثلیث تحقیق می کردم) در نهایت این نور به گوسفند تابیده تا جهان رو پاک کنه و گناهان رو بشوره ولی چرا مردم دور گوسفند حلقه زدن . ملایکه چطور . دارن گوسفند رو ستایش می کنن یا از اون محافظت می کنن ؟ مساله دیگه خود گوسفنده . چرا از قلبش خون میاد و خون در یک جام می ریزه ؟ می تونه نماد خون مسیح و جام مقدس باشه ؟ ملایک بیشتر حالت ستایش دارن ولی به نظر می رسه یه جور انتظار در چهره همه حتی ملایک وجود داره به نظر می رسه حتی افراد حاظر در نقاشی نمی دونن چه اطفاقی در شرف وقوعه . من در ویکی پدیا که می خوندم در یک نقاشی دیگه هم گوسفند به همین صورت ترسیم شده در حالی که خون از قلبش به درون جام طلا جاری شده و صلیبی در کنار خودش داره
http://en.wikipedia.org/wiki/Lamb_of_God
به هر حال به نظرم این نقاشی خیلی بیشتر از این نمادگراست .اگر به قاب نقاشی هم توجه کنیم دو گروه دیگه هم دیده می شن . شوالیه ها یا اشراف نمی شه در بارش مطمیئن بود ولی در طرف دیگه یقینن افراد عادی و دهقانان جا دارن. به هر حال این برداشت شخصی منه
پی نوشت : جناب سلطان چند وقتی هست نسبت به این دربار ارادت دارم لکن تا کنون افتخار عرض ادب و شرف یابی نداشتم .
سپتامبر 20, 2011 @ 09:51:23
ممنون رهگذر… اطلاعات خوبی بود…به دربار خوش آمدید.
سپتامبر 20, 2011 @ 19:32:23
رهگذر عزیز سلام
برداشت متفاوت و جالبی بود . بله گوسفند نماد خود پاکی و معصومیته … راستش با این دیدگاه وقتی به نقاشی نگاه میکنم بدجوری دلم میگیره چون به ذهنم اینطور میرسه که در نهایت صلابت سمبل پاکی و معصومیت در حال جان دادن و خونریزی ست و عده زیادی از انسانها در حال تماشای اون هستند و فرشتگان هم در حال ستایش و تحسینی که در هر حال فرقی به حال اون بره در حال قربانی شدن؟ نداره.
جالبتر اینکه وقتی پانل رو در حالت بسته نگاه کنیم یکی از تصاویر منطبق بر بره در حال تقدیس و ستایش ، تصویر یحی تعمید دهنده با بره ای در آغوشش هست که فکر میکنم موید نظر شما باشه ( از دیدگاه من البته).
سپتامبر 20, 2011 @ 07:01:52
سلطان به سلامت بادا
قربان شماره و ترتیب کامنتها در وبلاگ شما ، مثل ترتیب پیامبران معظم به هم ریخته !!!
هیچ پاسخی سرجاش درج نمیشه
تو رو خدا یه فکری به حالش بکنید
شاد باشید
قلم عالی مستدام
سپتامبر 20, 2011 @ 19:17:38
سلام به همه
کیوان عزیز با نظر شما کاملا موافقم و اشاره بسیار بجا و زیبایی بود حتی نحوه ی قرار گرفتن هابیل و قابیل در سمت راست کاملا شبیه قرارگیری میترا در حال قربانی کردن گاو هست. از نظرتون بسیار لذت بردم.
جناب سوم شخص شرمنده روی نظر کارشناسیتون نظر میدم اما خانوم حوا کاملا باردار هستند و این در توضیحات نقاشی هم ذکر شده و به نظرم شاید زیبایی و یکی از اون شیطنت هایی که جناب سلطان به اون اشاره کردند در همین باشه. این پانل چوبی 2 لولای بسته شونده داره و پشت پانل هم نقاشی شده. گویا در مواقع خاص باز میشده. اگر پانل رو در حالت بسته شده مجسم کنید 2 تصویر ادم و حوا همراه با نزاع هابیل و قابیل در بالای سرشان درست روی تصویر عیسی بسته میشه , و درست پشت پانل در همین قسمت فضایی شهری درون یک خانه تصویر شده که در مجموع در حالت بسته 3 لایه نقاشی شده روی هم قرار میگیرن . بیرونی ترینش زندگی معاصر اون زمان و لایه دوم انسانهای نخستین خلقت با اشاره به نسلشون و لایه سوم ناجی .
پ.ن
با اجازه سلطان لینک حاوی ناشی پشت پانل رو میگذارم اینجا:
http://www.mysticlamb.net/altarpiece/
چهار تصویری که در هر طرف قرار دارن مربوط به پشت پانل هستند.
سپتامبر 21, 2011 @ 06:59:53
پروانه عزیز
سلام
ممنون از تذکر به جاتون
مثل همیشه کامل و بی نقص
بابت لینک نقاشه هم تشکر میکنم.اینطور که شما میفرمائید این تابلو یه چیزی شبیه پاراوان بوده(هست). درست فهمیدم؟
شاد باشید
پی نوشت:
مطمئنا مطابق با توضیحات شما ، نقاش خواسته حضرت آدم رو حامله بکشه . اما راستش رو بخواهید از نظر من اصلا موفق نشده!!!
سپتامبر 21, 2011 @ 19:07:30
سلام جناب سوم شخص
بله این اثر درست مثل پاراوان هست که گویا در مواقع خاص باز میشده و در سایر موارد بسته بوده. در مورد وضعیت حوا شاید حق با شما باشه بخصوص اگر اونو با سایر نمونه های موفق مقایسه کنیم.
سپتامبر 27, 2011 @ 07:40:01
سوم جان سلام
نميدونستم آدم هم حامله شده بوده جالب بود .
سپتامبر 23, 2011 @ 11:27:34
دقیقا با سخنان جناب او موافقم . مذهب توام با تعصب و بی فکر به چیزی جر فاجعه منجر نمی شه . اگر بر گردیم به اروپای تفتیش عاقید زده . تقریبا هشت قرن سلطه ی کلیسا رو می شه دید و این که البته کلیسا روی کانت رو زمین ننداخته و حتی از خیلی قبل از کانت به فرمایش ایشون عمل می کرده . اما هدف فقط هم پرداختن به جزییات نبوده . هدف سلطست هدف در بر گرفتن تمام تمامیت آدمی و به یغما بردن اصالت وجودی انسانه که کلیسا واقعا تو این کار موفق بود. شاید بدترین چیز همین باشه . اگر روشن فکری هم می خواسته در اون دوران حرف بزنه راهی جز نمادگرایی در در بطن نمایش عقاید کلیسایی و مذهبی نداشته .
سپتامبر 26, 2011 @ 00:43:47
Hi there, just became alert to your blog through Google, and found that it’s really informative. I’m going to watch out for brussels. I will be grateful if you continue this in future. Lots of people will be benefited from your writing. Cheers!
سپتامبر 27, 2011 @ 07:58:15
ممنون از نظرات تمامي بزرگواران اين درگاه
ولي چرا كسي درباره اون پرنده در بالاي تصوير چيزي نگفت كه در حال تشعشع به تمام صحنه بود وانوارش به نقاط خاصي از نقاشي برخورد ميكنه وچرا مرد پايين سمت راست زير چشمي داره بهش نگاه ميكنه وچرا انوار بلند تر از سر افراد خاصي در نقاشي رد ميشه .
اگه كسي مارو روشن كنه مرا بنده خود كرده است .
البطه براي روشن كردن ما لطفا از مواد آتشزا استفاده نفرماييد .(قابل توجه سوم شخص عزيز كه علاقه وافري به سوزاندن درباريان داره )
ماجراي جالبي بود ومسائل جديدي مطرح شد تشكر ميكنم از فوسكاي عزيز وديگر دوستان .
پاينده باشيد
سپتامبر 28, 2011 @ 10:35:00
دوست عزیز فرید
اون کبوتر تقریبا از واضح ترین نماد های مسحیت محسوب می شه . اگر به اصفهان برید و کلیسای وانک رو ببینید (که شاید تا الان دیده باشید ) این پرنده ی نورانی رو اونجا هم مشاهده می کنید . این پرنده نماد رئح القدسه که مسیحی ها می گن نماد اراده و نور خداست (در تثلیث خدای در آسمان . پسر نمادی از روح الهی در زمین و روح القدس نماد نور و قدرت ذات خداوندی ) پنا بر این انوارش باید بر سر تمامی کسانی که به ستایش بره اومدن بتابه .
ولی یک سوال مطرح میشه . هفته ی گذشته کتاب سقوط کامو رو می خوندم در آخر داستان به این نقاشی اشاره می شه (اول شک کردم ولی چون هم اسمش ستایش بره بود هم اسم نقاشش با نقاش محترم ما یکی بود ) به افرادی که در این صحنه حظور دارن قضات یا قاضی ها می گفت در واقع گفت که این نقاشی قضات پاکدامن هم نامیده میشه . فقط من نمی دونم چرا قضات ؟!
سپتامبر 28, 2011 @ 12:44:27
رهگذر عزيز سلام
از توضيحتون ممنون لطف كردين اين داستان كبوترو نميدونستم بايد كمي دراين مورد مطالعه كنم از راهمايي شما ممنونم
پاينده باشيد
سپتامبر 27, 2011 @ 08:02:55
دوستان گرانقدر
درباریان محترم
اعوان و انصار !
سلام
تابحال توی بسیاری از پستها و مطالبی که سلطان معظم ، ما رو در لذت دانستن و مباحثه در اون سهیم کردن ، در مورد اعداد و راز و رمز اونها و اعتبار و ارتباطون بحث و گفتگو شده
اخیرا ، نویسنده و مترجم دربار ، خانم بهادر در وبلاگ خودشون (پرچم سفید) مطلب بسیار بسیار زیبائی در مورد اعداد نوشتن.
دروغ چرا ، من تابحال به اعداد اینطوری نگاه نکرده بودم
به همه درباریان توصیه اکید میکنم که این مطلب رو بخونن و لذت ببرن
شاد باشید
پی نوشت:
http://raheleh3.wordpress.com/
پی نوشت2:
احتیاط واجب ، بلکه واجب عینی ! آن است که همه برید بخونید !!!
پی نوشت3:
ها ؟
دنبال چی میگردی؟
دِ برو بخون دیگه !!!!
سپتامبر 27, 2011 @ 14:10:40
جناب سوم شخص عزیز
والا به خدا من بانوی کماندوی دربار نیستم. راحت باشید. محفل بی ریاست.
سپتامبر 30, 2011 @ 12:13:15
دانش قابل ستایش است نثر روان شما در نقد آثار هنری بسیار قابل تقدیر است اینکه آیایی صحت سقم این نقادی ها را بپذیریم یا نه در این مجال نمی گنجد فکر میکنم باید اندکی دیکتاتوری را چاشنی پاسخ هایتان کنید
تمام نوشته هایتان عالیست ممنون اینکه درست یا نادرست است را نمیتوان حتم یا حتی حدس زد
اثری از هولباین نقاش آلمانی که شاپور اول را در حالی که پا بر کمر والرین امپراتور روم قرار داده ترسیم کرده است « فوسکا
اکتبر 02, 2011 @ 13:56:19
سپتامبر 18, 2011 @ 06:32:06
سلطان به سلامت بادا
من رفتم خودکشی کنم !!!
همین و فقط همین!!!
سپتامبر 18, 2011 @ 06:35:24
سلطان به سلامت بادا
به نظر حقیر هم فرمایش دوستمون ، آقا یا خانم کانت صحیحه
شاد باشید
قلم عالی مستدام
پی نوشت:
احتمالا این کامنت هم سر جاش درج نمیشه
سپتامبر 18, 2011 @ 09:43:01
کانت عزیز
سلام
فرمایشات شما رو با تمام قوا ! تایید میکنم
شاد باشید
پی نوشت:
قومی متفکرند در مذهب و دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آنکه بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این
پی نوشت2:
به فرموده زرتشت بزرگ:
راه در جهان یکیست و آن راه راستیست
پی نوشت3:
ظاهرا همه کانت ها فیلسوف هستند !!!
سپتامبر 18, 2011 @ 17:43:02
بی زحمت زباله ها ها رو هم تا دم دربار ببر سر راهت!
سپتامبر 18, 2011 @ 17:44:34
نشد ما یه حرفی بزنیم شما ما رو تایید بفرمایید ها!! وقت پرداخت مواجب میرسه دیگه…هان؟؟؟
سپتامبر 19, 2011 @ 22:09:23
جناب سوم شخص مفرد:
این همه از نظر لطف شما میبینم
سپتامبر 20, 2011 @ 06:58:26
سلام مهران عزیز
آنچه من در مورد زمان هبوط آدم عرض کردم ، دو دوتا چهارتائی که بعضی از علمای این علم به انجام رسوندن
چیزی که خیلی از مردم به اشتباه به اون باور دارن اینه ، که بین هر دو پیامبر ، فاصله ای حدود حضرت عیسی تا حضرت محمد قائل میشن
در صورتیکه اینطور نیست. بسیاری از پیامبران هم زمان بودن. حالا یا برای اقوام مختلفی بودن(مثل لوط و صالح) یا حتی برای یک قوم بودن ( مثل یعقوب و بنیامین). حتی روایت داریم که یه قومی 33 پیامبر خود رو از فاصله صبح کاذب تا صبح صادق اره کردند!
اون بزرگوارانی که عرض کردم زمان هبوط آدم رو تخمین زدن ، اومدن پیامبران شناخته شده رو منظم چیدن و و با یه محاسبه معکوس ، به حضرت آدم رسیدن
من هم عدد 7800 سالی رو که شما فرمودید شنیدم ، اما وقتی به اون محاسبه ها رجوع میکنی ، جور در نمیاد
اما با اینحال هیچگونه اصراری بر صحت حرف خودم یا محاسبات اون عزیزان ندارم
در مورد سلاله حضرت عیسی فرموده بودید
نمیدونم این حکایت رو شنیدید یا نه ؟
میگن زمانی که دوباره حضرت یوسف و حضرت یعقوب همدیگه رو دیدن ( زمانی که یوسف عزیز مصر شده بود)در زمان اولین دیدار ،یک لحظه در دل حضرت یوسف گذشت که من عزیز مصرم ، لزومی نداره از اسب پیاده بشم . به قول معروف دچار تکبر و غرور شد
در همین لحظه جبرائیل بر او نازل میشه و میگه پنجه راستت رو باز کن. با باز کردن پنجه راستش نور سبزی از اون بیرون میزنه . جبرائیل بهش میگه خداوند به خاطر غرور نابجات ، پیغمبری رو از نسل تو برداشت . به همین دلیل حتی اگر تو شجره نامه پیامبران هم نگاه کنید ، فرزندان حضرت یوسف به پیامبری نرسیدن. پس حضرت عیسی نمیتونه از سلاله حضرت یوسف باشه
نه مهران عزیز
با کمال شرمندگی ! عرض میکنم که حوا حامله نیست
اینکه چرا شکمش جلو اومده ، هم میتونه مربوط به عرق خوری باشه ! هم اینکه از نظر نقاشان اون دوران ، زنان زیبا باید یه همچین شکمی داشته باشن
اگر الان یه نفر بخواد حضرت حوا رو بکشه ، احتمالا شبیه پنه لوپه کروز ، نیکول کیدمن ، کایرا نایتلی ، تئا لئونی ، لیلا حاتمی ، گلشیفته فرهانی ، شبنم قلیزاده یا پریروی دیگری از این قبیل درمیاد!!!
ببخشید که طولانی شد
شاد باشید
پی نوشت:
گذشته از محاسبات ، ابتدای مذهب یکتا پرستی رو مطابق با اوایل عصر کشاورزی میدونن
اگه فرض کنیم اولین یکتا پرست حضرت آدم بوده، احتمالا ایشون هم در اوایل عصر کشاورزی هبوط کردن
پی نوشت2:
بعضی نشسته دانند ، برخی شکسته خوانند
چون زنده نیست حافظ ، معذور دار مار را
پی نوشت 3:
شعر بالائی در تفسی اون شعر معروف حافظه که بعضیا میگن «کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز» و برخی میگن «کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز»
سپتامبر 20, 2011 @ 07:23:37
دوست عزیز
ایمانوئل کانت ! گرانقدر
سلام
فارغ از اینکه چهارچوب این نقاشی بر اساس آنچه شما فرمودید باشه ، یا بر اساس آنچه دوست دیگری به اسم مناجاتخانه مرقوم فرمودند، آنچه شما فرمودید با اعتقادات «من» سازگارتره
بر خلاف بسیار از دوستان که مذاهب و پیامبران رو مقدس و مبدا و نهاد و علت آفرینش میدونن و به اونها سایه الوهیت میبخشن ، «اعتقاد شخصی من» اینه که هسته و مرکز آفرینش همین مردم عادی هستن
همین مردم هستن که خدا برای هدایت و تکاملشون پیامبر میفرسته
مسلمونها برای حضرت مسیح ارزش و احترام قائلن ، مسیحیها برا ی حضرت محمد ارزش و احترام قائل میشن
اما همین دو بزرگ مرد رو خدا برای «رستگاری مردم» فرستاد
به نظر شما اگر کلاسی شاگرد نداشته باشه ، وجود معلم در اون مفههومی داره؟
البته آنچه عرض کردم «نظر شخصی» منه
حتی اگر غلط باشه ؛ حداقل برای خودم معتبر و محترمه
شاد باشید
پی نوشت:
در قران مجید ، آیاتی هست که در اون اسم خدا (الله) به عنوان اسم عام بکار رفته ( توضیح و تشخیص اسم عام در صرف و نحو عربی خیلی پیچیده و طولانیه . مضافا اینکه از حد سواد من خیلی افزونتره)
جالبه که بدونید در این مواقع که «الله» به عنوان اسم عام بکار رفته ، میشه به جاش کلمه «الناس» رو قرارداد و معنی اون رو روانتر فهمید. ناس به معنی توده مردم عادیه
پی نوشت2:
مشهورترین آیه ای که برای مثال میشه آورد ، آیه قرض الحسنه است:
من ذا الذی یقرض «الله» قرضا حسنه …..
سپتامبر 20, 2011 @ 13:06:17
سوم شخص عزیز
اول بگذار بگم که این یوسف نجار با اون یوسف عزیز مصر و پسر یعقوب فرق میکنه و طبق شجره نامه یوسف نجار بینشون بیشتر از 50 نسل اختلاف وجود داره. این یوسف گفته میشه شاید پدر عیسا باشه و به گفته ای نامزد مریم بوده و قبل از این که به هم برسند روح الامین مریم رو حامله کرده بود و در تمثالها افسار خری رو دست داره که مریم و عیسای نوزاد رو حمل میکنه.
درباب تخمین زمان هبوط آدم از روی ردیف کردن سن پیامبران به ترتیب باید دو نکته رو در نظر داشت. یکی این که پیغمبرانی مثل نوح عمر هزارساله براشون ادعا شده و این همپوشانی زمانی پیغمبران ثدر و پسر رو خیلی بیشتر پیچیده میکنه. نکته دوم این که تورات مثل تذکرهنامهای میمونه که قوم یهود نسل به نسل نوشته باشندش. به نظر من تاریخ یهود که از یعقوب به بعد به وجود میان قبل از یعقوب خیلی آمیخته با اسطوره و داستانسرایی میشه و مطالب غیرمنطبق با واقعیت توش زیاده و باید ماقبل تاریخ و بیزمان در نظر بگیریمشون. عین شاهنامه خودمون و این که مثلا رستم و سهراب چه زمانی زندگی میکردند سوالی بیجواب خواهد بود چون افسانه و اسطوره هستند. برای همین هیچ واقعیتی در کار نخواهد بود اگه به شجرهنامههای تورات استناد کنیم. به این دلیل داستان هبوط آدم یه افسانهای ست برای خودش و بیزمان.
سپتامبر 21, 2011 @ 06:54:50
مناجاتخانه گرامی
سلام
کاملا حق با شماست.من منظور مهران رودر مورد یوسف اشتباه متوجه شدم.
ظاهرا در مورد حاملگی حضرت حوا هم ره به خطا بردم ! که پروانه عزیز مثل همیشه بسیار کامل توضیح دادند
دوست گرانقدر من
شما بهتر از من میدونید که هر بررسی و تحقیقی ، ابزار و روشهای خودش رو داره.
وقتی هبوط حضرت آدم جز در کتابهای مذهبی نیومده ، پس تنها راه بررسی اون هم کتابهای مذهبیه
سالهای سال مذهبیون میگفتن حضرت آدم اولین بشریه که پا روی زمین گذاشته و با فرضیه تکامل میجنگیدند.
اما حداقل الان میشه با قاطعیت نخستین بشر روی زمین بودن حضرت آدم رو رد کرد
در مورد زمان هبوط حضرت آدم ، فقط علمای یهودی نیستن که به این تحقیق پرداختن ، مسلمونها هم در این مورد کار کردن
اگر اشتباه نکنم در این مورد حدیث هم وجود داره
دوست عزیزم
همانطور که بالاتر هم عرض کرده بودم ، ترتیب پیامبران یکی بعد از دیگری نبوده ، و بعضا با همدیگه مبعوث میشدن. در مورد پیامبران پدر و پسر هم همین داستان وجود داره
اگه خاطرتون باشه ، هم حضرت یعقوب پیامبر بود ، هم یوسف ؛ هم بنیامین
این سه پیامبر نسبت پدر و پسر و برادری با هم دارن ، اما هم عصر بودن
اما اگر بخواهیم بر اساس مستندات غیر قابل انکار صحبت کنیم ، اصلا کی گفته حضرت آدم وجود داشته ؟!!!
شاد باشید
پی نوشت:
در مورد سن حضرت نوح ، آنچه در قران آمده اینه که در زمان طوفان نهصد و پنجاه سالشون بوده ، اما اینکه چندسال بعد از طوفان زندگی کرده رو کسی نمیدونه !
سپتامبر 21, 2011 @ 17:51:36
جناب سوم شخص مفرد:
سلام
من با نظر شخصیه شما کاملا موافقم و بسیار ممنونم که در زمینهٔ اسم عام و خاص در قرآن برام توضیح دادید.
من اینجا از کامنتهایِ شما چیزهایِ زیادی یاد گرفتم.
اینکه اولین بار اینجا برای کامت گذاشتن اسم کانت به ذهنم رسید به دلیل همین اعتدالِ کانت در موازنه مذهب و آزادیِ بشری بود.
همونطور که کانت گفته: » انسان نه یک وسیله بلکه هدف است.»
و اینکه: «میتوان به نامِ آزادی، برابری و برادری، نفرت انگیزترین اقدامات را مرتکب شد.»
من مذهب رو هم به موارد بالا اضافه میکنم. وقتی ایمانِ تعصب آمیز همراهِ مذهب باشه خطرناکترین وسیله دستِ بشر میشه. در اون زمانِ که هدفِ اصلی فراموش میشه و آدمها بیشتر به جزئیات میپردازن تا اصلِ موضوع.
با تشکر
سپتامبر 23, 2011 @ 00:24:40
بسیار عالی گفتید
سپتامبر 27, 2011 @ 08:11:58
سلام فرید جان
چه عجب
منور فرمودید
قربان شما بنده رو عفو بفرمائید
منظوری از حامله کردن حضرت آدم نداشتم!!!
کاملا اتفاقی پیش اومد!!!
فرید جان
در یکی از کامنتها (یادم نیست کدومشون. جناب فوسکا یا پروانه عزیز) گفته شده که اون پرنده جبرائیله . به عبارت ددیگه همون روح القدس
روشن شدی؟!!!
شاد باشید
پی نوشت:
یه پسری ، خواست به یه دختری متلک بگه
گفت یه بوس بده تا با آتیش لبات سیگارم رو روشن کنم
دختره گفت ، بهت بوس نمیدم تا کونت بسوزه ، سیگارت رو با اون روشن کن!!!
پی نوشت2:
بانوان دربار عفو بفرمایند
پروانه عزیز
به خدا همه اش تقصیر این فرید بود
منو اغفال کرد
پی نوشت3:
یه زمانی حامله شدن در انحصار خانمها بود
ظاهرا به قدرت علم و تکنولوژی این انحصار شکسته شده
البته در زمان حضرت آدم علم اینقدر پیشرفت نکرده بود !!!
سپتامبر 27, 2011 @ 16:01:55
سلام سوم جان
ما هميشه همين گوشه ها هستيم ولي طبق يك سنت تاريخي هيچوقت ديده نميشيم .
از توضيحات روشنگرانتون در مورد آدم تشكر ميكنم
پاينده باشيد