با درود و عرض تبریک خدمت شما دوستان به مناسبت فرارسیدن بهار و سال خورشیدی جدید… تبریک گرم مرا پذیرا باشید و بدانید که همه ما در دنیای بزرگ یا کوچکی که داریم همواره با اهریمنان و دشمنانی روبرو هستیم که به صورت ناخودآگاه در افرادی که دوستشان داریم ظاهر می شوند. پس بهترین وسیله برای مبارزه با این روان مسموم که در نردیکترین دوستانمان ظاهر می شونداستفاده از لبخند ومهربانی است. همواره خنده رو خنده لب و خونگرم باشید تا اهریمنان از شما دور باشند.

و اما این نوشته را به سختی و تنبلی شروع کردم! عنوانی را برگزیدم بس دشوار و بس جذاب و به صورت یادداشت های پیاپی در ایام نوروز Nowrūz تقدیم شما خواهم کرد. از نیکولاس پوسین Nicolas Poussin شروع می کنم .

او نقاشی فرانسوی و هم دوره داوینچی بود که در قرن 16 میلادی می زیست و به سبک کلاسیک کار می کرد. او هم مانند بسیاری از نقاشان اروپایی قرن 16 بیشتر دوران کاری خود را در ایتالیا گذراند. امروز می خواهیم درباره یکی از آثار او به نام «Et in Arcadia ego» به معنای تحت اللفظی «من در آرکادیا بودم «بپردازیم. سپس از خلال بررسی تابلو به آثار داوینچی  و پس از آن به بحث شیرین جام مقدس خواهیم رسید.

rançais : Les Bergers d'Arcadie (Et in Arcadia ego) Date 1637-1638 Medium Oil on canvas Dimensions 87 × 120 cm Current location Deutsch: Musée du Louvre

در این تابلو 4 چوپان را می بینیم که به دقت در حال بررسی گور تازه یافته ای هستند که بر روی آن حروفی نوشته شده است. جمله ای که عبارت نسبتا معروف  «momento mori»  به معنی به «یاد آور که باید بمیری » از آن برداشت می شود.

شاید بد نباشد در اینجا بگویم که این تابلو پیچیدگیهای خاص خود را از نظر اسطوره ای و نمادی دارد و شاید خودم هم در ترتیب بیان داستان گیج شوم. داستان از این قرار است که این تابلو در واقع بر اساس داستان و روایتی از کتاب ویرژیل ترسیم شده است. ویرژیل مجموعه اشعاری دارد به نام «سرودهای شبانی» که چیزی شبیه به اشعار مولانای عزیزمان است. پوسین با ایده گرفتن از این بخش صحنه ای را ترسیم کرده است که وقتی به آن دقت می کنیم بسیار عجیب و متحیر کننده به نظر می رسد. فضای کلی تابلو اشاره دارد به افسانه «دافته و آپولون» در واقع این گور متعلق به دافته می باشد. در افسانه ها می خوانیم که  آپولون یا » خدای روشنانی» عاشق دافنه می شود. اما دافنه که در پاکی و راستی ثابت قدم است به او اهمیتی نمی دهد. در نهایت در اثر اصرار او، دافنه می پذیرد که با با او همبستر شود به شرطی که از او باردار نشود. اما بازهم در هنگام نزدیکی دافنه از پدرش کمک می طلبد و پدرش او را به درخت غار تبدیل می کند. اگر به درخت غار که درپس زمینه تابلو دیده میشود توجه کنیم می بینیم که اشاره به دافنه دیده می شود. اما شاید ذهن شما در این جملاتی که من نوشته ام ناخودآگاه راه خطا را پیموده است. نکته این است که در واقع دافنه چندان هم به خاطر پاکی و راستی امتناع نمی کرد ؛ بلکه او تمایلات همجنس خواهانه داشت.

حالا بحث دوم را باز می کنم … همانطور که می دانید نام تابلو تقریبا به معنی دوباره اتفاق افتادن یا دژاوو است. در اینجا فردی که که از شبانان و روستاییان سرزمین آرکادیا که در تمام ادبیات اروپایی به عنوان یک سرزمین شاد و بدون مرگ و میر نام برده می شود می گوید «من قبلا در اینجا بوده ام!» .پس حالا وقت آن است که به قضیه متامورفیس یا تناسخ برسیم. نقاش با انتخاب این صحنه در واقع تمایل داشته است تا ذهن بیننده را به سمت این دگردیسی که البته هم در نام سوژه دیده می شود و هم در داستان آپولو (تیدیل شدن به درخت غار) به ما بگوید که می توان زندگی دوباره داشت.

رنگ زرد روشن در اینجا به معنای اولوهیت  و تقدس است که بر تن تنها زن تابلو دیده می شود و  جالب است که از میان این چهار نفر فقط سایه یک نفر بر روی معبد افتاده است. سایه بر روی گور نماد مرگ و انسان مرده است. نفر سمت چپ گویا از فهمیدن راز میرا بودنش ناراحت است و بقیه بیشتر متفکر هستند.زن دستش را بر شانه مردی گذاشته است که بر سرش تاج زیتون دارد و ما را به یاد مسیح می اندازد اما زن پایین تنه خود را با لباسی همرنگ مرد مرده(آبی پوش) پوشانده است و گویا باردار است…به نظر شما رابطه ای وجود دارد؟ آیا فرزند زن از مرد آبی پوش است؟شاید زمانی که یهودا در آخرین شب پس از شام در نظر داشت به مسیح خیانت کند مسیح به او گفت اگر تو برای من سوگند پاک دامنی خورده ای پس باید به درخت غار تبدیل شوی…که اینچنین شد…!

Nicolas Poussin